در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزی پیرزن دوم فرزند ارشدش را صدا کرد و گفت: پسرم، من دارم میمیرم. فرزند ارشد گفت: خدا نکنه مادر، ایشالا صد و بیست سال... پیرزن سخن فرزند ارشد را منقطع کرد و گفت: پسرجان، میگم دارم میمیرم. بجای تعارف تکه پاره کردن، گوش کنن ببین چی وصیت میکنم. پس چنین وصیت کرد:
پسرم، اگر صدای بلند نشانه مردانگی بود، هواپیمای جنگی مردترین مردان بود. پس داد نزن! و اگر هیکل درشت دلیل انسانیت بود، خرس اشرف مخلوقات میشد. پس به هیکلت نناز. انسانیت انسان به اخلاق اوست و نوع اتومبیل او در این زمینه مدخلیتی ندارد. پسرم، سیگار نکش، اتومبیلت را مقابل در پارکینگ مردم پارک نکن و همیشه در زندگی جوری عمل کن که اگر فحش دادند لااقل به خودت بدهند، نه به من و خاموش شد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: