فرمول هایی روی کاغذ

بحث رژیم حقوقی دریای خزر و حفظ حقوق و منافع ایران در منطقه ، هر چند که با بروز تحولات بزرگ منطقه ای درگیر تلاطم سیاسی شد، اما اساسا موضوعی حقوقی است
کد خبر: ۱۱۰۰۰۱
و مطابق معاهدات و کنوانسیون های بین المللی مربوط به دریاچه ها و دریاهای بسته مشترک میان کشورها، قواعد و تعاریف مشخصی دارد.
با این حال به دلیل کم سابقه بودن چنین بحثی از یک سوی و کشف منابع نفت و گاز در این دریاچه از سوی دیگر، این موضوع به یکی از بحث برانگیزترین مباحث منطقه ای و حتی فراتر از آن ، جهانی ، مبدل شده است. در عین حال نباید فراموش کرد اهمیت ژئوپلتیک این دریاچه بویژه پس از فروپاشی شوروی و ایجاد جمهوری های مستقل در حاشیه آن ، بیش از پیش مورد توجه قدرتهای منطقه ای قرار گرفته است. حضور موثر در دریای خزر از جهات گوناگون برای بازیگران فرامنطقه ای بویژه امریکا حائزاهمیت است.
مساله ای که دکتر الهه کولایی کارشناس مسائل سیاسی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در گفتگو با جام جم بر آن تاکید دارد. او بر این باور است که هنجارهای حقوقی با بررسی مدلهای توزیع منافع در این دریاچه و در دریاچه های داخلی تنها فرمول هایی بر روی کاغذ است. اجرای این ضوابط به عوامل متعدد دیگری بستگی دارد که به هوشمندی و توانایی و کارآمدی مدیران سیاسی در عرصه کنش و واکنش های سیاسی مربوط می شود.

آخرین توافق برای سهم ایران از دریای خزر چیست و بر چه مبنای انجام گرفته است؛ ایران چه اقداماتی برای صیانت از حقوق خود در این دریا انجام داده است؛

مساله منافع و حقوق ایران در دریای خزر، یا به عبارتی سهم ایران از منافع و منابع این دریا، مساله پیچیده ای است که باید در فرآیندی از مذاکرات و چانه زنی های دیپلماتیک مورد بررسی قرار گیرد. واقعیت آن است که در سالهای بعد از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری های تشکیل دهنده آن ، کشورهای ساحلی دریای خزر که دو کشور را شامل می شدند، یعنی ایران و اتحاد جماهیر شوروی ، تبدیل به 5 کشور شدند. بنابراین 4 کشوری که قبلا عضو اتحاد بودند، ادعاهای جدیدی درباره حقوق خود و تملک منافع و منابع این دریا مطرح کردند که در طول 14 سال گذشته تغییرات زیادی را پذیرا شده است. این تغییرات در مواضع و نگرشهای هر یک از این کشورها به گونه ای شکل گرفته که آنها بتوانند سهم بیشتری را از منافع و منابع نصیب خود کنند و به خود اختصاص دهند. یعنی ما شاهد آن هستیم که هر کدام از این کشورها سعی کردند از الگو و مدلی حمایت کنند که منافع بیشتری را برای آنها ارائه کند و متقابلا با الگویی مخالفت کردند که به نظر می رسد منافع کمتری را نصیب آنها می کند. در واقع یک عرصه منابع محدود وجود دارد که هر کدام از این بازیگران سهم بیشتری را طلب می کنند. بنابراین هر کدام از این کشورها سعی کرده اند دیدگاه های خودشان را در قالب بحث حقوقی مطرح کنند.به طور طبیعی جمهوری اسلامی ایران هم براساس منافع مردم ایران و آنچه که در حقوق بین الملل تعریف شده ، اقدامات گوناگونی را انجام داده است. به دنبال این تحولات ایران و روسیه ابتدا بر قانونی بودن و اعتبار داشتن رژیم حقوقی مورد توافق ایران و شوروی تاکید کردند. در واقع تا سال 1377 1998این همراهی و توافق ادامه داشت و روسها هم مثل ما در بحث ضرورت توجه به رژیم حقوقی دوران پیشن از استقلال جمهوری ها را مطرح می کردند. با توجه به این نکته که همه جمهوری های مستقل طی قراردادهایی متعهد شدند، بعد از فروپاشی به موافقت نامه ها و قراردادهای دوران اتحاد پایبند باشند.
موافقت نامه و اسناد این الزامات بیان شده وجود دارد، اما از آنجایی که حقوق بین الملل تنها پوششی بر ساختار و روابط قدرت در جامعه جهانی است ، در سالهای بعد شاهد نوعی عدم پذیرش و به گونه ای کنار گذاشتن و بی توجهی به الزام هایی بودیم که خود این کشورها پذیرفته بودند. دیدیم که دولت جمهوری آذربایجان بخشی از دریای خزر را به عنوان بخش تحت تملک و مالکیت ملی خود مطرح می کند، حتی در قانون اساسی خود نیز به آن اشاره می کند. دولت قزاقستان مساله دریا بودن این دریاچه را مطرح می کند، چون از طریق کانال ولگا - دن ،ولگا - بالتیک این دریاچه به دریای آزاد مربوط می شود. قزاقستان موضوع فلات قاره ، منطقه انحصاری و توافق های مربوط به کنوانسیون دریاها (1982)را مطرح می کند. یعنی هر کدام از این مسائل به گونه ای مطرح شده که هر کشور منافع بیشتری را به خود اختصاص دهد. اما در مورد ایران شاهد همراهی تا سال 1377 1998 هستیم. همکاری دولت روسیه با دولت ایران ، همکاری خیلی سستی بود که براساس ملاحظاتی شکل گرفت که روسها در منافع خود داشتند. در سال 1998وقتی دولت روسیه متوجه شد که نمی تواند مانع اقدامات دولت قزاقستان و جمهوری آذربایجان در استفاده از منابع انرژی این دریاچه از طریق همکاری با امریکا و اروپا شود، به توافقهای دوجانبه با این کشورها رسید. یعنی مرزهای شمالی را با دولت قزاقستان و مرزهای جنوبی را با دولت آذربایجان در سالهای 77 - 79به توافق رسید. یعنی مرزهای مشترک خود را در دریاچه مشخص کرده و به نوعی منابع زیر بستر را تقسیم کردند. اما این تقسیم خیلی سریع با مسائل حاکمیتی و اختلاف آنها از تفسیر این اقدام مواجه شد و این دولتها نتوانستند به توافق اجرایی و عملی معتبر برسند.

وضعیت فعلی ما چگونه است؛

اینک به نوعی که در مباحث خزر ما تنها مانده ایم . اشتباه ما این بود که رژیم حقوقی مشاع را مطرح کردیم ، رژیم حقوقی که در دوران اتحاد شوروی مطرح بود که البته واقعیت نداشت. ما هیچ گاه مانند روسها از منابع این دریاچه استفاده نمی کردیم. ما هم تئوری بهره برداری مشاع را مطرح کردیم و هم سهم 20 درصدی را مبنای تقسیم مساوی دریاچه قرار دادیم و این روش مناسبی برای تقسیم منافع این دریاچه نبود.البته نکته مهم و اساسی در این قرار دارد که ما اساسا در دیپلماسی خود همیشه از منطقه شرق غفلت داشته ایم و بعد از فروپاشی نتوانستیم روابط سودمند اقتصادی ، فنی و تجاری با روسیه ، آسیای مرکزی و قفقاز ایجاد کنیم. اگرچه شعار نه شرقی و نه غربی داده ایم ، اما بیشتر به سمت غرب توجه کرده ایم و متوجه توسعه روابط با غرب را دنبال کرده ایم. توسعه روابط با این کشورها نه تنها به لحاظ اقتصادی سودمند بود، بلکه می توانستیم از این روابط در مذاکرات خزر نیز بهره ببریم ، اما با بی توجهی به این موارد یکی از اهرمهای سودمند در مذاکرات را از دست دادیم .نکته دوم آن است که در دریای خزر بازیگری دیگر وجود دارد که باخت و محرومیت ایران از منافع خود را دنبال می کند و آن بازیگر امریکاست . امریکا به صراحت تلاش کرده تا ایران را از منافع خود محروم کند و کشورمان نتواند تا سهم شایسته و بایسته ای را به دنبال این مذاکرات به دست آورد. ما شاهد آن هستیم که در ماههای قبل از اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای خزر در عشق آباد، امریکا ایران را متهم به تروریسم می کند و در کنار کشورهایی مانند عراق و کره شمالی به عنوان محور شرارت مورد حمله قرار می دهد. به این ترتیب در اجلاس عشق آباد ایران در موقعیت تضعیف شده ای از نظر جهانی قرار داشت و کشورهای ساحلی هم می خواستند تا خط موهوم حسینقلی خان - آستارا را که برای ترافیک هوایی در درون اتحاد شوروی مطرح بود به ایران تحمیل کنند که خوشبختانه آقای خاتمی و مجلس شورای اسلامی با این قضیه برخورد قاطعانه ای داشتند.در این قضیه فضای بین المللی و روابط با امریکا بشدت در مورد حقوق و منافع ما اثرگذار بود. همچنین خطوط انتقال انرژی از دریای مازندران هم بر این موضوع تاثیر داشته است.
اهمیت خزر بعد از فروپاشی شوروی و کاهش سلطه روسیه از منظر انرژی مورد توجه قرار گرفت. امریکا برای دسترسی به این انرژی توجه نشان داد. این منطقه در خشکی محصور است و مسیرهای مناسب انتقال این انرژی از ایران می گذرد. حدود 3تا 4درصد منابع شناخته شده انرژی جهان در این منطقه قرار دارد. این واقعیت است که ایران بهترین مسیر برای انتقال این انرژی محسوب می شود، می توانست موجب تحولات بسیاری در ایران شود که عوامل سیاسی بسیاری بر این امر تاثیرگذار بوده است. غفلتهای داخلی غیرقابل قبولی در این باره وجود داشته است .در حقیقت حادثه فروپاشی اتحاد شوروی فرصت عظیمی برای ایران بود که از این فرصت استفاده مناسب به عمل نیامد. البته این امر تهدیدهایی نیز در بر داشته است. مسائل سیاسی موجب شد تا با انتقال انرژی از این مسیر مخالفت کرده و مسیر غیراقتصادی باکو - جیهان در این زمینه مطرح شود. چراکه در این مورد ملاحظات سیاسی اثربخش بوده و اولویت های اقتصادی در آن در نظر گرفته نشده است. در وضعیت فعلی روسیه با آذربایجان و قزاقستان به جایی نرسیده است و در ماهیت زیر بستر هم توافقی صورت نگرفته است. اگرچه بحث رژیم حقوقی دریای خزر بحثی فنی است و نه حاکمیتی ، اما نتوانستیم از این لحاظ به حل مشکل بپردازیم. در عین حال باید توجه داشته باشیم که به لحاظ سیاسی - امنیتی هم این بررسی ها لازم است تا منافع ما را تامین کند. این نکته برای روسیه نیز حائزاهمیت بود. در این بحث باید توجه داشته باشیم که اصولا از روسیه انتظار حمایت از منافع خود را داشته باشیم. باید گفت که در این در چارچوب کشورها برای منافع خود و حفظ آن و به دست آوردن سهم بیشتر وارد عمل می شوند.متاسفانه برخی از مسوولان ما در مباحث خزر محاسبات نادرستی بویژه درخصوص روسیه داشته اند. در یک کلام به دلیل رابطه متعارض با امریکا از یک سو و بی توجهی به اهرم سازی از سوی دیگر، همچنین برخی عوامل دیگر نتوانستیم شرایط لازم را برای خودمان تمهید کنیم تا در این وضعیت حقوق حقه خود را کسب کنیم و با تشدید فشار بر این کشورها موقعیت بهتری را به دست آوریم و منافع خود را تامین کنیم.

آیا جریانات سیاسی روز محدودیت هایی را برای پیگیری و بررسی این موضوع فراهم آورده است؛

بدون تردید کشورها براساس جایگاه منطقه ای و بین المللی خود، توان دفاع از منافع خود را دارند و وقتی فشارها بر آنها افزایش یابد، سایرین با استفاده از این موقعیت منافع خود را دنبال کرده ، برای افزایش منافعشان بر تلاشهای خود می افزایند. در حال حاضر موقعیت ما به لحاظ بین المللی خطرناک است. متاسفانه در این شرایط که در حوزه دریای مازندران نظام حقوقی جدیدی در حال شکل گیری است ، شرایط بین المللی علیه ماست. در این وضعیت کاملا دست بازیگران منطقه باز است تا دیدگاه خود در این بازی اجرا کنند و منافع بیشتری را نصیب خود نمایند. از این رو لازم است تا ما نگاه واقع گرایانه ، وسیع و همه جانبه به شرایط فعلی خود داشته باشیم و دقت لازم را در این زمینه به عمل آوریم .رژیم حقوقی دریای خزر موضوعی صرفا حقوقی ، فنی و تکنیکی است که بشدت تحت تاثیر ملاحظات سیاسی و امنیتی قرار گرفته است. روسها و امریکایی ها انگار روابط دوران جنگ سرد را بازسازی می کنند. در امریکا شاهد آن هستیم که سیاستمدارانی بر مسند قدرت هستند که نگاه جنگ سردی بر رویکردهای آنان حاکم است . آنها روسیه را به عنوان قدرتی معارض تلقی می کنند که در مرزهای جمهوری اسلامی ایران محدود می شود. آنها در آسیا منافع حیاتی بسیاری دارند و دکترین آنها پیگیری این تعارض آشکار است.

در این میان جایگاه جمهوری اسلامی ایران کجاست؛

بعضا دیده می شود ما به اهرمی برای بازی دیگران تبدیل شده ایم. هر حرکت ما در روابط دو کشور تاثیرگذار است. بر این اساس هریک از آنها سعی کرده اند در این زمینه از یکدیگر امتیاز بگیرند. در روابط کنونی میان امریکا و روسیه ایران به اهرمی برای چانه زنی و وجه المصالحه معاملات آنها تبدل شده است. در این شرایط بشدت نیازمندیم با درک صحیح از شرایط از توانمندی های جغرافیایی - سیاسی - اقتصادی مان برای منافع خود استفاده کنیم.
اجازه ندهیم تا این پناسیل ها به کارت بازی آنها تبدیل شود. لازم است تا در این مقطع درک صحیحی از روابط با کشورها داشته باشیم ، توان خود را به شکل واقع بینانه ارزیابی کنیم. در موضوع رژیم حقوقی دریای خزر ملاحظات اقتصادی - جغرافیایی و در حتی اجتماعی نیز دیده شود.
اینک حتی مباحث حقوقی این دریاچه هم بشدت امنیتی است. باید تفکیکی مناسب در این زمینه داشته باشیم ، از اهرمهای موجود در این زمینه بدرستی استفاده کنیم ، بدانیم که سهم ایران در این بازی نتیجه و بازده به کارگیری این اهرمهاست. ایران باید بتواند اهرمهای موجود در جهت تامین منافع خود بکار گیرد، سهم ایران برآیند کارآمدی و دپیلماسی آن است. نباید فراموش کنیم که هنجارهای حقوقی با بررسی مدلهای توزیع دریاچه در دریاچه های داخلی تنها فرمول هایی روی کاغذ است.
اجرای این مقررات به عوامل متعدد دیگری بستگی دارد که به هوشمندی و توانایی کشور در عرصه سیاسی برمی گردد. باور من این است که در بازی خزر ما با دستان بسته وارد شده ایم و امریکا در این بازی در پشت چهار بازیگر دیگر مشاهده می شود که هزینه سنگینی را بر مردم ما تحمیل کرده است. بهره گیری از منافع دریای خزر حق جمهوری اسلامی ایران است ، ما باید روابط خود را به گونه ای تنظیم کنیم که سهم قابل قبولی را در این زمینه عاید خود نماییم. باید توجه کنیم که روسها با امریکا مسائل بسیاری دارند. ما می توانیم با استفاده از این مسائل ، از این توان استفاده برده و وجه المصالحه بازیهای آنها نشویم.

روابط ما با کشورهای حاشیه خزر چه تاثیری در این امر دارد؛

در حال حاضر با توجه به وضعیت منطقه ای ، ما روابط نه چندان قوی با کشورهای منطقه دریای خزر داریم و در سیاست خارجی خود این منطقه را در اولویت های کاری قرار نداده ایم. لازم است که ما در این زمینه بازنگری داشته باشیم. کشورهای همجوار این دریا منافع فوری و مستقیمی برای ما در بردارند که در صورت ایجاد روابط گسترده تر می توانیم از آن به نفع خودمان استفاده کنیم. از آن مهمتر رابطه ما با روسیه است که بخشی از آن به سیاست های ما در منطقه باز می گردد. این سیاست در منطقه نیاز به بازنگری دارد. برای مواجهه با تقاضاهای موجود در منطقه ، هر چه موقعیت ما در جهان بهتر باشد نفوذ ما در منطقه افزایش می یابد، هر چه ما با جامعه جهانی روابط گسترده ای داشته باشیم می توانیم اعتبار بیشتری را جلب نماییم. در رابطه با روسیه باید از همه توانایی ها بهره برده و سیاست چند جانبه گرایی را در منطقه دنبال کنیم.

به لحاظ امنیتی چه رویکردی برای تعیین رژیم حقوقی دریای خزر در نظر گرفته شده است؛

اساسا شکل گیری رژیم حقوقی این دریاچه ممکن است که سالها به طول بینجامد. مجموعه ای از عوامل می تواند بر روند تقسیم حدود دریای خزر موثر باشد. اصولا بحث فنی و تکنیکی در این حوزه بشدت درگیر مباحث سیاسی و امنیتی است. تقابل امریکا با روسیه و ایران ازجمله این عوامل است. به عنوان مثال جمهوری آذربایجان به دلیل نیازهای اقتصادی و سیاسی تلاش می کند تا نفوذ امریکا در منطقه را افزایش بدهد. در مقابل ایران سیاست های خاص خود را در برابر کشورهای ساحلی پیگیری می کند. تقابل ایران و امریکا فرصتی برای بازیگران منطقه فراهم می آورد تا دستیابی به منافع بیشتر را برای خود دنبال کنند.ما باید از فرصتهای موجود برای تامین منافع مردم ایران استفاده کنیم. اما متاسفانه موقعیت و پتانسیل ایران به فرصتی برای دیگران تبدیل شده ، تا دیگران بهره اش را ببرند که فکر می کنم باید این سیاست مورد بازنگری و نقد قرار گیرد و تغییر کند. در نهایت ما بتوانیم از ایران و توان ایران در خدمت مردم ایران و برای افزایش منافع آنها استفاده کنیم. یعنی ما به یک بازیگر، هنجارمند و فعال منطقه تبدیل شویم تا بتوانیم از مزایای آن خودمان استفاده کنیم. نه به بازیگری تبدیل شویم که در واقع امریکا با ایجاد یک چهره معارض ، غیرقانونمند و به نوعی غیرفعال و منزوی سهم شایسته و بایسته ما را عملا به دیگران انتقال دهد.این امر به فضای عمومی دیپلماسی ما مربوط می شود و این که ما چقدر واقع بینانه به محیط منطقه ، به روابط بین این بازیگران و به مکانیسم های تاثیرگذار این روابط توجه داریم و چطور منافع خودمان را تعریف می کنیم ، اولویت هایمان را چطور مشخص می کنیم. در این صورت من فکر می کنم که ما حتما آن فرصت را داریم که از امکانات باقیمانده به نفع خودمان استفاده کنیم.

آیا می توانیم در این باره به دادگاه لاهه مراجعه کنیم؛

ایران در شرایطی می تواند به دادگاه لاهه مراجعه کند که خود به عنوان بازیگر هنجارمند و قانونمدار جامعه جهانی پذیرفته شده باشد، نه این که شورای امنیت بخواهد به عنوان این که ما قوانین جهانی را نقض می کنیم و برای صلح و امنیت جهانی خطر ایجاد می کنیم مورد تادیب قرار دهد. این امر ما را در شرایطی قرار نمی دهد که بتوانیم از حقوق خود به درستی دفاع کنیم و توان رقبا را برای دست اندازی به منافع ما شدت خواهد بخشید.

خلائ حقوقی


روسها تکمیل رژیم حقوقی دریای خزر را دنبال کردند که نتوانستند در این تفکر به نتیجه برسند. آنها می گویند که کشورها باید در سطح مشاع باشند، همه باید از سطح آب به شکل مشترک استفاده کنند، چرا که هم توان و هم امکاناتش را دارند. بر این اساس آنها در کف باید دریاچه را تقسیم کنند. همان طور که گفتم این رژیم دوگانه به دلیل این که در مورد تقسیم منابع و به طور مشخص جمهوری آذربایجان و ترکمنستان که سواحلشان به هم نزدیک می شود و اختلافات جدی در مورد حوزه های شناخته شده در انرژی دارند، نتوانسته است به نهایت برسد. چهار کشور شمالی نتوانسته اند به توافق برسند، تا بتوانند توافقات خود را به ما تحمیل کنند. فرصتی برای ماست تا ما بتوانیم از این فرصت برای حصول توافق استفاده کنیم و حضور فعال تری داشته باشیم و برای سهم خود تلاش موثرتری بکنیم. ولی اگر ما از طرف جامعه جهانی تحت فشار قرار بگیریم و منزوی شویم و افزایش فشارهای بین المللی بر ما ادامه یابد، این امر به فرصتی برای بازیگران دیگر تبدیل خواهد شد که آنها مسائل خود را حل و فصل کنند و در واقع دیدگاه های خودشان را بر ما تحمیل کنند. ما باید این تهدیدات را جدی بگیریم. از فرصتی که ایجاد شده برای این که بتوانیم دیدگاه خودمان را که کاملا حقوقی است و کاملا منطبق با حقوق بین الملل و تعهدات این کشورها است ، با حمایت جامعه جهانی در منطقه پیش بریم ، نه این که با جامعه جهانی در تقابل قرار گیریم و توان حمایت قانونی و مشروع از حقوق حقه خود را از دست بدهیم. این امر به فرصتی برای بازیگران منطقه ای و جهانی تبدیل شود.




کتایون مافی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها