در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینجا قصه کمک، روایتی شنیدنی است از حضور آدمهایی که الگویشان در زندگی همان ناشناس بخشنده شبهای کوفه است؛ همان که هنوز مادربزرگها قصه مردانگیاش را شبها قبل از خواب برای نوههایشان تعریف میکنند؛ آدمهایی واقعی که دنیای مجازی را واسطه کردهاند برای رساندن خیر؛ افرادی که معتقدند فقط کافی است نیت خیر داشته باشی، آنوقت خدا خودش راه خیر را نشانت میدهد.
بستری برای کار خیر
به اندازه همه آدمها، یک راه است برای رسیدن به خدا! این دیالوگ ماندگار فیلم مارمولک را همه شنیدهاند، آدمهای خوب گزارش ما اما براساس همین دیالوگ، به یک اعتقاد جالب رسیدهاند، اینکه به اندازه همه آدمها، یک راه هم هست برای انجام کار خیر؛ راهی که شاید خیلیها بلد نباشند یا سخت پیدایش کنند؛ راهی که حالا به واسطه فعالیت یک سامانه در فضای مجازی پیش پای خیلیها قرار گرفته است و بچههای گروه خیریه ترنم صبح سپید، از چهارماه پیش قدم پیش گذاشتهاند تا این راه خیر را به همه نشان بدهند. نتیجه فعالیتهایشان حالا یک سامانه در دنیای مجازی است، سامانهای که نیازمندان را به افراد نیکوکار و خیر وصل میکند و پل رابطی است برای انجام کار خیر. پل رابطی که یک راهحل امروزیتر برای رفع نیازمندان پیدا کرده است؛ به اینکه توان توانمند را به نیاز نیازمند متصل کند، آن هم از طریق یک سامانه اینترنتی که در دسترس همه کاربران فضای مجازی است.
بیخبری همسایه از حال همسایه
فلسفه شکلگیری این سامانه را از زبان متین شریفی، یکی از اعضای فعال این سامانه بخوانید: یکسال و نیم پیش، ما بعد از چند سال فعالیت جهادی در زمینه محرومیتزدایی و کمک به نیازمندان در محلهها و روستاهای محروم و دورافتاده، به این فکر افتادیم تا در سطح شهر تهران هم چنین فعالیتی را شروع کنیم. اما وقتی به پایتخت رسیدیم به مشکلات متعددی برخوردیم که در محیطهای کوچکتری مثل روستاها با آنها درگیر نبودیم.
مشکلی که از همان ابتدا سنگ راه این بچههای جهادگر شد، این بود که در خیابانهای شلوغ تهران، در آپارتمانهای بلند و محلههای پر رفت و آمدش همسایه از حال همسایهاش خبر نداشت: واقعا عجیب بود اما ما در روستاها این مشکل را نداشتیم، هروقت وارد یک روستا میشدیم و از اهالیاش سراغ نیازمندها را میگرفتیم، همه ما را به درستی راهنمایی میکردند، همه از حال هم با خبر بودند، اما این ویژگی بین شهروندان تهرانی وجود نداشت.
جرقه راهاندازی سامانه سایه همین جا در ذهن بچههای جهادی این خیریه زده شد. آنها دور هم جمع شدند و به فکر یک راهکار جدید افتادند: ما وقتی دیدیم که نمیشود همه نیازمندان واقعی را در تهران شناخت و حتی ما در منطقه یک تهران هم نیازمند داریم، به این فکر افتادیم تا یک استارت آپ جدید را شروع کنیم، آن هم به این شکل که تلاش کردیم بتوانیم تمامی ظرفیتهای مردمی را که در زمینه محرومیتزدایی در شهر تهران کار میکردند به یک شبکه متصل و کمک کنیم تا همافزایی داشته باشند.
حالا چهار ماه از راهاندازی این سامانه میگذرد و «سایه» بستری است که کمک میکند تا خیرین به نیازمندان وصل شوند و نیازهایشان را برطرف کنند. شریفی در توضیح بیشتر میگوید: شکل کار به این صورت است ما به همه آنهایی که توان کمک کردن دارند چه یک خیریه بزرگ باشند چه یک نفر خیر که از روی دغدغه شخصیاش به فکر کمک به نیازمندان افتاده، کمک میکنیم تا کار خیری را که در نظرش است انجام بدهد.
شناسایی نیازمندان از طریق خیریهها
بچههای سایه، چند نفر جوان هستند مثل همه جوانهای دیگر این مرز و بوم، جوانهایی که سرشان درد میکند برای انجام کار خیر، برای کار جهادی، برای فعالیتهای عمرانی و پزشکی و آموزشی در مناطق محروم. آنها حالا فضایی را برای کمکرسانی بقیه مردم هم بهوجود آوردهاند، فضایی که به هرکسی که دوست دارد قدم خیری بردارد، راه درست را نشان میدهد.
شریفی در این باره هم میگوید: این نرمافزار به صورتی طراحی شده که بعد از اینکه فرد نیکوکار اعلام آمادگی کرد که چه توانی دارد، بعد از پرسیدن چند سوال درباره همان توان و مقایسه بین وضعیت نیازمندان موجود در حافظهاش 10 نیازمند را به نسبت همین توان به او معرفی میکند.
نیازمندان اما چطور وارد این ماجرا میشوند؟ ما این سوال را از شریفی میپرسیم و او در جواب به رابطه نزدیک سامانه سایه و گروههای خیریه و جهادی اشاره میکند و میگوید: همه نیازمندان از طریق همین مراکز خیریه شناسایی شدهاند و درباره نیاز واقعیشان هم اطلاعرسانی شده است. برای مثال اعلام شده که فلان خانواده در فلان نقطه حاشیهای تهران، احتیاج به کولر دارد. حالا به محض اینکه یک فرد نیکوکار برای تهیه کولر اعلام آمادگی کند، این نیازمند به او معرفی میشود. قاعده هم به این شکل است که این کمک از طریق مرکز خیریهای که واسطه معرفی آن نیازمند بوده انجام شود، این خیریه کولر را از فرد نیکوکار تحویل میگیرد و به دست فرد نیازمند میرساند، بعد هم یا از طریق ارسال عکس یا ارسال فایل صوتی، خیر را به این اطمینان میرسانیم که کمکش به دست یک نیازمند رسیده است. تمامی عملیات کمکرسانی و رفع نیاز، در این سامانه تحت کنترل و نظارت همین جوانهایی است که با وجود همه مشکلات، کنار هم ایستادهاند تا سامانه سایه سرپا بماند.
چه توانی برای کدام نیازمند؟
یک صفحه آبی مواج، اولین چیزی است که با ورود به صفحه sayeh.ir به چشم میخورد. سمت چپ صفحه یک جمله کلیدی، هدف نهایی بچههای جهادگر این گروه را مشخص میکند: «کمکی داری بگو نیازمندش را پیدا کن.»
درست پایین این جمله، جایی است که افراد خیر میتوانند از توانشان بگویند، مثلا تهیه ماشین لباسشویی، پیراهن بچگانه، پزشک عمومی و لباس عروس.
ماجرا اما به همین چند کمک ساده ختم نمیشود و اگر نشانگر موس را پایینتر بیاورید و روی تمامی نیازها کلیک کنید به صفحه دوم سایت منتقل میشوید؛ جایی که راههای مختلفی از کمک به نیازمندان را پیشروی شما قرار میدهد؛ از تهیه کالاهایی مثل لوستر، فرش و گلیم، پنکه، برنج، اتو و شلوار بچگانه گرفته تا ارائه انواع خدمات درمانی و آموزشی و شغل و استخدام.
این وسط بچههای سایه فکر برخی خیرین دیگر را هم کردهاند، گروهی که بهواسطه داشتن تالار عروسی، سالن آرایشگاه، دفتر ازدواج، مرکز ترک اعتیاد یا باشگاه ورزشی میتوانند یاریرسان افراد نیازمند باشند.
شریفی در توضیح بیشتر میگوید: در این سامانه، تمامی نیازها دستهبندی شده است. این دستهبندی هم با مشورت گرفتن از افرادی که سابقه سالها کار خیر داشتند و با نیازمندان در ارتباط مستقیم بودند انجام شده است. مثلا یکی از نیازمندیها در بخش کالایی این سامانه، تهیه ماشین ظرفشویی است. شاید خیلیها در نگاه اول فکر کنند که یک نیازمند چه احتیاجی به ماشین ظرفشویی دارد، اما ما در جواب میگوییم که اتفاقا بین نیازمندانی که شناسایی شدهاند افراد معلولی هستند که ماشین ظرفشویی خیلی برایشان کاربرد دارد.
فعالیت سامانه سایه با اینکه از تهران آغاز شده و بیشترین تمرکزش در چهارماه گذشته روی پایتخت بوده اما حالا چند هفتهای است که به برخی استانهای دیگر هم گسترش پیدا کرده و حالا سیستان و بلوچستان، لرستان و گیلان هم به این شبکه نیکوکاری آنلاین متصل شدهاند. فعالیتی که به گفته شریفی در همین مدت کم به رفع نیاز از 2500 نیازمند منجر شده است؛ رفع نیازی که با کمک 550 خیریه فعال صورت گرفته است.
یک خاطره سایهای
برای بچههای سامانه سایه، بچههای نیکوکاری که با علاقه و انگیزه پای کاری که شروع کردهاند ایستادهاند، هر روز فعالیت سامانه یک خاطره است. خاطرهای که خیلی وقتها لبخند رضایت به لبشان مینشاند. ماجرای یکی از همین خاطرهها را از قول شریفی بخوانید: قبل از مسابقات جام جهانی، یک فرد نیکوکار وارد سایت ما شد و اعلام آمادگی کرد که یک تلویزیون نو به یک نیازمند کمک کند. ما اصلا نمیدانیم که او چطور با سایت ما آشنا شده بود، اما واقعا خواست خدا بود که او برای تهیه این تلویزیون اعلام آمادگی کند چرا که در یکی از محلات بسیار محروم تهران، در اطراف کورههای آجرپزی، خانوادهای بودند که یک فرزند کوچک معلول داشتند که عاشق فوتبال بود، اما در کنار خیلی چیزهای دیگری که در خانه نداشتند، از داشتن تلویزیون هم محروم بودند، خوشبختانه این تلویزیون نو سهم این خانواده شد. بعدها اعضای گروه خیریهای که این خانواده را شناسایی و به ما معرفی کرده بودند، گفتند وقتی برای تحویل تلویزیون به کورهپز خانه رفته بودند، آن بچه معلول ده دقیقه تمام خالهای را که تلویزیون را برده بود، بغل کرده و مدام از او تشکر میکرد.
مینا مولایی
جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: