اصلا علت آن که سمنهای این حوزه همواره مدافع وزارتخانه شدن این سازمان بودهاند به همین بازمیگردد و این که اصولا در همه دنیا، کشورها در آن حوزههایی که توانمندی و ظرفیت مخصوصی دارند ـ حال هر چیزی که میخواهد باشد ـ به آن نگاهی ویژه داشته و مدیریت آن را دستکم در حد یک وزارتخانه میبینند.
کاری که از دست ما به عنوان انجمنهای مردم نهاد برمیآید، دیدهبانی آثار تاریخی است و این که بتوانیم در جای جای این کشور کهن، سمنهایی را شکل دهیم و آثار باستانی و تاریخی منطقه خود را زیر نظر داشته باشیم. طبیعتا فرآیند شکل دادن قانونی انجمنها در این حوزه نیازمند یاری بیدریغ وزارت کشور و استانداریهاست. شکلگیری انجمنهای محلی دوستدار میراث فرهنگی، بار بزرگی را از دوش سازمان برمیدارد و اگر رشتههای مرتبط با این حوزه چون احیا و مرمت نیز پرتوان به پرورش نیروهای کارشناس بپردازند، میتوان امیدوار بود که با شکلگیری شرکتهای تخصصی بخشی از کارهای اجرایی هم از دوش آن سازمان برداشته شود.
آشکار است که اگر آثارمان بخوبی نگهداری شود و از توفان توسعه ناپایدار جان سالم به در برد و کسانی برای منفعتهای جزیی به حریم آنان تجاوز نکنند، گردشگری پایداری هم شکل میگیرد که میتواند هزینه آن شرکتها را تأمین کند.
اما این کارها نیازمند برداشتن گامهایی نیز از سوی سازمان میراث است. این سازمان باید ضمن تلاش برای افزایش بودجه خود و همراهی با مجلس شورای اسلامی در وزارتخانه شدنش دو موضوع مهم را سرلوحه برنامههایش قرار دهد:
نخست، واکنش مناسب و احترام گذاردن به این کارزارها و پویشهاست. درست است که گاهی ممکن است سخنان تندی از سوی منتقدان به سازمان و مدیریت حوزههای مختلفش وارد شود، اما هیچ کدام از اینها دلیل نمیشود مدیران مربوط در سازمان نسبت به این پویشهای عاشقانه و مسئولیتپذیرانه بیتوجه باشند و
با اطلاعرسانیهای بموقع و پاسخهای کارشناسی و در مواردی پیگیری دغدغهها، کنشگران و بالطبع مردم را در جریان امور قرار ندهند.
دوم، سلامت و صداقت کاری و قراردادن تخصص در مدیریتهای مرتبط سازمان میراث فرهنگی است. پیشنهادم دراین باره این است که ریاست جدید سازمان میراث فرهنگی با تکیه بر رایزنی با چهار حوزه میتواند چیدمان تازهای را برای این سازمان مهم، اما ناتوان و زیر فشار بچیند و مدیرکلهایی را برگزیند که حاصل اشتراک نظر این چهار حوزه باشد: بدنه سازمان در هر بخش؛ کارشناسان و نخبگان هر بخش؛ رسانهها و سرانجام، سمنها. امید که با این مشارکت دادن تجربه و تخصص و نگاه کلان و عشق، بتوانیم به وضعیتی برسیم که هم ما و هم بدنه تلاشگر آن سازمان با انگیزهای قوی آثارمان را حفظ و آن را به جهانیان معرفی کنیم و مدیرانی آگاه و حساس هم بتوانند همین امکانات محدود و بودجه کم را بدرستی و همسو با ما مدیریت کنند تا شگفتی بزرگ را رقم بزنیم.
علیرضا افشاری
دبیرکل شبکه سمنهای میراثی استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم