در نبود رمان‌های عامه‌پسند آبرومند و واهمه نویسنده‌ها از ورود به این عرصه رمان‌های خارجی، بازار را به دست گرفته‌اند

قرق بازار با عامه‌پسندهای خارجی

در حالی که کاهش فروش کتاب معضل جدی ناشران است و آمار کتابخوانی هم با همه اما و اگرهایی که درباره اش مطرح است، نوید آینده امیدبخشی را برای بازار کتاب نمی‌دهد، کتاب‌های عامه‌پسند خارجی در ایران بازار فروش را در دست دارند و برخی از آنها به چاپ‌های بالای 50 هم رسیده‌اند.
کد خبر: ۱۱۲۵۲۱۳

فهرستهای مختلفی از پرفروشهای دو ماه گذشته سال منتشر شده است که با نگاهی به آنها میتوان شاهد پیشتازی رمانهای عامهپسند خارجی میان مخاطبان بود. «ملت عشق» نوشته الیف شافاک، «من پیش از تو» و «دختری که رهایش کردی» نوشته جوجو مویز و «جز از کل» نوشته استیو تولتز رمانهای پرفروشی هستند که آثار ترجمه مخاطبان را به خود جلب کردهاند. البته ماجرای کتاب آخر را باید از سه کتاب دیگر جدا کرد، چرا که نمیتوان اثر تولتز را عامهپسند دانست، اما دیگر آثار از جمله کتابهای عامهپسندی محسوب میشوند که چاپهای متعددی را تجربه کردهاند.

در بخش رمانهای پرفروش داخلی هم با نامهایی چون «رهش» رضا امیرخانی، «خاطرات سفیر» نوشته نیلوفر شادمهری، «پاییز فصل آخر سال است» نوشته نسیم مرعشی و «آناتومی افسردگی» نوشته محمد طلوعی روبه رو هستیم. این رمانهای داخلی پرفروش هیچ یک عامهپسند نیستند و ظاهرا برای این دسته از مخاطبان مانند سابق آثار زیادی منتشر نمیشود. این اتفاق تبعات فرهنگی را برای ما خواهد داشت. هر چند خوانندگان جدی در میان آثار تالیفی داخل میتوانند کتابهایی را که مدنظرشان است تهیه کنند، اما خوانندگان آثار عامهپسند ظاهرا به نمونههای مشابه خارجی روی آوردهاند.

کتابهایی که میفروشند

«ملت عشق» در سال 2010 به صورت همزمان به دو زبان انگلیسی و ترکی منتشر شد. ترجمه فارسی آن در مدتی کوتاه، عنوان یکی از پرفروشترین کتابهای بازار کتاب ایران را کسب کردهاست. این رمان به زندگی مولانا، شاعر و عارف ایرانی میپردازد و هر چند از بسیاری جهات پرداخت آن دچار اتفاقات داستانی شده و واقعی هم نیست، اما در غیاب کتابهای مشابه در بازار ایران توانسته بسیاری را با خود همراه کند و در اغلب ماههایی که پرفروشهای بازار کتاب منتشر شدهاند، در صدر فهرست قرار گرفته است.

در نسل قبل تر نویسندگان، چهرههای مطرحی بودند که در وصف زندگی مولانا نوشته و نسلهای زیادی را با خود درگیر و همراه کرد، اما پس از آن اثر خواندنی دیگری برای نسل جدید تالیف نشد و حالا آنها روایتی را میخوانند که میتوانست ایرانی، مستندتر و جذاب تر باشد.

«من پیش از تو» و «من پس از تو» از نخستین آثار مویز است که در ایران ترجمه و منتشر شد و پس از آن تک و تنها در پاریس، بندر نقرهای، میوه خارجی، یک بعلاوه یک و« دختری که رهایش کردی» هم منتشر شدند. این کتابها بسرعت در میان مخاطبان کتابهای عامهپسند در ایران جا باز کردند و موفق شدند عنوان پرفروش را از آن خود کنند.

اگر چند دهه گذشته را نگاه کنیم با نامهای متعددی روبهرو میشویم که رمانهای عامهپسند مینوشتند و با اقبال عمومی هم مواجه بودند. نامهایی چون فهیمه رحیمی، نسرین ثامنی، م. مودب پور و بسیاری دیگر که خوراک این بخش از مخاطب ایرانی را که طبعا در هر جامعهای هم بخش عمدهای را تشکیل میدهند، ارائه میکردند.

هر چند آثار نویسندگان خارجی چون دانیل استیل هم در بازار پرفروش بودند، اما رمانهای ایرانی در صدر بودند و میفروختند، اما آن طور که به نظر میرسد طی سالهای گذشته و به طور ناگهانی موازنه بازار کتاب در این عرصه به هم ریخته است. تا جایی که برای مثال «دالان بهشت» نازی صفوی که رمانی عامهپسند و جزو پرفروشهای ایرانی است، طی 12 سال توانسته مسیری را برود که نویسندگان خارجی مطرح شده در گزارش طی مدت دو سال آن را
پشت سر گذاشتهاند.

البته در این میان «قهوه سرد آقای نویسنده» نوشته روزبه معین از معدود آثار داخلی عامهپسند است که طی چند سال گذشته توانسته با کتابهای خارجی رقابت کند و تقریبا همپای این کتابهای خارجی پیش رفته و به چاپ چهل و نهم رسیده است.

مشکل کجاست؟

تبلیغ برای کتابخوانی در جامعه به طور مستمر وجود دارد، در حالی که آثار خوبی برای بخش عمده افراد جامعه نداریم و شرایط بهگونهای پیش رفته بخش عمده افرادی که دست به قلم میشوند، تحت تاثیر برخی اتفاقات میخواهند روشنفکرانه بنویسند و شکاف موجود میان مردم و نویسندگان بیشتر و بیشتر شده است.

از طرف دیگر اطلاق واژههایی چون مبتذل به رمانهای عامهپسند حالا ما را گرفتار شرایطی کرده که دستمان تقریبا برای ارائه خوراک فرهنگی به بخشی از جامعه خالی است و رمانهایی از فرهنگ بیگانه جای آن را پر کردهاند.

نسرین ثامنی یکی از نویسندگان موفق نسل گذشته رمانهای عامهپسند میگوید: وقتی در فضای مجازی نام خودم یا دیگر دوستان عامهنویسم را جستوجو میکنم این واژه را زیاد میبینم. این افراد باید بدانند قصد ما اشاعه فرهنگ مبتذل در جامعه نیست. نمیخواهیم به نوجوانان یاد بدهیم بروند در خیابان عاشق شوند.

او تاکید میکند: ما درون همین رمان عاشقانه به مسائل مهمی مانند اعتیاد، اختلاف زناشویی، ناپدری و نامادری و فرار دختران میپردازیم. این برای بعضی از مردم عبرتآموز است.

رمانهای عامهپسند میتواند با بیان دغدغههای مخاطبان خود و همچنین روایت داستانهایی که مطابق سلیقه و علایق آنها باشد، موضوعات فرهنگی مرتبط با جامعه را مطرح کرده و مخاطبان را با خود همراه کنند. چرا که عامهپسندهای خارجی هر چه که باشند، برای جامعه و فرهنگ دیگری نگاشته شده اند و ارتباطی با فرهنگ کشور ما ندارند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها