مجموعه ستارگانی که در این مسابقه بودند، بالاترین کیفیت خود را در دو نیمه ارائه کردند. هیجان بازی آنقدر بالا بود که اجازه نداد در میانه بازی به چیزی جز الکلاسیکو فکر کنیم اما به محض اینکه بازی تمام شد، روی نقاط دیگری متمرکز شدیم. این که وقتی تیمی در خانه ده نفره میشود، چگونه باید تغییر استراتژی دهد و فرم بازی خود را عوض کند. به این فکر کردیم که چطور در فوتبال مدرن با همه تصمیمهای اشتباه یک داور برخورد میکنند و نگاه و نوع برخورد ما با داورانمان تا چه اندازه متمدنانه است.
مهمترین نکتهای که بعد از بازی به آن فکر کردیم، این بود که چگونه باید در جام جهانی در برابر این ستارهها بازی کنیم؟ رونالدوی تا این حد آماده را چگونه باید مهار کنیم و در برابر تیم ملی پرستاره اسپانیا با این بازیکنان آماده چگونه آرایش بگیریم؟ اصلا برای مقابله با تیم بزرگ و آماده اسپانیا آمادهایم؟ تیم ملی ما که اردوی خود را با چهار بازیکن آغاز میکند و آخرین بازی خود را در تهران (پیش از جام جهانی در برابر ازبکستان) با ترکیبی دست و پا شکسته برگزار میکند، چگونه باید برای مقابله با حریفان قلدرش در روسیه آماده شود؟ جدا از اینکه از برانکو خوشمان میآید و از کیروش متنفریم، به این فکر کنیم چه اندازه کمک کردهایم تا تیم ملی ایران برای چنین تورنمنت عظیمی آماده شود؟ آیا اصلا کمک کردهایم یا کارشکنی؟ اصولا باید بپرسیم تیم ملی با این حجم عجیب بحرانهایی که برایش ساختهایم، میتوانست برای حضور در چنین میدانی مهیا شود؟ یک ماه بعد که بشود، وقتی دلشورههای خاص جام جهانی سراغمان بیاید، مانند کودکانی که با دلواپسی به امتحان فردایشان فکر میکنند، به خود خواهیم گفت: ما که یک سال قبل از اولین بازی در جام جهانی، بلیت روسیه را گرفتیم... چرا در این فاصله طولانی خوابمان برد؟
حسین خلیلی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم