در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انتشار تکآهنگ به خودی خود اتفاق تاملبرانگیزی نیست، اما نه تا این اندازه که این روزها میبینیم و میشنویم! نکته اینجاست که این همه تکآهنگ برای چه؟ برای کدام مخاطب؟ قرار است چه نقشی داشته باشند؟ چه سرنوشتی در انتظار این تکآهنگها هست؟ از کجا میآیند و به کجا میروند و بود و نبودشان چه معنایی دارد؟ خوانندهها با انتشار این تکآهنگها چه هدفی را دنبال میکنند و قرار است چه نیازی از مخاطب موسیقی برآورده شود؟ یا اصلا انتشار این تکآهنگها سود و منفعتی به حال خوانندگان دارد؟
اجازه بدهید که برای جواب هر کدام از این سوالات، یک عبارت ساده بسازیم: هر تک آهنگ یعنی «من هستم»! به نظر میرسد حالا دیگر پاسخ به این سوالات چندان دشوار نباشد. در روزگاری که برگزاری کنسرت چندان ساده نیست و نمیتوان به فروش بلیط امید چندانی داشت، در زمانهای که امکان انتشار آلبوم برای هر خوانندهای فراهم نمیشود و چندان نمیتوان به استقبال مخاطبان امید داشت، هر خواننده مطرح و صاحب نامی میتواند آرام آرام زیر غبار فراموشی از چشم و ذهن مخاطب محو شود یا هر خواننده جوان و ناشناختهای برای همیشه چون غنچهای نشکفته، امکان بروز و ظهور را از دست بدهد و هرگز به چشم مخاطب نیاید چه رسد به اینکه فراموش شود. به نظر میرسد عبارت «من هستم» برای توضیح دلایل انتشار تکآهنگها کاربرد دارد و منطقی است، اما شاید این همه ماجرا نباشد؛ تمنای مطرح شدن، علاقه به لایک گرفتن و میل به دیدهشدن، بیماری مزمن این روزهای ماست که مرزهای مرئی و نامرئی جهانهای واقعی و مجازی را برهم زده و از خیلیها موجودات غریبی ساده که به سختی قابل درک و فهم هستند.
انتشار تک آهنگها اگر به تمنای دیده شدن باشد و تائید شدن و لایک گرفتن حتما در بیپردگی جهان مجازی با انواع کامنتها و نظرات درشت و کلفت هم میتواند مواجه شود و اگر بهانهای است برای یادآوری و اظهار وجود گاه و بیگاه، باز هم از اظهارات بیپرده در امان نخواهد بود! در دنیای امروز چه بسا بیشتر از همیشه باید اندازه نگه داشت...
آذر مهاجر
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: