در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند پسر جوان نیز بستههای ماهی و میگو را به سردخانه میبرند تا این محصولات آماده صادرات شود، چرا که مقصد نهایی اغلب این محصولات کشورهایی مانند تایلند، چین، بلژیک، پاکستان و قطر است.
در بندر دیر اغلب مردم نشانی شرکت لازک را میدانند و میگویند این کارخانه برای بسیاری از افراد فرصت شغلی ایجاد کرده به همین دلیل اگر نشانی آن را بخواهید کم نیستند افراد خونگرم و مهماننوازی که پیشنهاد میکنند شما را تا خیابان ساحلی بندر دیر همراهی کنند.
در انتهای خیابان ساحلی کنار ساختمان گمرک بندر دیر چند کامیون یخچالدار پشت سر هم پارک کردهاند. بار آنها میگو و ماهی است و منتظرند تا بارشان را به داخل کارخانه انتقال دهند.
مرد جوانی که راننده یکی از این کامیونهاست میگوید از بندر هندیجان برای کارخانه ماهی و میگو آورده. آنطور که او میگوید از وقتی این کارخانه فعالیتش را شروع کرده در دیر و مناطق اطرافش خیلیها فرصت کسب و کار پیدا کردهاند.
بجز رانندههای کامیون که از بندرهای اطراف به اینجا آمدهاند، کم نیستند افرادی که برای فروش ماهی و میگوهایشان خود را به کارخانه لازک میرسانند. شیرزاد رستگاری یکی از این افراد است. او میگوید: با فعال شدن این کارخانه فرصت خرید و فروش ماهی و میگو برای صیادان و دلالها بیشتر شده است.
کارخانه گرهگشا
سالن اصلی کارخانه حدود 600 متر مربع وسعت دارد و حدود 20 میز در گوشهای چیده شده و دور هر میز چهار، پنج خانم با روپوش، چکمههای سفید و پیشبند آبی ایستادهاند و مشغول وزن و بستهبندیکردن میگوها هستند.
میگوها پس از اینکه توسط دستگاهی مکانیزه شستوشو شدند، روانه میزهایی میشوند که خانمها دور تا دور آنها ایستادهاند.
حلیمه خانم یکی از همین خانمهاست که به نظر میرسد از بقیه کارگرهای کارخانه بزرگتر است. او در حالی که با چاقوی کوچکش میگوها را تمیز میکند، ادامه میدهد: شرایط بد اقتصادی، خیلیها را تحتفشار گذاشته به خاطر همین من هم با 67 سال سن ناچار به کار هستم.
همسر حلیمهخانم از کار افتاده و یکی از فرزندانش هم با بیماری دست و پنجه نرم میکند؛ به همین دلیل زندگی برایشان به آسانی نمیگذرد، اما او خدا را شکر میکند که در کارخانه کار میکند و میتواند بخشی از هزینههای زندگی خانواده اش را تامین کند.
حلیمه میگوید: بهخاطر مشکلات زیاد تحت پوشش کمیته امداد هستم، اما کمکهزینه این نهاد کفاف مخارج ما را نمیدهد، به همین دلیل وقتی فهمیدم در این کارخانه اولویت اشتغال با مددجویان کمیته امداد و بهزیستی است به اینجا آمدم و کارم را شروع کردم.
تلاش برای بهبود شرایط
کار در کارخانه لازک گره از کار خیلی از خانوادهها باز کرده است؛ هرچند کارگران اینجا دستمزدشان زیاد نیست، اما خدا را شکر میکنند که محتاج دیگران نیستند. خیلیهاشان میگویند اینجا سفرهای پهن شده تا همه از آن استفاده کنند. آنها امیدوارند با بهبود وضع کارخانه شرایطشان بهتر شود.
نرگس یکی دیگر از کارگران کارخانه است. او که 18 سال بیشتر ندارد مشغول وزن کردن میگوهاست. او سبدهای کوچک صورتیرنگ را پر از میگو میکند و روی ترازو میگذارد. نرگس میگوید: پدرش بیمار است و با کار در اینجا به مادرش کمک میکند تا چرخ زندگیشان بچرخد.
نرگس، مرجان، آزاده و فاطمه تقریبا همسن و سال هستند و دور یک میز کار میکنند. اگر پای حرف آنها بنشینید متوجه میشوید که کار در کارخانه باعث شده دغدغههای آنها کمتر از گذشته شود. مرجان میگوید: پدرش فوت کرده و با کار در کارخانه هزینههای تحصیل خودش را تامین میکند.
آزاده 20 ساله وظیفهاش بستهبندی میگوهاست و میگوید: دوست دارم پلیس بشوم به همین خاطر کار در اینجا برای من دائمی نیست. میخواهم کمی پول جمع کنم تا بتوانم وارد دانشگاه شوم.
فاطمه که پدر و مادرش اهل افغانستان هستند، در حال چیدن میگوها در کارتنهای کوچک است. او هم از اینکه در کارخانه فرصت کار پیدا کرده خوشحال است و میخواهد پساندازی برای خودش دست و پا کند و ادامه تحصیل دهد.
او میگوید کارخانه برای آنها سرویس گذاشته، به همین دلیل مشکل خاصی برای رفت و آمد ندارند.
کارخانه لازک بخشهای مختلفی دارد، خانمها بیشتر در بخش بستهبندی و تمیز کردن فعال هستند. در بخشهایی مانند سردخانه، اما بیشتر پسرهای جوان در تکاپو هستند. آنها برخلاف افرادی که در سالن کارخانه روپوش به تن کردهاند، کاپشن پوشیدهاند. احمد یکی از این مردان جوان است. او میگوید: دمای برخی از سردخانهها تا منفی 40 درجه هم میرسد به همین خاطر مجبوریم کلاه و کاپشن بپوشیم.
او که 26 ساله است، میگوید: فوقدیپلم برق دارم، اما کاری که به رشتهام بخورد پیدا نکردم، به همین خاطر فعلا در این کارخانه مشغول شدهام.
در کارخانه لازک حدود 150 نفر در دو شیفت کار میکنند. آنها تمام تلاش خود را به کار گرفتهاند تا محصولاتشان از کیفیت بالایی برخوردار باشد، چراکه میدانند با افزایش صادرات کارخانه فرصت اشتغال برای افراد بیشتری فراهم میشود.
برکت کار خیر
شرکت لازک حدود یک سال و نیم است که با قوای بیشتری فعالیت میکند به همین دلیل کارگران به آینده شغلیشان امیدوارتر شدهاند.
صفیا... حسینی، مدیرعامل شرکت لازک میگوید: حدود دو سال پیش بهدلیل مشکلات مالی شرکت رو به تعطیلی بود و در تمام طول سال فعالیت نمیکرد، اما با ورود بنیاد برکت و بهرهگیری از کمکهای مالی و فکری کارشناسان این بنیاد، شرایط تغییر کرد و اکنون کارگران در دو شیفت کار میکنند و روزهای تعطیل نیز فعالیت در کارخانه ادامه دارد.
آنطور که او میگوید، این روزها در کارخانه ماهیهای غیرخوراکی نیز فرآوری میشود تا به کشورهای دیگر صادر شود.
حسینی ادامه میدهد: با مشاورههایی که بنیاد برکت به ما داد، توانستیم مشترییابی مناسبی داشته باشیم به شکلی که این روزها محصولات ما به چین، بلژیک، پاکستان و کشورهای جنوبشرق آسیا صادر میشود. به گفته وی، آنها در حال رایزنی برای صادرات محصولاتشان به روسیه نیز
هستند.
او درباره کمکهای بنیاد برکت نیز عنوان میکند: در کنار مشاورههای فکری، قرار شد بنیاد حدود شش میلیارد و 700 میلیون تومان به ما کمک کند که تاکنون چهار میلیارد و 300 میلیون تومان آن محقق شده است.
مدیرعامل شرکت لازک و برخی کارگران قدیمی شرکت به یاد دارند که تا مدتی پیش تعداد کارگران کارخانه در شهریور و بهمن به انگشتان دو دست هم نمیرسید، اما این روزها حدود 150 نفر در کارخانه کار میکنند.
آنطور که حسینی میگوید، خیلیها نیز به شکل غیرمستقیم از فعالیت کارخانه سود میبرند؛ افرادی مانند کامیونداران یا نمایندههای شرکت در بندرهای منطقه.
او درباره بهکارگیری افرادی که تحت حمایت کمیته امداد و بهزیستی هستند نیز عنوان میکند: در بندر دیر و مناطق اطراف افراد زیادی هستند که وضع مالی مناسبی ندارند به همین دلیل بیشتر از دیگر افراد در خطر آسیبهای اجتماعی قرار دارند.
او برای اینکه به سهم خود به این افراد کمک کند با رئیس کمیته امداد منطقه مکاتبه و درخواست کرد که مددجویان جویای کار را به شرکت آنها معرفی کند. حسینی ادامه میدهد: خیلی از افرادی که در کارخانه مشغول بهکار شدهاند این روزها از چتر حمایتی کمیته امداد و بهزیستی خارج شده و روی پای خود ایستادهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: