زمانی که فرم انقلابی ایجاد شود همه مخاطبان چه ایرانی و چه غیرایرانی آن را درک میکنند و این همگرایی و اختصاصگرایی میتواند در رونق و تولید نیروی مختصص در این فرم بسیار موثر باشد. اگر جریانی که ذکر کردم ادامه مییافت قطعا وضعیت و جایگاه هنر انقلابی بسیار مطلوبتر از امروز بود؛ اما مسئولان هنرمندان را رها کردند و به حال خود واگذاشتند و این جریان که نیازمند یک هدایت و پرچمداری بود، رها شد و امروز جریان چشمگیری در این عرصه وجود ندارد. برای آثار انقلابی نمیتوان سفارشی کار کرد، باید هنرمند قلبا به اثری که خلق میکند، اعتقاد داشته باشد. اگر خالق اثر صداقت نداشته باشد و باورش را خلق نکند این اثر دلچسب مخاطبان نخواهد بود. از همین رو باید هنرمند انقلابی از میان جوانان معتقد به انقلاب استعدادیابی شود. باید کسانی که استعداد و باور قلبی دارند را یافت، سرمایهگذاری و آنها را با حمایت به یک مجموعه بزرگ تولید آثار انقلابی بدل کرد. در منطقه بر اساس طرح راهبردی ایران 1404جایگاه مطلوبی داریم. در بسیاری از عرصههای هنری از جمله سینما موفقیتهای بالایی کسب کرده ایم؛ دو اسکار در سابقه سینمای ایران ثبت شده، در عرصه کاریکاتور، گرافیک و بسیاری از رشتهها از همسایگان خود بسیار جلوتر هستیم اما این افتخارات چیزهایی نبود که در انقلاب به دنبالش میگشتیم؛ اهداف ما بسیار کلانتر از این چیزها بود که متاسفانه محقق نشد. ما در هنر انقلاب به دنبال گفتمانسازی، تغییر در نگرش مردم جهان و ایجاد یک جریان انقلابی در سراسر جهان برای همه آزادیخواهان بودیم و هنر بهترین وسیله برای انعکاس صدای ما بود، اما متاسفانه این اهداف بزرگ محقق نشد. این که امروز افتخارات زیادی در عرصه هنر به نام ما ثبت شده، نشاندهنده تلاش و زحمت مدیران ماست. اما متاسفانه این زحمت و تلاش در مسیر خود هنر بوده و برای محتوای انقلاب و تولید آثار برای انقلاب اسلامی تلاش مضاعفی صورت نگرفته است.
محمدحسین نیرومند
کاریکاتوریست و فعال فرهنگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم