گفت‌وگو با سعید پرویزی، گزارشگر جسور تلویزیون استان فارس که این روزها گزارش هایش حسابی دیده می شود

با اسلحه تهدیدم کردند!

زبل خان اینجا، زبل خان آنجا، زبل خان همه جا! این عنوانی است که می‌توان این روزها برای سعید پرویزی، خبرنگار پر تلاش رسانه ملی در استان خونگرم فارس به کار برد که مرتب با ذره‌بینی که در دست دارد به دنبال سوژه‌های خاص اجتماعی می‌گردد و به محض پیدا کردن یک‌سوژه خوب به سراغش می‌رود. البته یکی از ویژگی‌های مثبت این خبرنگار جسور صداوسیما، پیگیری های او‌ست و خوشبختانه با این روحیه تا به امروز توانسته گزارش‌های تاثیرگذاری را آماده کند و از این طریق پیگیر مطالبات مردمی هم باشد. دیگر نام او در میان مردم استان فارس شناخته شده و هر‌وقت آنها با مشکلی روبه‌رو می‌شوند به او پیامک می‌دهند و او هم خیلی سریع و همچون عقاب بر سر مسؤولان خراب می‌شود و به دنبال مطالبه‌گری است. پرویزی تا زمانی که به نتیجه نرسد دست از تلاش بر‌نمی‌دارد. این خبرنگار جسور صدا و سیما که متولد سال 1355 است، از سال 80 با عنوان عکاس فعالیت خود را در روزنامه‌های محلی شروع کرد، اما بعد از مدتی از او خواسته شد تا خودش هم دست به قلم شود. گرچه این رخداد اتفاقی پیش آمد، اما پرویزی استقبال کرد. البته او قبل از ورودش به عرصه روزنامه‌نگاری، دیپلم عکاسی و تصویربرداری داشت و بعد از مدتی سراغ رشته خبرنگاری رفت و تا مقطع کارشناسی در این رشته تحصیل کرد. پرویزی سال 1390 وارد رسانه ملی شد و چند سال به آموزش و گرفتن گزارش‌های سبک مشغول بود تا این‌که قرعه‌شانس سال 94 نصیبش شد و او توانست با یک گزارش جامع با عنوان تاراج خاک عنوان خبرنگار برگزیده را از آن خود کند. بعد از آن دیگر سراغ سوژه‌های داغ رفته و گزارش‌های تاثیرگذاری روانه آنتن کرده که یکی از گزارش‌های اخیر او با عنوان قاچاق سوخت که تا پاکستان هم رفته، سر و صدای زیادی به پا کرده است. به همین بهانه گپ و گفت صمیمانه با این خبرنگار جسور داشتیم که البته به گفته خودش او همیشه مسؤولان و بقیه را غافلگیر می‌کرد، اما این بار خبرنگار جام‌جم او را برای تهیه گفت‌وگو غافلگیر کرده است.
کد خبر: ۱۱۷۰۰۵۰

خبرنگاری جزو مشاغل پر هیجان است که عده زیادی جذب این حرفه میشوند، اما بعد از مدتی تبدیل به خبرنگار خنثی میشوند، اما این اتفاق برای شما وارونه رخ داده و هر چه سنتان بالاتر رفته، جسارتتان برای تهیه گزارشها بیشتر شده است، چطور این روحیه کنجکاوی در شما تقویت شده و پیگیر مطالبات مردمی هستید؟

من حرفه خبرنگاری را از روزنامه شروع کردم. به نظرم کسانی که میخواهند وارد این عرصه شوند، باید ابتدا کارشان را با روزنامه شروع کنند تا قلمشان خوب شود. داشتن قلم خوب خیلی اهمیت دارد و زمانی که شما قلم خوبی داشته باشید، حتماً میتوانید گزارشهای خوبی هم در تلویزیون ارائه کنید. وقتی فرد پله پله مراحل را در زندگیاش طی کرده باشد، حتماً مسیر امیدوارکنندهای را پیشرو دارد و این اتفاق هم برای من افتاده و من از پایه حرفه روزنامهنگاری را شروع کردم.

خبرنگار باید اطلاعاتش به روز باشد تا با پشتکار و تلاش بتواند پرداخت بهتری در سوژه‌هایش داشته باشد. ضمن این‌که قبل از تهیه گزارش، باید تحقیقات جامعی داشته باشد، حتی اگر گزارشگر یک ساعت برای تهیه گزارش وقت داشته باشد باید آن را به تحقیق اختصاص دهد. بنابراین پشتکار، تحقیق و قلم خوب در تهیه یک گزارش تاثیرگذار سهم عمده‌ای دارد. از سوی دیگر وقتی شما این عوامل را داشته باشید و یک روحیه کنجکاوانه و مطالبه گری حتماً موفق می‌شوید.

از سوی دیگر وقتی قرار است گزارشی آماده کنم، در درجه اول مردم برایم اهمیت دارند؛ به همین دلیل تلاش می‌کنم هم وقت بگذارم، هم تحقیق مفصل کنم تا گزارش‌هایم کاملاً براساس مستندات باشد تا تاثیر لازم را بگذارد.

پس اعتقاد دارید قلم تان خیلی خوب است؟

ادعا نمی‌کنم که قلمم خوب است، اما تلاش خودم را کرده ام.

چرا سراغ دردسر می روید؟

بله، چون دلم نمی‌خواهد خبرنگار خنثی باشم. وقتی سوژه‌ای را شروع می‌کنم تا آخر مسیر پیش می‌روم و سماجتم باعث می‌شود به هیچ وجه خسته نشوم و راه را تا انتها طی کنم، حتی اگر با خطر هم روبه‌رو شوم.

اما برخی خبرنگاران به‌خاطر خطراتی که احتمال می‌رود در طول کار پیش بیاید، خیلی روحیه مطالبه‌گری ندارند و ترجیح می‌دهند خبرنگار خنثی باشند؟

نه، من به هیچ‌وجه این‌طور نیستم. گرچه با خطراتی هم روبه‌رو شدم و یا تهدیدم کردند، اما به هیچ‌وجه سرد نشدم.

یعنی از این‌که خطری شما را تهدید کند، واهمه ندارید؟

نه، چون خدا پشتوانه من است. ضمن این‌که من همیشه تلاش کرده ام گزارش‌هایم صحت داشته باشد و با تحقیق و پژوهش جلو می‌روم. به‌‌عنوان نمونه برای تهیه گزارش سوخت قاچاق تحقیقات گسترده‌ای انجام دادم. معتقدم وقتی گزارشگر با سند حرف بزند، گزارش هایش هم تاثیرگذار است و دیگر کسی نمی‌تواند خرده بگیرد، چون با سند گزارش را آماده کرده است.

ولی شنیده ایم برای گزارش تاراج خاک سه‌بار به دادگاه احضار شدید. مگر این گزارش‌تان براساس سند نبود که سه بار احضار شدید؟

اتفاقاً تاراج خاک جزو گزارش‌هایی بود که با بازتاب‌های زیادی در جامعه روبه‌رو شد. طبیعی است که به مذاق برخی خوش نمی‌آید، حتی اگر گزارش با استدلال و سند باشد. اتفاقاً وقتی بار اول به دادگاه احضار شدم، تبرئه شدم، اما کسی که شاکی بود از جوانب دیگر هم به این گزارش ایراد گرفته بود و در نهایت سه بار به دادگاه احضار شدم، اما سرانجام تبرئه شدم، چون گزارشم با مستندات بود.

برای تهیه گزارش قاچاق سوخت هم خیلی وقت گذاشتم. این‌که چطور در اتوبوس‌ها باک جدید در گاراژهایی که مجوز ندارند، گذاشته می‌شود و حتی به‌خاطر این گزارش تا پاکستان هم رفتم که چطور این سوخت و با چه قیمتی تامین می‌شود.

اما سرعت هم در تهیه خبر اهمیت دارد و این در حالی است که شما وقت زیادی برای تحقیقات گزارش‌هایتان می‌گذارید، آیا این شرایط در رسانه ملی برای شما فراهم می‌شود؟

گزارش‌های خبری با گزارش مستندهای خبری متفاوت است. برای مستندهای خبری زمان بیشتری باید گذاشت و این زمان را می‌گذارم و خوشبختانه این همکاری هم صورت می‌گیرد و مدیران شرایط را برایم فراهم می‌کنند.

یعنی اعتماد مدیران رسانه ملی را جلب کردید؟

بله، خوشبختانه این اعتماد به نتایج خوبی منجر شده است و باعث شده وقتی برای تهیه گزارش قاچاق سوخت تا مرز پاکستان پیش می‌روم،دست خالی برنگردم. یا به یاد دارم برای رجیستر موبایل تا دبی هم رفتم. یا گزارش تاراج خاک باعث شد تا قانونی در مجلس مصوب شود.

شما به خطراتی اشاره کردید که احتمال دارد برایتان پیش بیاید، واهمه ندارید. طبیعی است که این گزارش‌ها با مذاق برخی‌ها همخوانی نداشته باشد و شما را تهدید کنند. چندبار به‌خاطر گزارش هایتان تهدید شدید؟

بله. خطر همیشه وجود دارد. چندین بار من و خانواده ام را تهدید کردند، حتی یک بار با اسلحه تهدید شدم!

وقتی با اسلحه تهدید شدید، در آن لحظه چه واکنشی داشتید؟ به خانواده تان فکر نکردید؟

خدا را شکر می‌کنم که تا امروز مراقب من و خانواده‌ام بوده و اتفاقی نیفتاده است. من پذیرفته ام در این مسیر قدم بردارم، بنابراین باید خطرات آن را به جان بخرم، چون چیزی که برایم اهمیت دارد این است که مطالبات مردم را پیگیر باشم.

اما شما متاهل هستید، خانواده‌تان چطور با این مساله و تهدیدها کنار آمده اند؟

من دو فرزند دارم. پسرم 13 ساله و دخترم سه ساله. همسر و فرزندانم را خیلی دوست دارم، اما این هم بخشی از کارم است و باید خبرنگار پل ارتباط میان مردم و مسؤولان باشد و پیگیر مطالبات آنها. به همین دلیل نگران نیستم، چون خدا با ماست. از سوی دیگر خانواده‌ام هم این شرایط را پذیرفتند و کنار آمدند.

طبیعی است همسرتان کنار بیاید، اما فرزندان چطور؟

تهدید کرده‌اند که فرزندم را از جلو ی در مدرسه‌اش می‌دزدند، اما خوشبختانه این تهدیدها به نتیجه‌ای نرسیده است و لطف خدا شامل حال ما بوده است. هدف من خدمت به مردم است و تا آخر می‌روم. من به‌عنوان خبرنگار وظیفه دارم پیگیر مشکلات مردم باشم. به یاد دارم به روستایی در شهرستان لامرد استان فارس رفته بودم. در آنجا مردم آب آشامیدنی نداشتند و من برای تهیه یک گزارش دیگر رفته بودم، ولی همان جا گزارش مفصلی از این مشکل مردم آماده کردم و توانستیم بعد از یک سال مطالبه‌گری به نتیجه برسیم و مردم صاحب آب شیرین آشامیدنی شوند.

حالا یک سوال غیرمتعارف، بین این همه تهدید و خاطرات تلخ، خاطره با نمکی هم دارید برایمان بگویید؟

(باخنده) بله. اتفاقاً یک خاطره با مزه دارم.

پس بفرمایید.

یک روز جایی رفته بودیم که مردم به خاطر پول زمین‌هایشان خیلی عصبانی بودند و با چوب و هر چیزی که در دست داشته بودند، مسیر را بسته بودند. مسؤولان هم راه نمی‌دادند. تا این‌که من جلو رفتم و به یکی از اهالی آنجا گفتم شما چه کسی را راه می‌دهید تا به این مشکل خاتمه بدهد و او هم خطاب به من گفت که فقط بگویید آقای پرویزی بیاید و از ما گزارش تهیه کند. به او گفتم اگر آقای پرویزی بیاید چه می‌گویید؟ و او هم خطاب به من گفت مشکلات مان را توضیح می‌دهیم تا با پخش گزارش، ترتیب اثر داده شود. به او گفتم سعید پرویزی هستم. او نگاهی عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت که شما خیلی زشت هستید، پرویزی قشنگ است. در حالی که خنده‌ام گرفته بود تاکید کردم که خودم هستم، اما او اصرار داشت قیافه من با تصویر تلویزیونی‌ام متفاوت است. تا این‌که بعد از چند دقیقه پذیرفت و من گزارشی گرفتم، حتی شخصاً برای گرفتن پول مردم پافشاری کردم.

چه حسی دارید وقتی بین مردم تا این حد شناخته شده هستید و از شما می‌خواهند که مشکلات شان را حل کنید؟

خیلی حس شیرینی است. می‌توانم بگویم حس آن مثل حسی روزی است که پدر شدم. وقتی به خیابان می‌روم با احساسات پاک مردم رو به رو می‌شوم.

وقتی مشکلی دارند برایم پیامک می‌فرستند و همه اینها لذتبخش است و من هم در حد توانم سعی می‌کنم به‌دنبال مطالبات‌شان باشم. در واقع هر جا مشکلی را ببینم همچون عقاب حاضر می‌شوم.

پس یعنی مسؤولان به‌خاطر گزارش‌هایتان از شما واهمه دارند؟

نه، به هیچ وجه منظورم این نیست که واهمه داشته باشند. منظورم این است که همچون عقاب بالای سر سوژه می‌آیم و با سماجت آن را به نتیجه می‌رسانم.

و به عنوان سوال آخر، چرا کارهای شما این‌قدر دیر دیده شد؟

به‌خاطر این‌که من ده سال در روزنامه محلی کار می‌کردم و از سال 90 وارد رسانه ملی شدم. وقتی هم وارد شدم به‌دنبال آموزش بودم، به همین دلیل گزارش‌های سبک‌تر آماده می‌کردم، ولی از سال 94 با تهیه گزارش تاراج خاک با عزم بیشتری پیگیر گزارش‌ها هستم.

فاطمه عودباشی

رسانه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها