با هماهنگی قضایی ماموران به تحقیق از عروس 18 ساله پرداختند که وی به افسر تحقیق گفت: من و همسرم از دو سال پیش با هم ازدواج کردیم و در این روستا زندگی میکنیم. من در خانه بودم که ساعت 23 و 30 دقیقه شوهرم برای آبیاری و سرکشی به مزرعهمان و گوسفندان از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت. چند ساعت که گذشت از آغل گوسفندان سر و صدا شنیدم. سراسیمه بیرون آمدم و دیدم مردی در تاریکی شب از آنجا فرار کرد. خواستم مرد غریبه را تعقیب کنم که پایم به قطعه سنگی برخورد کرده و روی زمین افتادم. با صدای داد و فریادم همسایهها سر رسیدند و به سمت آغل گوسفندان رفتند که در آنجا با جسد شوهرم روبهرو شدند. گمان میکنم مرد فراری برای سرقت وارد آغل گوسفندان شده و بعد از درگیری با شوهرم او را کشته است. تحقیقات نشان میداد این زن ابتدا جسد را یافته و به اهالی روستا خبر داده است. همچنین معلوم شد که زن جوان اختلاف و درگیریهای با شوهرش داشته و حتی همسایهها شاهد این درگیریها بودهاند. با جمعبندی این اطلاعات ماموران به همسر مقتول مشکوک شدند و او به عنوان تنها مظنون در این جنایت بازداشت شد. تحقیقات از عروس 18 ساله ادامه داشت تا اینکه او دو روز پیش سکوت خود را شکست و اعتراف کرد که عامل جنایت پسر 20 ساله بوده که از اقوام شوهرش است. زن جوان به افسر تحقیق گفت: من و شوهرم بعد از ازدواج دچار اختلاف و درگیری شدیم. او بنای ناسازگاری گذاشت. اختلاف و درگیریمان ادامه داشت تا اینکه ماجرای دعوا و درگیریمان و بدرفتاریهای شوهرم را با پسر 20 سالهای که اقوام او بود در میان گذاشتم و از او خواستم در کشتن شوهرم به من کمک کند. نقشه قتل شوهرم را دو نفری طراحی کردیم. آن شب که شوهرم برای سرکشی به مزرعه و آغل گوسفندان از خانه بیرون رفت، مرد آشنا با او درگیر شد و با ضربههای چاقو شوهرم را کشت. بعدهم برای اینکه ماجرا لو نرود، وانمود کردم که دزد به آغل گوسفندان زده و شوهرم در درگیری با سارق کشته شده است. اما فکر نمیکردم راز جنایت فاش شود. با توجه به گفتههای این زن و فاش شدن هویت متهم به قتل وی تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد. متهم 20 ساله در مواجهه حضوری با همسر مقتول به قتل داماد 25 ساله اعتراف کرد . برای این دو متهم قرار قانونی صادر شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم