دیپلماسی عمومی به طور دقیقتر به معنای نام و نشان سازی ملی است و تصویر و شهرت هر کشور به بخش جداییناپذیری از ارزشهای نهفته و استراتژیک آن کشور تبدیل خواهد شد. در یادداشت قبلی اشاره شد دیپلماتهای حرفهای از رسانههای مجازی برای تاثیرگذاری بر ذهن و قلب مردم کشورهای هدف و در نتیجه، پیشبرد منافع ملی کشور خود استفاده میکنند. بدون مقدمه و تعارف باید گفت: با وجود انبوه هجمههای ضد ایرانی در رسانههای بینالمللی، شیوه و میزان استفاده ما از ظرفیت رسانههای مجازی ناامیدکننده است. علاوه بر حسابهای کاربری دفتر رهبر انقلاب که هدفمند به چند زبان به تولید و انتشار محتوا میپردازد، ابتکار شخص وزیر خارجه در عضویت شبکههای اجتماعی از همان روزهای ابتدای پذیرش مسئولیت، اقدام مناسبی بود که متاسفانه تبدیل به الگویی برای دیگر دیپلماتها نشد. هر چند این سوال از ایشان به عنوان متولی دیپلماسی کشور وارد است که با وجود شناخت و درک اهمیت فضای مجازی و ایجاد معاونت دیپلماسی عمومی در وزارت خارجه، چرا پس از گذشت زمان هیچ اقدام قابل ذکری ولو کوچک در این شبکهها دیده نمیشود؟! گسیل هدفمند دیپلماتهای آموزش دیده و استفاده از متخصصان خلاق رسانههای نوین با اینکه میتواند وجهه مثبتی از ایران را در کشورهای هدف ایجاد کند، بسیاری از تبلیغات منفی و جریانسازیهای برنامهریزی شده و شبانهروزی در رسانههای اجتماعی را نیز خنثی میکند. شبکههای اجتماعی و بخصوص توییتر امروز صحنه تعاملات دیپلماتها و شخصیتهای سیاسی است. در این شرایط، سهگروهی که دیپلماتها باید خلاقانه و هوشمندانه با آنها ارتباط برقرار کنند از این قرار است:
دولتها، سیاستمداران و دیپلماتها
دیپلماتهای ما با رصد فضای مجازی هر کشور یا منطقه جغرافیایی، باید بکوشند موضع رسمی ایران را به صورت هوشمندانه و خلاق بیان کنند. امروز در نبود دیپلماتهای مسلط به فنون و ابزارهای شبکههای اجتماعی و از دست رفتن فرصتهای جریانسازی آن، شاهدیم یک گروه تروریستی مانند مجاهدین خلق با سابقه ترور 17000 شهروند ایرانی و همکاری با رژیم صدام حسین در کشتار مردم ایران و عراق، براحتی در پاریس میتینگ سیاسی برگزار میکند و بعد دیپلماتهای ایرانی به بهانه واهی تلاش برای انجام عملیات تروریستی در این میتینگ بازداشت میشوند!
شبکههای نخبگان
مهمترین گروه هدف در دیپلماسی عمومی، نخبگان کشورهای دیگر هستند، چرا که با تأثیر بر آنها میتوان امیدوار بود آنها خود به اشاعهگران و ترویجکنندگان مقاصد کشور مبدا تبدیل شوند. فرهنگ نخبگانی تشنه دانش و اطلاعات است. این دیپلماسی نه تنها موافقان، بلکه مخالفان خود را نیز هدف قرار میدهد. اهمیت این موضوع در کشورهایی که تصویر منفیتری از کشور مبدأ ترویج میشود، دو چندان است. برای مثال دولت انگلستان حسابی را در توییتر ویژه کمکهای بشردوستانه به مردم سوریه و عراق با عنوان UKagainstDaesh@ ایجاد کرده است. کمکهای نظامی و مستشاری برای مبارزه با داعش در این صفحه برجستهسازی و فراخوان همکاریهای بشردوستانه داده میشود. درحالی که ایران با این همه هزینه و موفقیت در راه مبارزه با داعش، به دلیل نبود فهم و دانش رسانهای کافی در دستگاههای متولی، گاهی در موضع متهم قرار میگیرد!
دیپلماسی شهروندی
گروه سوم، مردمان عادی هستند. دیپلماتها باید بتوانند با شناخت فرهنگهای بومی به ارائه یک تصویر درست از کشور خود در شبکههای مجازی بپردازند و برای آن ارزش افزوده ایجاد کنند. پررنگ کردن اشتراکات فرهنگی، بیان فرصتها برای همکاریهای علمی، فرهنگی، هنری، تجاری و گردشگری از جمله مواردی است که دیپلماتها میتوانند برای آن برنامهریزی کنند.
ادامه دارد
محمد ولوی
دکترای مدیریت رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم