در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلدادگان نیز تولید معیوب و ناقص این روند غیراصولی است. بنابراین در عمل شاهدیم که مثلا سریالی مانند دلدادگان در میان انبوه تولیدات بیمخاطب، میتواند بخشی از مخاطبان گریزان از تلویزیون را به خود جذب کنند؛ اما همان عوامل باعث میشوند در نهایت تماشاگر با سرخوردگی روبهرو شود.
فضای عمومی جامعه چنین است که بدون نیاز به داشتن تخصص در زمینه فیلمنامهنویسی یا کارگردانی، مخاطب عام میتواند تشخیص دهد پایانبندی و جمع کردن یک سریال و تعیین تکلیف شخصیتهای اصلی چقدر طبق روال منطقی پایان میپذیرد و چقدر سرهمبندی شده است. این تشخیص را مخاطب عام پیدا کرده است. حتی اگر هیچ اطلاعی درباره روند تولید یا برای مثال اختلاف عوامل فیلم نداشته باشد و هیچگاه هم مشخص نمیشود که یک سریال که حقوق اصلی و معنوی آن به تلویزیون اختصاص دارد، چگونه میتواند بیتوجه به مخاطب اینگونه تولید شود و رابطان سازمان با سریالها و ناظران کیفی، عملا چه کاری انجام میدهند. این پرسشی است که هیچگاه کسی خود را موظف به پاسخگویی آن ندیده است. نتیجه نهایی چنین بی کفایتیهایی فقط از دست رفتن سرمایه اصلی تلویزیون یعنی تماشاگران و افزایش بیاعتمادی است و بزرگترین آسیب رسانه، آن است که خود به دست خود باعث رنجش مخاطبانی شود که بزحمت به وجود آمدهاند.
منوچهر اکبرلو
منتقد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: