«برای من زیاد کتاب میآید و ناشران و مولفان، بعضی کتابها را برای من میفرستند ... من هم این کتابهایی که میفرستند را حتما مرور میکنم. بعضی از کتابها را که میآورند میبینم اصلا مشتری ندارد. خودم را جای هر کس میگذارم میبینم این کتاب جاذبه ندارد. اصلا کتابِ بیخود و بیهودهای است. اگر دینی است، بیهوده است. اگر سیاسی یا اجتماعی است، بیهوده است. بیهوده و تکراری است. ده بار گفتهاند و این هم باز یک بار دیگر آمده و گفته است ... من میترسم بسیاری از این آمار انبوه کتاب مربوط به چیزهایی باشد که کشور به آن نیاز ندارد و کتابهایی باشد که کسی آنها را نخواند!»
خوشدست و خوشخوان
اینها بخشهایی از کتابِ «کتابِ کتاب» است. کتابی خوشدست و خوشخوان که همین تازگیها راهی بازار شده و به قول اهالی چاپ و نشر و کتاببازهای حرفهای، داغِ داغ است؛ آنقدر داغ که شاید حتی دستتان را بسوزاند. کتاب در قطع رقعی است. طبعا به رسم کتابسازیهای این سالهای ناشران داخلی، براحتی در دست جاگیر میشود و میشود در مترو، اتوبوس یا هر جای دیگر آن را دست گرفت و روی سطرها و واژههایش دوید و یک به یک آنها را گوشه سلولهای خاکستری مغز فرستاد.
کتاب «کتابِ کتاب» در 610 صفحه و توسط انتشارات کتاب فردا راهی بازار نشر شده است. البته مثل همه کتابهایی که بتازگی چاپ شدهاند، میشود رد آن را در نمایشگاه کتاب و در غرفه انتشارات کتاب فردا گرفت. قیمت کتاب با توجه به تعداد صفحاتش چندان زیاد نیست؛ 36 هزار تومان. البته اگر کتابباز و کتابخوان حرفهای نباشید احتمالا با دیدن این مبلغ کمی دلسرد شوید اما راستش را بخواهید در بازار کتاب، این مبلغ قیمت چندان بالایی محسوب نمیشود. شمارگان کتاب هم مشابه اکثر کتابهای چاپِ این سالها روی عدد 1100 نسخه قرار گرفته است.
مطالب کتاب در هفت فصل تقسیمبندی شده که همگی برگرفته از نظرات رهبر انقلاب درباره کتاب و کتابخوانی است. هر قدر که فصلهای اول کتاب، تئوری و نظری و مطالبش قدری سنگین و آکادمیک است اما هر چه به فصلهای آخر کتاب نزدیک میشویم، محتوای آن عینیتر و جذابتر شده و به حرف دل خیلی از ماها هم نزدیک میشود. البته این را اضافه کنیم گلایههایی که از سطرهای اول از قول ایشان خواندید مربوط به اوایل کتاب است. البته مطالب ارائه شده در کتاب، خشک و رسمی نیست. بعضی صفحات رهبر انقلاب گریزی هم به خاطرات خود میزند و همین هم باعث میشود مطالعه کتاب چندان خستهکننده نباشد.
از خیلی از شماها بیشتر کتاب میخوانم!
ایشان در صفحه 354 و 355 کتاب با اشاره به بعضی خاطرات دوران کودکی و نوجوان خودشان میگویند: «من در نوجوانی خیلی کتاب نگاه میکردم. منزل ما هم کتاب زیاد بود. پدرم کتابخانه خوبی داشت و خیلی از کتابها هم برای برای من مورد استفاده بود. البته خود ما هم کتاب داشتیم و کرایه هم میکردیم. نزدیک منزل ما یک کتابفروشی بود که کتاب کرایه میداد. من رمان و اینها که میخواندم معمولا از آنجا کرایه میکردم... با کتاب انس داشتم. البته الان هم از خیلی از نوجوانان بیشتر مطالعه میکنم. این را هم بدانید!»
همه اعتیادها بد نیست!
در جای دیگری ایشان با مقایسه وضعیت کتابخوانی و تماشای تلویزیون – شما میتوانید به جای تماشای تلویزیون، چرخیدن در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی را هم قرار دهید – میگویند: «جوانان بسیاری را دیدهام که حتی میل به مطالعه رمان هم ندارند. هفتهشت ده صفحه میخوانند میگویند حوصله نداریم در حالی که حاضرند 20 دقیقه یا نیمساعت بنشینند و تبلیغات تلویزیون را که قبل از شروع فیلم سینمایی پخش میشود تماشا کنند. حاضر نیستند در این 20دقیقه حتی همان کتاب رمان را بخوانند. این ناشی از چیست؟ ناشی از عدم اعتیاد به کتاب است! مردم میل به کتابخوانی ندارند. باید برای این فکری کنید!» سوای اینها صحبتها و گلایهها بخش دیگری از کتاب هم مربوط به دستنوشتههای دیدگاههای نفر اول کشور درباره بعضی کتابهایی است که تاکنون خوانده است. مرور این بخش هم خالی از لطف نیست. بعضی از اینها را در پایین همین صفحه آوردهایم.
محمدصادق علیزاده
دبیر گروه فرهنگو هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم