مقطع حساس‌کنونی

حکایت حکیم و مریدان ویک لقمه نان

روزی حکیمی به‌همراه جمعی از مریدان برای یک گردش علمی تفریحی به پارک محل رفتند. چون به محل بازی کودکان رسیدند، حکیم از مریدان پرسید: بچه‌ها، بگویید ببینم زندگی مثل چیست؟
کد خبر: ۱۱۵۹۰۴۵

یکی از مریدان گفت: مثل تاب؟

حکیم گفت: خیر. مثل الاکلنگ.

مرید که کنف شده بود پرسید: چگونه؟

حکیم گفت: اینگونه که از یکطرف، سن انسان بالا میرود و از آن یکی طرف زندگی انسان پایین میآید. مریدان کف کردند و مدهوش شدند. پس از آنکه به هوش آمدند، حکیم پرسید: بگویید ببینم، دنیا مثل چیست؟

یکی دیگر از مریدان گفت: مثل الاکلنگ؟

حکیم گفت: خیر، مثل تاب.

مرید که خیط شده بود پرسید: چگونه؟

حکیم گفت: اینگونه که ممکن است برای مدتی کسی تو را هل دهد، اما در نهایت خودت باید خودت را در حالت تاب خوردن نگهداری.

مریدان باردیگر کف کردند. حکیم پرسید: حال بگویید انسان مثل چیست؟ مریدان که میدانستند ضایع خواهند شد گفتند: استاد، خودتان بگویید.

حکیم گفت: مثل سرسره.

مریدان پرسیدند: چگونه؟

حکیم گفت: از بالا سر میخورند میآیند پایین.

مریدان پرسیدند: اینکه گفتید کجایش حکمت داشت؟

حکیم گفت: اینجایش که اگر بهجای اینکه همهاش دنبال حکمتهای تلگرامی و اینستاگرامی بودید، میرفتید یک لقمه نان درمیآوردید، الان اوضاعتان این نبود. پاشین جمع کنین برین دنبال یه لقمه نون، مسخرهشو درآوردین یه مشت آویزون. سپس مریدان را آنقدر کتک زد تا جمع کردند و رفتند.

امید مهدینژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها