
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
این واقعیت مبتنی بر برخورد گزینشی و معیارهای دوگانه و گمراه کردن افکار عمومی و تبلیغ استدلالات واهی برای توجیه حمایت از رژیمهای اشغالگر و دیکتاتوری در منطقه است. بر این اساس، واقعیت کنونی با ارزشهای عدالتطلبانه مورد ادعای غربیها همخوانی ندارد. امروز، جهانیان علیه تصمیم اخیر رئیسجمهور آمریکا مبنی بر به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی تظاهرات میکند؛ تصمیمی که در تعارض با قطعنامههای بینالمللی است، اما دولتها همچنان با این رئیسجمهور کنار میآیند و انتقاداتشان را متوجه شخص او میکنند و با این توجیه به همکاری با واشنگتن ادامه میدهند. گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است.
امروز جهانیان در محکومیت سیاستهای رژیم صهیونیستی تظاهرات و به همبستگی با ملت فلسطین تظاهر میکنند، ولی دولتها در عمل با این رژیم اشغالگر مراوده دارند و با آن روابط دیپلماتیک برقرار میکنند و تاکنون حاضر نشدهاند حق ملت فلسطین را مبنی بر برخورداری از کشوری مستقل به رسمیت بشناسد.
تهی شدن از مفاهیم تنها به موضعگیریها محدود نمیشود بلکه اصطلاحات هم معنای دیگری پیدا کردهاند؛ امروز اشغالگران دیگر دشمن محسوب نمیشوند و مشکل فلسطین، دیگر اشغالگری نیست بلکه به نزاعی بین اسرائیل و فلسطینیها محدود شده است. سیاستمداران صهیونیستی دیگر جنایتکار جنگی یا اشغالگر یا عضو یک رژیم اشغالگر ستمگر به شمار نمیآیند، بلکه برخی سیاستمداران عرب از آنان به عنوان دوست یاد میکنند. همین سیاستمداران، فلسطینیها را افراطگرا، تندرو و ماجراجو میخوانند. این رژیمهای عربی با نمایندگان رژیم اشغالگر قدس تماس دارند، در حالی که همین رژیمها، گروههای مبارز فلسطینی را تحریم کردهاند و حق مقاومت در برابر اشغالگران را انکار میکنند و هرگونه ارتباط را با نیروهای مقاومت را قطع کردهاند. این مساله درباره کشورهای غربی و کشورهای منطقه نیز صدق میکند که همواره برای سیطره بر افکار عمومی جهان عربی و اسلامی تلاش کردهاند و روابط خود را با اشغالگران عادی میکنند.
نشاندن ایران به جای رژیم صهیونیستی
امروز جهان برای فشار آوردن به ایران برای برنامه هستهایاش با وجود عضویت در آژانس بینالمللی انرژی اتمی متحد شده است، اما برنامه هستهای نظامی رژیم صهیونیستی را نادیده میگیرد که بیش از 200 کلاهک هستهای در اختیار دارد و حاضر به همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیست. برخی رهبران عرب دیگر اسرائیل را مشکل اصلی در تاریخ معاصر عربی ندانسته بلکه ایران را منشأ تهدید برای امنیت و ثبات در خلیج فارس و خاورمیانه میدانند. این چرخش دیدگاهها و اولویتها نشان دهنده میزان عقبگرد جهان امروز در زمینه اصول و ارزشها در عرصه روابط بینالملل است.
امروز دولتها در برابر تجاوز هواپیماهای اسرائیلی به غزه سکوت میکنند، ولی زمانی که یکی از گروههای مقاومت فلسطین راکتی به سمت اسرائیل شلیک میکند، آن را توجیهکننده حملات رژیم صهیونیستی و جنگهای نابرابری میدانند که این رژیم آغاز میکند.
حتی در برابر گسترش دامنه نفوذ رژیم صهیونیستی در این کشورها و تأثیر گذاشتن آن بر آزادیهای عمومی بویژه آزادی بیان سکوت میشود. کسی که از سیاستهای این رژیم انتقاد کند، یهودیستیز تلقی میشود و کسی که با فلسطینیها همدردی کند، افراطگرا خوانده میشود. جهان آزاد، جنگ ائتلاف سعودی علیه یمن را توجیه و در برابر حملات به مدارس و بیمارستانها و بازارها و سالنهای اجتماعات و مراسم عروسی سکوت میکند، اما گروههای یمنی بویژه انصارالله را به علت مقابله با تجاوز به یمن به باد انتقاد میگیرد.
مورد عجیب امارات عربی متحده
امروز امارات عربی متحده که جمعیت ساکنان اصلی آن از چند صد هزار نفر فراتر نمیرود، ریشهدارترین کشور شبه جزیره عربستان، یعنی یمن را اشغال کرده و کنترل دارایی و جزایر آن را به دست گرفته است. این کشور کوچک کنترل بنادر متعددی را در تنگه بابالمندب در اختیار گرفته تا امنیت خطوط کشتیرانی را بویژه برای رژیم صهیونیستی تضمین کند. امارات همچنین کنترل بنادر بربره و جیبوتی و عصب در ساحل آفریقا را از طریق امضای قراردادهای طولانیمدت برای اجاره این بنادر به دست گرفته است.
جالب این که غربیها سیطره بر این بنادر را مداخله یا توسعهطلبی نمیدانند و از آن حمایت میکنند در حالی که واکنش آنها به نقض حقوق زندانیان سیاسی مثل احمد منصور و محمد الرکن به سازمانهای حقوق بشری محدود میشود که کاری جز صدور بیانیه انجام نمیدهند.
جهان امروز بر گزارش تسلیحات آمریکایی که در اختیار گروه داعش قرار گرفته، چشم میبندد و موسسه تحقیقات درباره تامین سلاح در مناقشهها اعلام میکند گروه داعش به سلاحهایی دست یافته که دیگر کشورها بویژه آمریکا و عربستان به گروههای مخالف بشار اسد رئیسجمهور سوریه داده بودند، اما همین جامعه توانایی به حرکت در آوردن کل سازمان ملل متحد را برای تحقیق درباره منبع موشکی دارد که نیروهای یمنی به فرودگاه ملک خالد در عربستان شلیک کردند. آمریکاییها از زبان نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد ادعا میکنند که این موشک را تهران ارسال کرده است. جالب آن که آنها تسلیحات عظیمی را که طی 30 ماه گذشته در اختیار عربستان قرار دادهاند، نادیده میگیرند.
رنگ باختن ارزشها
در جهانی که قدرتهای سلطهگر، سیاست فریب ملتهای خود و دیگر ملتها را در دستور کار قرار دادهاند، اصول و ارزشهای اخلاقی به تدریج از محتوا تهی میشوند و قاتلان و آدمکشان و شرکتهای تسلیحاتی بر این جهان سیطره مییابند. سیاست دوگانه نه تنها در برابر دیگر ملتها بلکه حتی در برابر شهروندان خود در پیش گرفته میشود. برای تثبیت مقوله آزادی و بشردوستی به سازمانهای حقوقی اجازه داده میشود، تخلفات رژیمهای سرکوبگر همپیمان با طرف مقابل را برملا کنند ولی چشم خود را به روی گزارشهای مشابه درباره رژیمهای دوست میبندند و به سیاستها و روابط طبیعی با این رژیمها ادامه میدهند و سیاستهای ظالمانه این رژیمها موجب نگرانی آنان نمیشود.
در چنین جهانی، شکاف بین اصول و رفتارها گسترش مییابد و رسانهها مقولاتی چون منافع و امنیت و واقعگرایی را برای توجیه سکوت در برابر جنایات و بستن چشم به روی جنگافروزیها و نادیده گرفتن فریاد کمکخواهی قربانیان تجاوز را مطرح میکنند. زمانی که نهادهای خیریه بینالمللی شیوع بیماری در یمن را تأیید میکنند که تحت محاصره سه ساله است، رسانهها زیر فشار و از روی ناچاری فقط خبری کوچک در این باره پخش میکنند و صحنههای ویرانی گسترده و کشتار و فریاد کمکخواهی مظلومانی را که هر روز زیر باران بمبها و موشکها له میشوند نادیده میگیرند؛ بمبها و موشکهایی که به بهانه تأمین منافع شهروندان و ایجاد اشتغال برای هزاران نفر از آنان در اختیار کشورهای متجاوز قرار میگیرد. در جهان آزاد از مقوله ایجاد مشاغل برای امضای قراردادهایی استفاده میشود که در موارد زیاد به کشته شدن بیگناهان منجر شده است. در اینجا ارزشها به طور کامل متفاوت است؛ در محاسبات سیاسی و اقتصادی جایی برای عقل و انسانیت وجود ندارد، بلکه سیاستمداران منافع را بر اخلاق و ارزشها و اصول ترجیح میدهند و آن را میانهروی و واقعگرایی مینامند. چنین سیاستی از نظر دینی و منطقی مردود است.جهان امروز، فاقد ارزشهای انسانی واقعی بویژه صداقت و شفافیت و توازن و اخلاق است. این ارزشها در جهان امروز همگی در چارچوبی محدود مطرح میشود و وجود آن در جهان سیاست نسبی است. از این رو بحرانها و اختلافات و جنگها ادامه مییابد. طبق معمول در جوامع بشری، آثار منفی چنین وضعی همه مردم را شامل میشود، نه نخبگان سیاسی و صاحب منصبان و این ظلم آشکار است. از این رو فکر کردن درباره بهکارگیری ارزشهای دینی در جهان سیاست غیرمنطقی نیست.
سعید الشهابی
القدس العربی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد