غلبه قاره مقاومت بر جنگ های داخلی

شنبه 9 سپتامبر شهر ساحلی سیرت در لیبی میزبان رهبران آفریقایی بود. شماری از رهبران آفریقایی به منظور بزرگداشت هفتمین سالگرد نشستی که در آن درباره تشکیل اتحادیه آفریقا تصمیم گرفته شد
کد خبر: ۱۱۳۰۳۳
به دعوت معمر قذافی رهبر لیبی در این مراسم شرکت کردند.
ایده اولیه تشکیل اتحادیه آفریقا که تقریبا جایگزین سازمان وحدت آفریقا شد، از ابتکارات رهبر لیبی بود. ایده ایجاد این اتحادیه با توجه به ناکارآمد بودن سازمان وحدت آفریقا شکل گرفت. این در حالی بود که در شکل گیری این ایده ، نشانه هایی از الگوبرداری از سازمانی چون اتحادیه اروپایی بچشم می خورد. در این باره از تلاشها و رایزنی های معمر قذافی رهبر لیبی نمی توان چشم پوشی کرد.
معمر قذافی در سالهایی که کشورش تحت تحریم های سازمان ملل قرار داشت ، به شکل محسوسی از گرایش های عربی فاصله گرفت و به سیاست های آفریقایی متمایل شد. تغییر سلیقه و علایق رهبر لیبی به سمت توسعه و تقویت مناسبات بیشتر با کشورهای آفریقایی ، ذهن وی را متوجه تجدید ساختار و ایجاد سازمانی با چارچوب منسجم تر ساخت که پاسخگوی نیازهای کشورهای آفریقایی باشد. از این رو ایده ایجاد اتحادیه آفریقا شکل گرفت. رایزنی های مکرر معمر قذافی با برخی سران آفریقایی زمینه را برای جلب نظر مساعد آنان به منظور تغییر ساختار سازمان وحدت آفریقا و ایجاد نهادی جدید به نام اتحادیه آفریقا فراهم ساخت. ایده معمر قذافی برای تاسیس این نهاد جدید تا حدی ناشی از شخصیت خاص وی ، افراطی و آرمانگرایانه بود. تشکیل ارتش واحد آفریقایی را از جمله این ایده ها بایستی نام برد. با این حال در سال 1999 میلادی ایده تشکیل اتحادیه آفریقا در عوض سازمان وحدت آفریقا در جریان نشست سران آفریقایی در لیبی شکل علنی و رسمی یافت. از آن تاریخ این ایده به شکل جدی دنبال شد. به اعتقاد ناظران سیاسی اتحادیه آفریقا در عمر 4 ساله خود با وجود آن که نهادی نسبتا نو پا به شمار می آید اما در حل مسائل و مشکلات جاری در این قاره فعالانه برخورد کرده است. با این حال ناظران سیاسی برای رسیدن اتحادیه آفریقا به جایگاه واقعی خود راهی طولانی را پیش بینی می کنند. این اتحادیه با تشکیل نیروی صلحبان چند ملیتی سعی دارد در مناقشات این قاره موثر باشد و نقشی اساسی ایفا کند. گفته می شود این نیرو، در صورت لزوم با مداخله نظامی ، خواهد توانست مناقشات آینده در آفریقا را حل کند. آیا این نیروها در مناقشات قاره ای آفریقا می توانند نقشی موثر ایفا کنند؛ به نظر می رسد ایفای نقش موثر در آفریقا به حمایت ها و کمکهای کشورهای آفریقایی بستگی دارد.

پیدایش اتحادیه آفریقا


مقر: ادیس آبابا پایتخت اتیوپی
رئیس کمیسیون اتحادیه آفریقا: آلفا عمرکناره
با پایان نشست سران کشورهای آفریقایی در اجلاس دوربان اندیشه تحقق اتحادیه آفریقا که از چند سال پیش آغاز شده بود، سرانجام جامه عمل پوشید و اتحادیه آفریقا با شعار تجدید ساختار سازمان وحدت آفریقا و تلاش برای بهبود ساختار سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی قاره آفریقا رسما فعالیت خود را آغاز کرد. هر چند، تشکیل اتحادیه آفریقا برای اولین بار در سال 1999 و توسط معمر قذافی رهبر لیبی (البته با سبک و سیاقی آرمانی) پیشنهاد شد، ولی در واقع از اوایل دهه 1990و با آشکار شدن ناتوانی سازمان وحدت آفریقا در حل و فصل مشکلات گوناگون قاره به تدریج کارآیی آن مورد تردید رهبران آفریقایی قرار گرفته بود. از این رو، نظریه معروف قوام نکرومه موسوم به ایالات متحده آفریقا از چند سال قبل بار دیگر در دستور کار نظریه پردازان این قاره قرار گرفت. در این ارتباط، از حدود یک دهه قبل ، سران آفریقایی در صدد برآمدند تا سازمانی تشکیل دهند که بتواند با امکانات موجود خود نقش موثرتری در رفع نابسامانی های آفریقا ایفا کند.
منشور اتحادیه آفریقا نیز که به تصویب 41 کشور آفریقایی رسیده است ، به خوبی نمایانگر عزم راسخ کشورهای آفریقایی در به دست گرفتن سرنوشت این قاره از طریق سازمانی همگرا و همگون است. مهمترین اهداف اتحادیه آفریقا عبارت است از: دستیابی به وحدت و یکپارچگی بین کشورهای آفریقایی ، دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی و استقلال کشورهای عضو، تسریع در یکپارچگی سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی قاره آفریقا، تقویت همکاری در دفاع از مواضع مشترک آفریقا در قبال اموری که به منافع قاره آفریقا و مردم آن مربوط می شود، تشویق همکاری های بین المللی در زمینه منشور سازمان ملل و اعلامیه جهانی حقوق بشر و گسترش صلح و ثبات در قاره آفریقا. اکثر محققان ، تشکیل سازمان وحدت آفریقا در سال 1963 را که با تلاش رهبران بزرگ آن روز آفریقا همچون قوام نکرومه ، سدار سنگور و جولیوس نایرره صورت گرفت ، گام اصلی برای اتحاد و انسجام قاره آفریقا می دانند. با وجود این برای بررسی ریشه های اصلی نخستین تجربه همگرایی آفریقایی ها باید به اواخر قرن هجدهم و ظهور جریان فکری موسوم به پان آفریکانیسم بازگشت. در واقع ، پان آفریکانیسم جنبشی بود متشکل از گروهی از سیاهان مقیم اروپا و امریکا که اگر چه هیچ گاه موطن اصلی خود را ندیده بودند، ولی خواهان احقاق حقوق از دست رفته سیاهان بودند. جنبش مزبور با ندای همبستگی سیاهان در سال 1893 در شیکاگو توسط چند تن از آفریقایی الاصل های امریکا و در راستای حل مشکلات آنان فعالیت خود را آغاز کرد و به قول جورج شیرمن نویسنده شهیر آفریقایی: پان آفریکن هدیه ای بود از سوی دنیای جدید به جهان قدیم ، یعنی آفریقا کنفرانس شیکاگو زمینه ای برای تشکیل سازمان آفریقایی های لندن شد که به همت هانری سیلوستر ویلیامز بنیان نهاده شد.
پان آفریکانیسم در نتیجه تلاش وافر سیاهانی همچون دوبوآ، سیلوستر ویلیامز و الکساندر کرومل موسس آکادمی سیاه و مارکوس گاردی موسس سازمان ملی پیشرفت سیاهان جهان بتدریج وارد عرصه معادلات بین المللی اوایل قرن بیستم میلادی شد. در فاصله بین جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم ، سازمان پان آفریکانیسم طی چند کنفرانس بین المللی تلاش خود را برای احقاق حقوق سیاهپوستان شدت بخشید و روشنفکرانی همچون دکتر دوگوآ و مارکوس گاروی با تلاش وافر خود موفق شدند توجه جهانیان را به سوی سیاهپوستان جهان و بویژه مردمان آفریقا جلب کنند. پان آفریکانیسم در اوایل ، بیشتر در انحصار سیاهان مقیم امریکا و اروپا بود ولی به دنبال برگزاری ششمین کنفرانس پان آفریک که در سال 1945 در منچستر انگلستان برگزار شد، بتدریج ، سیاهان آفریقا نیز به آن راه یافتند، به گونه ای که در همین اجلاس ، قوام نکرومه به عنوان دبیر کمیته کارگری آن نائل شد. با ورود اندیشه پان آفریکن به آفریقا و برگزاری هفتمین اجلاس آن در غنا در سال 1958 میلادی ، بتدریج اندیشه وحدت و تشکیل ایالات متحده آفریقا در اذهان روشنفکرانی همچون قوام نکرومه رهبر غنا و سدار سنگور شکل گرفت و در حقیقت ، این کنفرانس و اقدامات خردمندانه قوام نکرومه سنگ بنای سازمان جدیدالتاسیس موسوم به سازمان وحدت آفریقا بود.
سازمان وحدت آفریقا در 25 مه 1963 و با شعارهای ذیل بنا نهاده شد: وحدت و همکاری بین کشورهای آفریقایی ، دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای عضو، ریشه کن کردن همه اشکال استعمارگرایی ، پیشبرد همکاری های بین المللی و هماهنگی بین کشورهای عضو در زمینه امور اقتصادی ، دیپلماتیک ، آموزش و پرورش ، بهداشت ، امور رفاهی ، علمی و سیاست های دفاعی . کشورهای عضو این سازمان در ابتدا کمتر از 20 عضو بودند و بتدریج با اعطای استقلال به کشورهای مختلف آفریقا، در سال 1994 اعضای آن به 53کشور افزایش یافت. سازمان وحدت آفریقا در مجموع با در نظر گرفتن امکانات آن کارنامه درخشانی از خود برجای نگذاشت. سازمان مذکور اگر چه در حل و فصل چند بحران مرزی و داخلی بین کشورهای مناطق شرق و غرب آفریقا حضور میانجی گرایانه فعالی داشت و موفق به اعاده حق حاکمیت به سیاهان کشورهای زیمبابوه و آفریقای جنوبی شد، ولی در مورد برخی از جنگها و بحرانهای دهشتناک این قاره همچون جنگ 1978اتیوپی و سومالی بر سر اوگادن ، جنگ تانزانیا و اوگاندا در سال 1978، جنگ داخلی سیرالئون ، قتل عامهای نژادی وحشتناک روآندا و بوروندی و... نتوانست ایفاگر نقش مهمی باشد و فقدان هرگونه قدرت اجرایی مانع از مقابله این سازمان با چالشهای عمیق پیش روی آن در مناطق مختلف قاره پهناور آفریقا بود. سازمان وحدت آفریقا همچنین در ریشه کن کردن اشکال استعمار و در واقع ، استعمارزدایی و همچنین پیشبرد همکاری های کشورهای عضو و مقابله با فقر و مسکن مردمان این قاره نیز عملکرد چندان موفقی نداشت و نتوانست اهداف اصلی خود را که در منشور این سازمان مورد تاکید قرار گرفته بود، تحقق بخشد.
از این رو، حتی انتصاب سیاستمداری سرشناس به نام سلیم احمدسلیم ، به سمت دبیر کلی این سازمان در دهه 1990نیز نتوانست بر مشکلات فزاینده پیش روی آن مرهمی نهاده و آن را دچار تحولی اساسی کند. لذا تاسیس بنیاد صلح در سال 1992 و تشکیل جامعه اقتصادی آفریقا (AEC)در سال 1994 در راستای توسعه تجارت بین کشورهای عضو نیز نتوانست وضعیت سازمان وحدت آفریقا را بهبود ببخشد و ساختار آن را مستحکم کند. ناتوانی سازمان وحدت آفریقا در مقابله با بحران نسل کشی در روآندا و بوروندی که منجر به قتل بیش از یک میلیون نفر از مردم بی گناه این دو کشور شد و جنگ داخلی سومالی که با حضور نیروهای امریکایی ، امنیت منطقه استراتژیک شاخ آفریقا را دستخوش مخاطراتی جدی کرد نیز تردید رهبران کشورهای آفریقایی در مورد کارکردگرایی این سازمان را تشدید کرد.

ساختار اجرایی آفریقا


4 نهاد اصلی این اتحادیه عبارتند از: کنفرانس اتحاد متشکل از سران کشورها و دولتهای آفریقایی که در مقایسه با مجمع سران سازمان وحدت از اختیارات بیشتری برخوردار است. کمیته نمایندگان دائمی در برگیرنده سفیران آکرودیته در آدیس آبابا که در سازمان وحدت آفریقا صرفا نقشی مشاوره ای داشت ، ولی در اتحادیه آفریقا دارای اختیارات بیشتری خواهد بود. شورای اجرایی که در سازمان وحدت آفریقا شورای وزیران خوانده می شد و کمیسیون که جایگزین دبیرخانه سازمان وحدت آفریقا شده است و نقش اجرایی بسیار قویتر دارد. علاوه بر این ارکان ، اتحادیه آفریقا از چند سازمان وابسته به خود نیز در امور سیاسی و اقتصادی بهره می گیرد. بانک مرکزی صندوق پول آفریقا، بانک سرمایه گذاری آفریقا، پارلمان آفریقا، دیوان دادگستری و شورای امنیت از جمله این سازمان ها هستند و هر یک از آنان موظفند در راستای بهبود ساختارهای قاره آفریقا و مطابق با وظایف خویش گام بردارند که در این میان ، ایجاد پول واحد که قرار است در آینده صورت گیرد، از اهمیت زیادی برخوردار است.

چالش های پیش روی اتحادیه آفریقا


مهمترین چالشهای کنونی قاره آفریقا که قطعا اتحادیه آفریقا فعالانه در صدد مقابله با آن برخواهد آمد، ناآرامی هایی است که طی چند دهه گذشته و بویژه طی دهه 1990در مناطق مختلف این قاره پدید آمده است. نسل کشی های نژادی ، نبردهای قومی و قبیلگی ، جنگهای داخلی ، بحران های سیاسی منطقه ای و... از جمله این مشکلات هستند که هر یک امنیت بخشی از قاره آفریقا را به خطر انداخته است. پیش بینی حق مداخله نیروهای نظامی تحت حاکمیت اتحادیه آفریقا در کشورهای عضو یکی از نوآوری های این اتحادیه است ، چرا که در منشور سازمان وحدت آفریقا عدم مداخله و احترام به حاکمیت کشورها مورد تاکید قرار گرفته بود، ولی اتحادیه آفریقا این امر را در راستای استقرار صلح و آرامش در قاره آفریقا بسیار مهم تلقی کرده است. در واقع ، باید گفت مشکلات ناشی از عدم ثبات سیاسی اکثر کشورهای آفریقایی طی چند دهه گذشته بارها موجب دخالت دولتهای غربی و استقرار نیروهای امریکایی ، انگلیسی و فرانسوی در مناطق مختلف آفریقا به بهانه حفظ آرامش و امنیت شده است. لذا اتحادیه آفریقا از این طریق سعی کرده است خود سرنوشت قاره آفریقا را در دست بگیرد و مانع ورود بیگانگان به قاره آفریقا شود. در هر صورت ، اتحادیه آفریقا با وجود بیمها و امیدهایی که پیرامون آن وجود دارد، به حیات خود ادامه می دهد. حال ، باید دید آیا این سازمان می تواند در مقابله با چالشهای پیش روی خود به عنوان عنصری مفید و فعال عمل کند و یا پس از چند سال ، با آشکار شدن ناتوانی های آن در مقابله با مشکلات موجود، به سازمانی تشریفاتی مبدل خواهد گشت.

زمزمه ها


از اواخر دهه 1990 میلادی ، زمزمه های تجدید ساختار سازمان وحدت آفریقا در سطح این قاره پدیدار شد و سرانجام قذافی در سال 1999 به طور جدی این موضوع را مورد بررسی قرار داد. اصولا رهبر لیبی به سبب ایده های آرمان گرایانه و تا حدودی ایده آلیستی به عنوان یک تئوری پرداز، چندان در سطح قاره آفریقا جدی گرفته نمی شود با این حال ، اقدام او در برپایی اجلاسی با حضور رهبران کشورهای آفریقایی که این بار بر خلاف دفعات قبل با برنامه ریزی ها و پیشنهادات سنجیده ای توائم بود، روند تغییر ساختار سازمان وحدت آفریقا را شدت بخشید. قذافی و مشاوران او در اجلاس مزبور نظریه قدیمی ایالات متحده آفریقا را که سالها پیش فرانتس فانون ، نویسنده معروف الجزایری و قوام نکرومه رهبر فقید غنا مطرح کرده بودند، بار دیگر ارائه کردند. وی در سخنرانی خود بر تشکیل آفریقای متحد با برخورداری از ارتش و پول واحد و سهولت در ارتباطات درون قاره ای تاکید کرد و برای اولین بار، ایده تاسیس مجلس آفریقا را که در برگیرنده تمام اقوام و قبائل آفریقا باشد، مطرح کرد. در هر صورت ، دوران گذار از تصمیم گیری ها سپری شد و سال 2001 ، سال تحقق اتحادیه آفریقا و تبدیل سازمان وحدت آفریقا به اتحادیه آفریقا نامیده شد و همان گونه که همه مردم جهان شاهد بودند، سرانجام اتحادیه آفریقا رسما فعالیت خود را آغاز کرد.




محمدعلی احمدنیا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها