سناریوی هولناک برای انتقام از همسر سابق

مرد جنایتکار وقتی نتوانست همسر سابقش را راضی به ازدواج دوباره کند، او را خفه کرد. متهم هشت روز بعد از جنایت خود را تسلیم پلیس کرد.
کد خبر: ۱۱۶۱۹۱۳

به گزارش جامجم، ظهر 28 مرداد امسال جنایتی در محله پیروزی، خیابان پیچک به پلیس اعلام شد. ماموران پس از حضور در محل با جسد زن 35 ساله روبهرو شدند.

در همان تحقیقات اولیه مشخص شد همسر سابق مقتول به نام محمد 39 ساله با برادرش تماس گرفته و موضوع جنایت را خبر داده و برادر محمد پس از حضور در خانه، با جسد زن جوان روبهرو شده بود.

ماموران در ادامه به تحقیق از خواهر مقتول که در محل حضور داشت پرداختند که او اظهار کرد: محمد، امروز خواهرزاده چهار سالهام را مقابل خانه ما رها کرد و گریخت. پسربچه پس از ورود به خانه با همان بیان کودکانه ماجرای قتل مادرش توسط پدرش را تعریف کرد. با تلفن همراه خواهرم تماس گرفتم که پاسخگو نبود. همزمان برادر محمد تماس گرفت و از قتل خواهرم خبر داد.

کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در تحقیقات خود پی بردند، قاتل و مقتول حدودا 15 سال پیش ازدواج کرده و ثمره ازدواج آنها یک دختر 13 ساله و یک پسر
چهار ساله بود. طی مدت زندگی مشترک، براساس گفته خانواده مقتول، محمد بارها او را مورد ضرب و جرح قرار داده تا اینکه زن جوان سال 1394 با طرح شکایت با موضوع ضرب و شتم از همسر خود، او را در دادگاه محکوم و روانه زندان کرد. بعد هم در طول دوران محکومیت محمد به صورت غیابی از وی طلاق گرفته بود.

بر اساس اظهارات خانواده متهم، «محمد» پس از آزادی از زندان تا مدتها از محل سکونت همسر سابق خود و فرزندانش اطلاعی نداشت تا اینکه حدود 20 روز قبل از جنایت، به صورت اتفاقی همسر سابقش را در خیابان دید و از او خواست در هفته یک نوبت فرزندانش را ملاقات کند.

در این مدت زن جوان چند بار فرزندانش را به خانه اجارهای پدرشان برده و پس از چند ساعت همراه آنها به خانه بازمیگشت تا اینکه آخرین بار روز جمعه 26 مرداد، پسر چهار سالهشان را به خانه محمد برد و دیگر برنگشت. در این مدت هم جوابگوی تماسهای خانوادهاش نبود.

تحقیقات پلیسی ادامه داشت تا اینکه رد متهم در یکی از شهرهای گلستان به دست آمد. ماموران در جستوجوی محمد بودند تا اینکه دوشنبه او با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی خود را تسلیم کرد.

مرد جوان درباره انگیزهاش از قتل گفت: بعد از پیدا کردن همسر سابقم و بچهها خیلی تلاش کردم او را راضی به ادامه زندگی کنم، اما او مخالف این موضوع بود. پس از گذشت مدت کوتاهی متوجه شدم قصد دارد با شخصی دیگر ازدواج کند. چند بار در این باره از او سؤال کردم، اما جواب درستی نمیداد. در حالی که قرار بود پسرم را روز جمعه ملاقات کنم از همسر سابقم خواهش کردم چادرسفید دوران عقدمان را با خودش بیاوردکه قبول کرد. به بهانه اینکه از بیرون سفارش غذا دادم، خواستم زمان بیشتری در خانه بماند و او نیز به خاطر پسرمان قبول کرد. در زمان صرف شام، به همسرم دوغ مسموم به قرص خوابآور دادم. بعد از مدت کوتاهی بیهوش شد. ابتدا قصد داشتم تا او را با دست خفه کنم که در همین زمان متوجه پسر چهارسالهمان شدم که شاهد صحنه بود. پسرمان را به داخل اتاق بردم. بعد از آن دوباره سراغ همسرم آمدم و با شال خفهاش کردم. بعد از قتل، چادر سفید دوران عقدمان را روی جسد انداختم. پسرم را برداشتم و تا ابتدای کوچه محل سکونت خالهاش رساندم و از محل دور شدم. موضوع را تلفنی به برادرم اطلاع دادم و از تهران فرار کردم.

سرهنگ کارآگاه علی ولیپور گودرزی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ در این باره گفت: با توجه به اعتراف متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت از سوی بازپرس پرونده صادر و برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار کارآگاهان ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

بهخاطر علاقهام، جسدش را تکهتکه نکردم

محمد که به اتهام قتل همسر سابقش بازداشت شده بود، روز سهشنبه برای ادامه تحقیقات به شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد و در جریان تحقیقات نزد بازپرس مرادی به این جنایت اعتراف کرد و گفت: چون او به من خیانت کرده و بعد از گرفتن طلاق و حضانت بچههایمان با مردی ازدواج کرده بود، تصمیم به قتل گرفتم. ابتدا میخواستم با دوغ مسموم او را بکشم که نشد. روز بعد او را با انداختن شال به دور گردنش خفه کردم .

وی افزود: بعد از آنکه موهایش را با قیچی بریدم، پسرم را مقابل خانه خاله اش برده و همانجا رها کردم. بعد به شهرستان رفتم و دخترم را برای آخرین‌‌بار دیدم و به تهران بازگشتم. بعد از هشت روز سرگردانی به پلیس آگاهی رفتم و تسلیم شدم.

این مرد به اتهام مباشرت در قتل عمدی همسر سابقش روانه بازداشتگاه پلیس شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.

محمد دیروز در گفتوگو با جامجم به تشریح این جنایت پرداخت که در ادامه میخوانید.

دلیل اختلافت با مقتول قبل از طلاق چه بود؟

من بهخاطر اینکه پایم در محل کارم آسیب دیده بود تریاک مصرف میکردم که مشکلمان سر همین موضوع بود. گاهی هم به خاطر بدرفتاری او با بچهها با هم درگیر میشدیم.

سابقه زندان داری؟

بله. بهمن سال 94 در جریان درگیری با همسرم، او به کلانتری نارمک رفت و از من شکایت کرد. به من میگفت برای حل مشکلاتمان و مشاوره به کلانتری آمده است.وقتی متوجه شکایت شدم در آنجا علاوه بر درگیری با ماموران، زنم را بشدت کتک زدم که بازداشت شده و با دستور قضایی به زندان افتادم.

چطور آزاد شدی؟

نزدیک به دو ماه در زندان بودم که زنم یک روز به ملاقاتم آمد و گفت که رضایت ماموران کلانتری را برایم گرفته و اگرحق طلاق و حضانت بچهها را به او بدهم، خودش هم رضایت میدهد. برای خلاصی از زندان و بازگشت نزد فرزندانم قبول کردم.اما او بدون اطلاع من طلاق گرفت.

بعد چه شد؟

او به من میگفت دیگر قصد بازگشت نزد مرا ندارد. متوجه شدم او بهعنوان پرستار خانگی کار میکند. درباره ازدواج دوبارهاش به من حرفی نزد. من همچنان او را دوست داشتم و گمان میکردم آشتی میکند، اما اشتباه میکردم. او با ازدواجش به من خیانت کرد.

شب حادثه چه اتفاقی افتاد؟

آن شب پسرمان را به خانه ام آورد .در حمام بودم که متوجه شدم تلفنی با خواهرش صحبت میکند و درباره خود و شوهر جدیدش که وضع مالی خوبی دارد، حرف میزند. خون جلوی چشمانم را گرفته بود. باورم نمیشد که او به من خیانت کرده و ازدواج کرده است. همان شب تصمیم به قتل گرفتم. بیرون رفته و با خرید دارو بازگشتم. ابتدا خواستم با دوغ مسموم او را بکشم که نشد.صبح دوباره تصمیم گرفتم نقشهام را عملی کنم. همین که وارد اتاق شدم و با شال خفهاش کردم.

بعد از قتل چه کردی؟

نیم ساعت بعد، با کندن پارچه لباسش شست پاهایش را بستم بعد با قیچی کردن موهایش ، نفرتم را به او نشان دادم. حتی چاقو داشتم و میتوانستم جسد او را تکه تکه کنم و از خانه بیرون ببرم که بهخاطر علاقهام به او، اینکار را انجام ندادم. جسد را در خانه گذاشتم و چادری که برای عروسی به او هدیه داده بودم را روی جسد انداختم و با ماژیک قرمز نوشتم؛ «این سزای زن خیانتکار است، تو با چادر سفید به خانهام آمدی و با همین چادر که کفنت شده از این خانه بیرون میروی.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها