در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی خردادماه سال 1391 نخستین چکش برای یک تابلوی نقاشی روی میز خورد، خیلیها گمان میبردند چنین رویدادی با توجه به فضای نهچندان مطلوب شکلگرفته پیرامون آن، دوامی نخواهد داشت. حالا اما شش سال از آن روز گذشته و هر سال حراج تهران، به عنوان رویدادی بزرگتر از سال پیش، بر پا شده است. هر سال، ارقام با اینکه بسیار از استانداردهای جهانی چنین حراجهایی فاصله دارد، بالاتر میرود و امسال لابد به خاطر نوسانات ارزی، رقمی که حاصل شده، جهشی بیشتر را هم تجربه کرده است. اما از حراج تهران به عنوان طفلی 9ساله که الفبای برگزاری رویدادی بزرگ را آموخته، انتظار میرود هر سال برای حل و فصل کردن معایب ساز و کار موجود در بازار هنرهای تجسمی ایران بکوشد و علاوه بر جابهجاکردن رکوردها، بتواند بر فرآیند تولید و عرضه آثار هنرهای تجسمی تاثیر بیشتری بگذارد. با توجه به مقایسه چند دوره اول با دورههای اخیر، میشد امیدوار بود چنین اتفاقی در حال رخدادن است اما حالا اقتصاد عجیب و غریب این روزها بلای جان هنر هم شده است، بخصوص هنرهای تجسمی که میخواهد بیواسطهتر به بازارهای جهانی راه یابد و دستش که به جیبش میرسد، به دلار برسد. از اینها گذشته، احتمالا نهمین دوره، با جهشی محسوس در رقم نهایی روبهرو شده است؛ اما نوسانات بازار ارز نمیگذارد چنین جهشی صرفا با ملاحظات هنری بررسی شود. حالا همه فکر میکنند اگر حراج تهران بهتر از دورههای پیشین فروخته، لابد به خاطر بازار آشفته ارز در ماههای اخیر است.
حراج تهران شفاف است یا نیست؟
جز چند باری که اعلام شده نهادهایی خصوصی یا یکی دو باری عنوان شده بانک پاسارگارد فلان تابلو را از حراج تهران خریده، تقریبا خریدار همه آثار در این حراج، مخفی مانده است. همین روند باعش شده حراج تهران با این اتهام روبهرو باشد که به لحاظ مالی، روند شفافی ندارد.
|
پرفروشها در سالهای برگزاری حراج تهران، نامهای بسیاری مطرح شدهاند، اما اگر بخواهیم پرفروشترینها را فهرست کنیم، به این اسامی بزرگ میرسیم: سهراب سپهری، محمد احصایی، محمود فرشچیان، منیر شاهرودی فرمانفرماییان، منوچهر یکتایی، فرهاد مشیری، پرویز تناولی و کمالالملک. |
این ماجرا بخصوص پس از اینکه اخیرا اعلام شد خریدار گرانترین تابلوی جهان یکی از امرای عرب بوده است، بیشتر به چشم میآید؛ تابلویی از لئوناردو داوینچی که تازه کشف شده بود و سر از موزه لوور ابوظبی درآورد. یک تحلیلگر هنری آن روزها در یکی از رسانههای عربزبان نوشته بود مرسوم نیست خریداران آثار هنری از حراجها، اعلام کنند خریدار چه اثری بودهاند. او تلویحا اشاره کرده بود این خریدار، صرفا به خاطر اینکه برند موزه تازهتاسیس و پرحاشیه لوور ابوظبی را تقویت کند، دست به چنین افشاگری زده است. در واقع او پشت حرفهایش تائید میکرد در هیچ یک از حراجیهای معتبر آثار هنری در جهان مرسوم نیست نام خریداران حقیقی و حقوقی آثار اعلام شود. اهالی حراج تهران هم میگویند اگر خود خریداران اجازه بدهند، اسامیشان عنوان میشود چنانکه پیش از این هم چند باری این اتفاق افتاده است.
چرا خریداران آثار هنری از حراج تهران اغلب راضی نیستند که نامشان به عنوان خریدار عنوان شود؟ میتوان گمانهزنی کرد و به این نتیجه رسید که برخی هجمهها سببساز این اعلامنشدنهاست. شاید هم خریداران امنیت خود را در خطر میبینند.
طلا بخریم یا نقاشی؟
هر سال که حراج تهران برگزار میشود، روزنامههای صبح تهران آن را در صفحه اول خود پوشش میدهند. امروز و فردا اما بعید به نظر میرسد شما روزنامهای را بخرید و با پوشش گسترده نهمین دوره حراج تهران مواجه شوید. در واقع رسانهها امسال احتمالا ترجیح دادهاند در شرایط نابسامان اقتصادی، فروش چندین میلیاردی چند تابلو را در تیترهای صفحه یکشان نگنجانند. به لحاظ روانشناسی رسانه به نظر میرسد آنها کار درستی انجام میدهند. مساله اما این است که در هیچ کجای دنیا این ما مردم عادی نیستیم که میتوانیم تابلویی از پابلو پیکاسو را بخریم و به خانه ببریم. این، واقعیت همه حراجیهای بزرگ دنیاست.
لابد در همین شرایط بد اقتصادی این روزها مثلا یک مازراتی یا پورشه را دیدهاید که در خیابانهای تهران این سو و آنسو میرود؛ گرانترین تابلوهایی که در حراج تهران به فروش رفته، حالا همقیمت این خودروهاست.
به نظر میرسد در نگاه نخست به قیمت یک تابلو و تماشای صفرهای متعدد، چشممان گرد میشود که چطور ممکن است در این شرایط، چنین ارقامی برای هنر جابهجا شود، اما نگاهی دیگر هم معتقد است چه بهتر در این شرایط به جای اینکه عدهای هر روز به تعداد سکههای طلا یا ارزهایشان اضافه کنند و منتظر بدترشدن شرایط اقتصادی بمانند تا سرمایهشان افزوده شود، تابلوی نقاشی بخرند و سرمایه کنند. این حرف، کاملا درست است اما کمی شیک و فارغ از واقعیتهای موجود به نظر میرسد. در صورتی چنین دیدگاهی میتواند در جایگاه درستی بنشیند که همه ساز و کارهای اقتصاد هنر به صورت درست و بهینه اجرا شده باشد.
بانکها ارز لازم دارند یا هنر؟
ایدهآلی که هنر ایران و به تبع آن حراج تهران هنوز بسیار از آن دور است این است که بانکها بتوانند به جای ارز و طلا، آثار هنری را پشتوانه مالی خود کنند. برخی کشورها توانستهاند با پای کارآوردن نهادهای اقتصادی بزرگ مثل بانکها، هنر را پشتوانه نظام پولی - بانکی خود بکنند؛ بدیهی است ما بخصوص در شرایط کنونی فرسخها با چنین ایدهآلی فاصله داریم. با این حال میتوان انتظار داشت پلهها برای رسیدن به چنین شرایطی پیموده شود. استانداردهای جهانی به ما میگویند این اتفاق وقتی میافتد که آثار هنری، قیمتهای هر چه دستنیافتنیتری داشته باشند. وقتی گرانترین تابلوی بهفروشرفته در حراج تهران، با قیمت یک دستگاه خودروی وارداتی یکی است، خود، نشاندهنده این است که ما چقدر با شرایط مطلوب در این باره فاصله داریم. وقتی سهراب سپهری به طور مثال، شش میلیارد میفروشد یا پس از برگزاری یک دوره از حراج تهران، به صورت خوشبینانه عددی 30میلیاردی حاصل میشود، نشاندهنده همین فاصله بزرگ است. 30میلیارد تومان شاید این روزها هزینه خرید یک باب خانه نهچندان بزرگ در برخی مناطق تهران باشد. همین عدد نشاندهنده بضاعت بسیار کم بازار هنر ایران است.
گذشته از این ملاحظه، دستیافتنیبودن تابلویی از بزرگان هنر ایران دست کم برای قشری از جامعه، دیگر هنرمندان را بیانگیزه میکند. شما فکر کنید به عنوان هنرمندی جوان تابلویی از یک هنرمند بزرگ را میبینید که با یکمیلیاردتومان به فروش میرسد، آیا انگیزهای دارید 30سال بعد روزی بتوانید به استانداردهای جهانی بازار هنر دست یابید؟
سهراب سپهری مرد 6 میلیاردتومانی
وقتی سهراب سپهری دههها پیش روایت آن روستا را در یک تابلوی بزرگ سهمتری برای ابراهیم گلستان و همسرش فخری ترسیم میکرد، احتمالا در تخیلاتش هم نمیگنجید شب گذشته آن تابلو بین پنج تا شش میلیاردتومان به فروش برسد. او که فروش با یک تابلوی سهمیلیاردوصدمیلیون تومانی در دوره هفتم حراج تهران، رکورددار این رویداد هنری بود، شب گذشته رکورد خودش را هم جابهجا کرد. تابلو، یکی از آثار مجموعهای از سپهری است که به طبیعتهای بیجان معروف است. یکی از اهمیتهای این اثر این است که سالها در خانه گلستان روی دیوار بوده و بسیاری از هنرمندان و اهالی ادبیات جهان آن را تماشا کردهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: