کرمی از سال 1359 تا 1369 در جبهههای جنگ تحمیلی حضور داشته و به اسارت هم گرفته شده است. او در این کتاب به بیان خاطرات و اتفاقات این یک دهه از زندگیاش میپردازد.
«دانههای انار» شامل ۱۲ فصل است. در بخشهایی از کتاب میخوانیم: مردادماه از راه رسید. گرما بیداد میکرد. در عراق تموز گرمترین ماه سال است. تموز بعد از حزیران است که 11 تیرماه شروع و 11 مردادماه تمام میشود. معمولاً بعدازظهرها نمیخوابیدم. اما آن روز خسته بودم و خوابیده بودم و عرق کرده بودم. خیلی گرمم شده بود. از شدت گرما بیدار شدم. متوجه شدم برق رفته و پنکهها از کار افتادهاند. آسایشگاه مانند حمام شده بود. همه بچهها از شدت گرما عرق کرده بودند و در خواب مرتب جابهجا میشدند. معلوم بود دارند عذاب میکشند. من و چند نفر از بچهها ابتکاری به خرج دادیم. سر دو پتو را به هم گره زدیم و پتوها را مانند پرده نمایش به دیوار وصل کردیم. سپس یکی از ما یک طرف و یکی دیگر طرف دیگر پتو را گرفت و پتو را به حرکت درآوردیم. این حرکت هوای اتاق را بیشتر از پنکهها خنک میکرد. ..
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم