قربانیان فساد آمریکایی

کشتار جمعی «لاس‌وگاس» فاجعه‌ای تمام‌عیار بود که گرچه محل وقوع آن در نیمکره غربی و در فاصله چند هزار کیلومتری ما بود، به حکم «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند»، تاثر و تاسف هموطنانمان را برانگیخت و ایرانیان هم، مانند دیگر جهانیان این اقدام جنایتکارانه را محکوم کردند.
کد خبر: ۱۰۸۰۸۷۹

در این فاجعه دهشتناک، «استیون پداک» 64 ساله از پنجره هتلی در لاس‌وگاس، شرکت‌کنندگان در یک جشنواره موسیقی را تا حدود ده دقیقه به رگبار می‌بندد که در همان دقایق اولیه 52 نفر کشته و ده‌ها نفر مجروح می‌شوند. با آن‌که نزدیک به یک هفته از این واقعه دردناک می‌گذرد، موضوع همچنان در پرده ابهام باقی مانده و بویژه درخصوص انگیزه ضارب چیزی گفته نشده است.

درباره چگونگی این رویداد، ازجمله تعداد جانباختگان و مجروحان، شغل و تفریحات ضارب و تعداد سلاح‌های گرم او با آب و تاب بسیار نوشته شده است، اما درخصوص «چرایی» این حادثه و ریشه‌یابی آن مطلب مهم و قابل استنادی منتشر نشده است. افرادی نظیر پداک معمولا با صفاتی نظیر قسی‌القلب، بی‌رحم، ضداجتماعی و بیمار روانی توصیف می‌شوند. این گونه کلمات کلیشه‌ای فقط ممکن است برای تسکین موقت میلیون‌ها نفر از مردمی که با اطلاع از خبر فاجعه دچار آلام شدید روحی ـ روانی می‌شوند، سودمند باشد، اما کمکی به حل این مشکل بزرگ در عصر کنونی نمی‌کند. معمولا با گذشت چند روز، از شدت واکنش‌های احساسی کاسته می‌شود و خاطره تلخ فاجعه به بایگانی رویدادهای مشابه سپرده می‌‌شود.

تاکنون مطالعات زیادی درباره این گونه کشتارهای دسته‌جمعی انجام شده و ایالات متحده آمریکا که در این گونه رویدادها پیشینه‌ای دراز دارد، از حیث مطالعات علمی ذخیره‌ای قابل ملاحظه در اختیار دارد. با مروری کوتاه در منابع موجود در اینترنت درمی‌یابیم که غالب این تیراندازی‌های مرگبار دسته‌جمعی در خانواده‌ها و در پی بالا گرفتن اختلافات و مشاجرات میان زن و شوهر یا فرزندان و دیگر اعضای دور و نزدیک خانواده یا با اختلاف و مشاجره بین همکاران و همقطاران و همشاگردی‌ها ـ در کارگاه‌ها، کاباره‌ها، رستوران‌ها، مدارس و آموزشگاه‌ها ـ روی داده است. به علاوه بسیاری از ضاربان قبل از دست زدن به قتل‌عام مردم علائمی از عصبانیت شدید از خود نشان داده و حتی کلماتی تهدیدآمیز به زبان آورده‌اند. از این گذشته در بیش از یک‌سوم کشتارهای جمعی، ضاربان به دلیل سوءسابقه یا ابتلا به بیماری‌های روانی مجاز به خرید و حمل سلاح گرم نبوده‌اند، اما آنچه فاجعه لاس‌وگاس را پیچیده‌تر می‌کند آن است که ضارب 64 ساله، هیچ سابقه کیفری نداشته، از زندگی راحت و مرفهی برخوردار بوده، سال‌ها به عنوان کارشناس حسابداری خدمت کرده، به سن بازنشستگی رسیده و مهم‌تر این‌که هیچ‌گونه پیشینه ضرب و شتم، گرایش‌های تند سیاسی و مذهبی یا اختلال‌ روانی نداشته است. او ظاهرا فردی آرام، عادی و سالم بوده که ناگهان دست به خشن‌ترین، غیرعادی‌ترین و بیمارگونه‌ترین رفتار ضدانسانی و ضداجتماعی در مقیاسی گسترده زده است.

برای توضیح این‌گونه رویدادها نمی‌توان فقط بر یک عامل یا یک جنبه متمرکز شد. جنبه‌های روان‌شناختی که تقریبا همه رسانه‌های جمعی بر آنها متمرکز شده‌اند گرچه می‌توانند بخشی از مساله را توضیح دهند، اما برای تبیین مساله‌ای خطیر که به صورت یک الگوی خطرناک پیوسته تکرار می‌شود، کفایت نمی‌کند. فقط در ایالات متحده آمریکا طی سال‌های 2009 تا 2016 در جریان 156 مورد تیراندازی‌های منجر به کشتار جمعی (با چهار مقتول یا بیشتر به جز ضارب)، 1187 نفر کشته و زخمی شده‌اند(848 کشته و 339 مجروح). بعلاوه 66 ضارب دست به خودکشی زده و
17 نفر از ضاربان نیز در جریان تیراندازی متقابل پلیس کشته شده‌اند.

در تحقیقات انجام‌شده، غالبا بر عواملی نظیر مشکلات روانی، نابسامانی‌های خانوادگی، اعتیاد، فرهنگ خرید و نگهداری سلاح گرم بویژه در آمریکا، تفریحات پرخطر، سست شدن بنیاد خانواده و گسترش تبعیض و نابرابری تاکید شده است. متاسفانه این نوع خشونت، بخصوص تیراندازی‌های منجر به کشتار جمعی رو به افزایش است و از این رو پژوهش‌ها و مطالعات گسترده‌تری را طلب می‌کند. کافی است اشاره کنیم که ضارب کشتار لاس‌وگاس ظاهرا به طور قانونی خانه خود را به یک زرادخانه انواع سلاح گرم تبدیل کرده بود. او صاحب ده‌ها سلاح و تجهیزات پیشرفته بوده که اگر فرصت کافی در اختیار داشت می‌توانست با آنها همه ساکنان یک محله یا یک شهرک کوچک را قتل‌عام کند. برپایه تیترهای درشت روزنامه‌ها، او یک قاتل بسیار خطرناک بوده که صدها بی‌گناه را قربانی کرده است. البته از دیدگاهی دیگر شاید بتوان ادعا کرد او خود قربانی بزرگ شرایط اجتماعی نابسامانی است که او و امثال او را پرورش می‌دهد.

دکتر علی مرتضویان - استاد دانشگاه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها