بوی نفت که در نفت سفید پیچید، انگلیسیها سررسیدند؛ همانطور که پیش از آن به مسجدسلیمان و اهواز و آبادان رفته بودند. در دشت پهن شده میان کوههای موسوم به «کرایی» میان مسجدسلیمان و هفتکل چاه زدند؛ 80 سال پیش، نفتی که از چاهها فواره زد، سفید بود؛ همین شد که اسم منطقه شد نفت سفید؛ منطقهای که هندیها از سوی انگلیسیها در سال 1317 دستور داشتند تا مدرنترین دهکده ایران را آنجا بنا کنند؛ دهکدهای مدرن برای مدیران و کارمندان انگلیسی و هندی و کارگران ایرانی که قرار بود نفت تمییز و زلال نفت سفید را از دل زمین بیرون بکشند و ببرند آنجا که دلشان میخواهد. به هر روی روستایی سنگی بنا شد با امکانات مجهز در حد یک شهر مدرن؛ در آن زمان با سرویسهای بهداشتی فرنگی (که هنوز در خانههای نفت سفید استفاده میشود) روستای نفت سفید، با بنگلههایی برای طبقات مختلف کارگری و کارمندی و مدیریتی جان گرفت.
نخستینبار در سال 89 که مسافری شبرو در جادههای فرعی خوزستان بودم با مشعلهای روشن در حیاط خانههایی مواجه شدم که مرا مسحور خود کرد و البته هر کسی را مسحور میکرد. بعدها در رمان «مکانی به وسعت هیچ» اثر زنده یاد فتحا... بینیاز درباره آن آتشها خواندم. آن مشعلهای روشن در حیاط خانهها ما را از روستای «نمره دوازه» به نفت سفید و سپس به «چمن لاله» رساند. مشعلهایی روشن که از صبحگاه تا شامگاه و از شامگاه تا صبح روشن است و نوید بخش حیاتی هرچند کم فروغ در منطقه. نفت که از چاه بیرون میآید، گاز هم دارد، گازش را جدا و با خط لوله تصفیهاش میکنند و برای پالایشگاه گاز میفرستند. اما چون قبلا پالایشگاه گاز نبود، این گاز را میسوزاندند. حالا هم در برخی مناطق از نفت سفید گرفته تا عنبر در لالی همینطور است. اهالی از این گاز برای روشنایی و گرما استفاده میکنند.
جمعیت نفت سفید از 38 هزار نفر در 60 ، 70 سال پیش، اکنون به حدود 100 خانوار رسیده است که شغل بیشترشان یا دامپروری است یا حراست در تاسیسات نفتی.
نفت سفید متروکهاش هم زیباست
کارمندان و کارگران انگلیسی که رفتند کمکم بساط استخراج نفت هم در منطقه برچیده شد. جز تعدادی اندک همه رفتند؛ هم کارمندان و مدیران و هم بسیاری از کارگران و خانوادههایشان. جنگ عراق با ایران که آغاز شد، نفت سفید خالی شد و خانهها خالیتر. بعد از جنگ نفت سفید ویران و تنهاتر از قبل شد، با اندک ساکنان جنگ زدهای که بازگشته بودند، با این همه هنوز آنقدر مدرن بود و بناهایش آنقدر منحصربهفرد که زیبایی خاص خودش را داشته باشد و بتواند در زمره مناطق گردشگری قرار گیرد و دهکده گردشگری نفتی شود.
مجری تبدیل نفت سفید به روستای گردشگری نفتی، بخش موزهها و اسناد صنعت نفت وزارت نفت است و مجری طرح موزهها و اسناد صنعت نفت دراین باره به جامجم میگوید: با وجود اینکه بسیاری از بنگلههای تاریخی، توسط ارگانها تخریب یا فروخته شده اند اما نفت سفید ثبت ملی دهکده گردشگری میشود.
اکبر نعمتاللهی درخصوص نامگذاری نفت سفید هم میگوید: این روستا در گذشته چشمههای نفتی داشته که از آنها نفتسفید برداشت میشده؛ یعنی نفتی تصفیه شده و تمیز که برای سوخت جت استفاده میشود و در ایران تنها این منطقه چاه نفت سفید دارد. در گذشته که برخی چاههای نفت سرباز بود، مردم محلی از جاهای مختلف میآمدند و با کاسه نفت پر میکردند و در چراغهایشان میریختند. بعدها برای همان کاسهها، باید ۳۰ شاهی و در نهایت یک ریال پول پرداخت میکردند. از آن به بعد اینجا را نفت سفید نامیدند. به گفته وی، نزدیکی نفت سفید به اهواز با طی 65 کیلومتر از موقعیت خوبی برای سرمایهگذاری برخوردار است و ثبت ملی و گردشگری شدن آن، سرمایهگذاران زیادی را به سوی آن جذب خواهد کرد.
مجتبی گهستونی
ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم