در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ایران با نگاه به کارنامه سینمایی در حوزه اقتباس ادبی به نام داریوش مهرجویی برمیخوریم که فیلمهای موفقاش مانند «گاو»، «دایره مینا»، «سارا»، «پری»، «درخت گلابی»، «لیلا» و «مهمان مامان» همه از منابع ادبی بعضا قدیمی اقتباس شدهاند، اما با وجود چنین منابع غنی ادبی در کشورمان در حال حاضر سینمای ایران به شدت از ضعف داستان رنج میبرد.
از سویی دیگر مرز میان اقتباس و کپی برداری هم دقیقا مشخص نیست! در گذشته نه چندان دور در جشنواره فیلم فجر سیمرغی به نام بهترین فیلمنامه اقتباسی اهدا میکردند که آنهم حذف شد و در پی آن اهمیت نسبی که برای آثار اقتباسی در نظر گرفته بودند از بین رفت.
نکته جالب هم اینجاست که آخرین جایزه در این زمینه در حالی به علی مصفا برای فیلم «پله آخر» اهدا شد که او معتقد بود اقتباسی از داستان «مردگان» جیمز جویس انجام نداده است!
به هر حال آنچه مشخص است این که اقتباس در سینمای ایران نه تنها رشد نداشته که به دلایل اقتصادی و فرهنگی-سیاسی عقبگرد هم کرده. دلایل اقتصادی از این منظر که یک تهیه کننده معمولا پولی برای خرید امتیاز یک رمان نمیدهد و ترجیح میدهد به یک باره سراغ موضوعاتی تکراری برود.
در حالیکه به وفور ثابت شده که بخشی از فیلمهای موفق تاریخ سینمای ایران، فیلمهایی بودند که از ادبیات (چه ایرانی و چه خارجی) اقتباس شدهاند و مردم از آنها خاطره خوبی دارند، اما وجه
فرهنگی - سیاسی از این جهت که گاهی به بعضی از نویسندههای شاخص که متناسب با شرایط روز مینویسند مجوز داده نمیشود و نتیجه این میشود که آثار قابل اقتباس در سینمای کنونی به شدت کم میشود.
با وجود تمام این مشکلات قطعا با برقراری رابطه معقول بین سینما و ادبیات میتوان شاهد دگرگونی و شکوفایی چشمگیری در این زمینه شد.
ساناز قنبری
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: