دیروز به مجید توکلی تلفن کردم تا از او بپرسم چه میکند و بعد از متولد 65 تصمیم دارد فیلمی بسازد یا او هم مثل خیلی از کارگردانهای جوان با اما و اگرهای زیادی برای ادامه کارش روبهرو شده که مسیر صحبتمان رفت به این سمت که جوانها در کجای سینمای ایران جای دارند بخصوص این روزها که قانون منع بهکارگیری بازنشستهها تصویب شده و مسؤولان بلندمرتبه کشور از دادن سکان کارها به جوانان حمایت میکنند و میگویند که آینده کشور بهتر خواهد شد اگر جوانها وارد موضوعات مختلف شوند و به آنها اعتماد شود.
توکلی میگوید با همکاری جمیله دارالشفایی مشغول نوشتن فیلمنامهای جدید و مثل فیلم قبلیاش درباره جوانان است، امیدوار است که شرایط ساخت فیلم دوم برایش فراهم شود.این کارگردان در پاسخ به این سوال که چرا اینقدر دیر به فکر ساخت فیلم دوم افتادید، میگوید: درگیر به سرانجام رساندن پروسه تولید و پخش متولد 65 بودم. ساخت و اکران عمومی، توزیع در شبکه نمایش خانگی و بقیه موارد یک فیلم سینمایی در کشور ما حدود دو سال طول میکشد، در ظاهر شاید مسؤولیت اکران و توزیع در شبکه نمایش خانگی به عهده تهیهکننده باشد، اما بههرحال کارگردان هم باید پیگیر باشد تا کارش به سرانجام برسد، چون در سینمای ما اگر فیلمساز دنبال کارهای فیلماش نباشد، حتما شکست میخورد. البته اگر شرایط ایدهآل باشد دغدغه خودم هم هست که پیگیر کارهای فیلمم باشم. بعد از متولد 65 دنبال طرح و قصه خوبی هم بودم که بتوانم آن را به یک قصه سینمایی تبدیل کنم. به نظرم فاصله دو تا سه یا چهار سال بین دو فیلم منطقی است که اگر غیرازاین باشد یا فیلمساز خیلی هنرمند است که هر سال دغدغه و مسالهای برای طرح در سینما پیدا میکند یا شرایط حمایتی از او به گونهای است که میتواند هر سال فیلم بسازد.
سال 93 که فیلم متولد 65 به بخش نگاه نو که مخصوص کارگردانانی است- که فیلم اولشان را ساختهاند- راه یافت، 11کارگردان جوان فیلمهایشان را به جشنواره عرضه کرده بودند که به گفته خیلیها بیشتر آنها استعدادهای بینظیری دارند و میتوانند به اصطلاح خون تازهای به سینمای ایران که تقریبا به روزمرگی افتاده است، تزریق کنند.فیلمسازانی مانند سعید روستایی، کارگردان فیلم ابد و یک روز، محمدحسین مهدویان سازنده فیلم ایستاده در غبار، احسان بیگلری کارگردان فیلم برادرم خسرو،مسعود مددی سازنده فیلم گیتا، جمال سیدحاتمی کارگردان فیلم لاک قرمز، سهیل بیرقی سازنده فیلم «من» و چند کارگردان خوب دیگر که فیلمهایشان مطرح شد و جایزه گرفت و در اکران هم موفق شد. توکلی میگوید: ما 11نفر بودیم که یکی از قدرتمندترین بخشهای جشنواره فیلم فجر سالهای اخیر را شکل دادیم، اما واقعیت این است که بجز یک کارگردان بقیه نتوانستند فیلم دوم خود را بسازند یا تازه فیلم جدید خود را کلید زدهاند. آقای روستایی سازنده فیلم تحسین برانگیز ابد و یک روز، بتازگی فیلم دوم خود را ساخته است.
از توکلی درباره دلیل اینکه بیتوجهی به کارگردانان خلاق و جوان چه میتواند باشد میگوید: به نظرم علت مدیران بازنشستهای است که هنوز مقید بروکراسی، کاغذبازی و مقررات خشک هستند و بهجای تسهیل کار فیلمسازی آنها را با موانع و دستاندازهای زیادی روبهرو میکنند. در دوسه سال گذشته و تغییرات مدیریتی در سینما و آزمون و خطاهای پیوسته و بیاثر، هیچ حمایتی از جوانها که نشده بلکه باعث شده یک نسل بسوزند و نتوانند کار کنند. اتفاق خوبی که امسال افتاد منع به کارگیری بازنشستهها در پستهای مدیریتی است که امیدوارم این قانون باعث اتفاقات خوبی در سینمای ایران شود. به نظرم تزریق فکر جوانها به سینما تغییرات خوبی در شکل و محتوای سینمای ایران به وجود خواهد آورد.حتی اگر جوانها اشتباه هم بکنند باز هم بهتر از این است که سالمندان و بازنشستهها برای سینما تصمیمهای تاریخ گذشته و ناکارآمد بگیرند.
همه آنهایی که دلسوز کشور در همه شاخهها هستند بر این باورند که باید به جوانها اعتماد کرد و سکانهای مختلف مدیریتی را به آنها داد. توکلی با این رویکرد موافق است و میگوید: بله ! بجز اعتمادکردن چارهای نیست. وقتی مدیران جوان باشند، به جوانهای فیلمساز هم بیشتر اعتماد خواهند کرد. اتفاقی که الان بندرت رخ میدهد، اگر به پروانه ساختهایی که در دوسه سال گذشته صادر شده نگاهی بیندازید، متوجه میشوید که سهم فیلم اولیها بسیار کم است چون مدیریتی که بر سینما حاکم است، نمیپذیرد جوانها وارد عمل شوند و فیلم بسازند.
از زمانی که قانون منع بهکارگیری بازنشستهها طرح شد، جوانان زیادی برای گرفتن حق خود به موضوع ورود کردند. از فضای شبکههای اجتماعی برای حمایت از این طرح استفاده کردند، اما واقعیت این است که سینماگران و جوانان علاقهمند به این رشته کمتر به این موضوع ورود کردند، این بیتوجهی و خنثی عملکردن خودش جای آسیبشناسی دارد بخصوص الان که رهبر معظم انقلاب هم بر جوانگرایی و سپردن آینده به دست جوانان تاکید دارند.
طاهره آشیانی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم