بازنشسته‌م من و جیبم تهی از دینار است

وضعیت فعلی اقتصادی و گرانی و احتکار آنقدر فشار آورده که منوچهر مجتهدزاده،‌ شاعر خوش‌قریحه کرمانشاهی ملقب به «ویلان» هم بیفتد به جان گرانی و حالش را بگیرد و بکند توی قوطی. این شما و این سروده جناب ویلان که حسابی از خجالت گرانی‌ها در آمده:
کد خبر: ۱۱۷۰۰۶۴

خواستم تا که کنم شکوه از اجناس گران

قیل و قال همه رانتپذیران نگذاشت

خواستم تا که روم از پی اندوختن زر

یاد درماندگی جمع فقیران نگذاشت

خواستم تا که شوم مدعی محتکران

تلفنهای پیاپی به من امکان نگذاشت

خواستم تا که کنم از غم بیسامانی

کری گوش وزیران و وکیلان نگذاشت

خواستم تا که بدزدم رقم از بیتالمال

ترس از محتسب و داور سبحان نگذاشت

خواستم تا که روم از پی افعال حرام

دل پریشان شد و پیمانه وجدان نگذاشت

خواستم تا که کنم پیشه خود ریب و ریا

قوت و قدرت دین، مایه ایمان نگذاشت

خواستم تا که روم از پی بد آموزی

سر راهم بگرفت خار مغیلان نگذاشت

خواستم تا که تناول بکنم قوت حرام

توده شارب من، ریش فراوان نگذاشت

خواستم بیم شوم بهر مدارم بروم

شد وبال من و یک راه به درمان نگذاشت

داد خواستم که بگیرم ز بیدادگران

وحشت عهد و عیال و دل ویلان نگذاشت

بازنشستم من و جیبم تهی از دینار است

خرج اجناس گران، درهم و تومان نگذاشت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها