به گزارش جامجم، تابستان 82 مردی 60 ساله، همسرش را با ضربههای چاقو در حمام کشت و با پلیس تماس گرفت. او پس از انتقال به کلانتری گفت: «من و سهیلا چند سال پیش با هم ازدواج کردیم و سه فرزند هم داریم. اختلافات زیادی با هم داشتیم و همسرم چندبار سر نفقه و موارد این چنینی از خانه قهر کرده بود. دو روز پیش، دوباره بحثمان شد و سهیلا به خانه دامادم رفت. بعد از چند ساعت، دامادم پیش من آمد و گفت چون فصل امتحانات است، خوب است مادرشان بالای سر بچهها باشد. برای همین قرار شد سهیلا به خانه برگردد اما هیچ کاری با هم نداشته باشیم. روز اول همه چیز آرام گذشت اما روز بعد، وقتی بچهها به مدرسه رفته بودند با هم تنها شدیم و دوباره سر اختلافات قدیمی بحثمان شد. سهیلا به حمام رفت اما من از شدت عصبانیت، چاقویی برداشتم و او را کشتم.»
متهم این اعترافات را در جلسه محاکمه نیز تکرار کرد و با درخواست اولیایدم به قصاص محکوم شد. چندی بعد، فرزندان متهم رضایت دادند اما مادر مقتول حاضر به بخشش نشد. با فوت او، پای افراد دیگری بهعنوان اولیایدم به پرونده باز شد اما آنها در 14 سال گذشته مراجعهای به دادگاه نداشتند و همین موضوع باعث شد متهم بلاتکلیف در زندان بماند. او صبح دیروز، از زندان به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران منتقل شد و در حالی که عصایی زیر بغل داشت و همه موهایش سفید شده بود، گفت: «من 74 سال دارم و در این مدت، دیسک کمر گرفتهام و دارو مصرف میکنم. اولیایدم هم مراجعهای به دادگاه نداشتهاند. از شما میخواهم تکلیفم را مشخص کنید.»
با حکم دادگاه، متهم در صورت تامین وثیقه از زندان آزاد میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم