در آن سالها صدای آژیر قرمز بخشی از زندگی مردم شده بود و بعد از اینکه هواپیماهای عراقی در آسمان همدان، تهران، اصفهان و شهرهای دیگر پرواز میکردند صدای بمبهای مهیب به گوش میرسید.
دکتر یحیی آلاسحاق، وزیر بازرگانی در دولت زمان جنگ از ریشههای این جنگ تحمیلی به جام سیاست میگوید. وی معتقد است که اگر ایران یک کشور ضعیف از نظر ظرفیتهای اقتصادی بود قطعا جنگی در ایران رخ نمیداد و قبل از جنگ بررسیهای اقتصادی آن انجام شده بود و صدام حسین تصمیم گرفت این کار را از طریق جنگ نظامی به سرانجام برساند که ناکام ماند. مشروح این گفتوگو را بخوانید.
اگر موافق باشید گفتوگو را با موضوع کلان یک جنگ آغاز میکنم. به نظر شما چه آسیب و تاثیراتی متوجه کشورهای در حال جنگ است؟
به طور معمول جنگها در دنیا دو اثر متضاد دارند؛ یکی پیشرفت و خودکفایی فناوری و دیگری آسیبهای اقتصادی است که ناشی از خرابیهای جنگ حاصل میشود. در جنگ زیربناهای اقتصادی از بین میرود و هزینه زیادی روی دست کشورها برای ترمیم آنها میگذارد. به عنوان مثال در طول یک جنگ سدها، جادهها و زیرساختهای اقتصادی از بین میرود و برای ساخت هرکدام از آنها باید هزینه زیادی پرداخت شود که دوباره به حالت اولیه برگردد. در سایه جنگ تلاشهای زیادی برای خودکفایی میشود که عمدتا نتیجه آن برای کشور خوب است.
در جنگ ایران و عراق وضعیت به چه صورت بود. ایران در چه بخشهایی قدرت کافی داشت و عراق در کدام بخشها از امکانات بهتری برخوردار بود؟
همانطور که اشاره کردم در یک جنگ یک جهت ضرر و زیان و یک جهت تکامل و نوآوری مطرح است، اما در جنگ ایران و عراق که اشاره داشتید وضعیت کمی فرق داشت. در این جنگ ما از نظر آسیبدیدگی ضررهای زیادی دادیم. به عنوان مثال بخشهای بزرگی از نیروگاهها، جادهها و شهرها و روستاها در جنگ آسیب دید و برآوردی که بعد از جنگ صورت گرفت حدود هزار میلیارد دلار بود که از این مبلغ بیشتر در کشور عراق اتفاق افتاد. کشوری که به یک جنگ نظامی وارد میشود از برخی منظرها دچار آسیبدیدگیهایی میشود که شاید برای جبران چند سال طول بکشد یا اصلا راه جبران نداشته باشد. به عنوان مثال افرادی که در جنگ جان خود را از دست میدهند دیگر راه جبران ندارند و بیشتر بخشهای قابل جبران بخش اقتصادی است. در جنگ ایران و عراق حدود 400 هزار نیروی متعهد به کشور، شهید یا جانباز شدند. همه این اتفاقات هم به دلیل خودخواهی یک فرد بیمسئولیت بود که قصد ناامنی جهان را داشت.
به نظر شما صدام حسین و رژیم بعث عراق چرا تصمیم گرفت به ایران حمله نظامی داشته باشد؟
ابتدا عنوان میشد که صدام قصد دارد ایران را به تصاحب خود درآورد و از آنجا که ابتدای انقلاب اسلامی بود تصور میکرد ایران در شرایط نابسامانی قرار دارد و بهترین زمان است که بتواند نقشه شوم خود را عملی کند. اگر امروز ریشهای به کارهای صدام بیندیشیم متوجه خواهیم شد که اقتصاد نقش اول در جنگ ایران و عراق بود. ایران از نظر ژئوپلتیک و همچنین جدول مندلیف دارای منابع غنی و زیادی است و برخی کشورها نقشه کشیده بودند از این موضوع نفع ببرند. در سالهای قبل از انقلاب اسلامی کشورهای غربی در ایران حضور گسترده داشتند، اما بعد از انقلاب اسلامی که پای آنها از ایران بریده شد نقشه جنگ نظامی را برای ایران در نظر گرفتند تا بتوانند به اهداف خود برسند.
صدام ابتدا بر این باور بود که با یک کشور تازه تشکیل شده روبهروست و میتواند در کوتاهترین زمان و با کمترین هزینه ایران را به تصاحب خود در آورد. آنچه به صدام گفته بودند این بود که ایران از نظر انسجام هنوز به تکامل نرسیده و اکنون بهترین زمان است، اما وقتی ایران به صورت مستقیم با عراق وارد جنگ شد، متوجه شد دسترسی به ایران راحت نیست. به نظر اولین موضوعی که باعث شد صدام تصمیم بگیرد ایران را به تصرف خود درآورد وجود پالایشگاهها و معادن کشور بود. البته در یک مختصات سیاسی همیشه حکمرانی بیشتر مطرح میشود، اما بالاخره آنها قصد داشتند هزینه جنگ خود را از ایران تامین کنند. صدام چند سال به دنبال تعیین مقیاس چاههای نفت ایران بود و در برخی موارد مطرح میکرد که نباید به آن بخشها آسیب وارد شود. به این دلیل که معتقد بود اینها برای خودمان است و نباید آسیب ببیند. وقتی صدام از همه جا نا امید شد به نیروگاهها، پالایشگاهها و حتی مردم عادی حمله نظامی و موشک باران کرد.
به گفته تاریخدانان جنگ برخی عوامل نفوذی مانند منافقین نقشههای دسترسی به ایران را به عراق داده بودند. ضمن اینکه عراق از حمایت کشورهای غربی نیز برخوردار بود، اما باز هم برای ورود به ایران ناکام ماند. تحلیل شما در اینباره چیست؟
در یک جنگ نظامی همیشه هزار واحد را در نظر میگیرند که یکچهارم آن مربوط به تجهیزات، نیروی انسانی و امکانات است و مابقی آن مربوط به روحیه است. روحیه ایران برای دفاع از کشور بسیار بیشتر از کشور عراق بود. عراق در آن زمان بعد از اینکه نتوانست به ایران نفوذ کند و تلفات انسانی زیادی داد به اجاره ارتش انسانی از کشورهای دیگر و همچنین درخواست کمک از کشورهای غربی برای تجهیزات بیشتر نظامی رو آورد، اما روحیه بالای ایران در جنگ اجازه نداد که همه این امکانات پیروز شود. امام خمینی(ره) در آن زمان میفرمودند که از کشور دفاع کنید و همه مردم هر کاری را که میتوانستند در این زمینه انجام دهند عملی میکردند. برخی تجهیزات کشورهای غربی مانند بمب شیمیایی به عراق داده شد و زمانی که این بمب را به عراق تحویل میدادند نوید پیروزی را داده بودند، اما در جنگ تنها بحث روحیه مطرح است و بمب خیلی کارساز نیست. همین جنگ ایران و عراق باعث شد بعد از گذشت 30 سال اکنون به قدرت اول نظامی ـ سیاسی منطقه دست پیدا کنیم. دستاورد جنگ ایران و عراق قدرتمندتر شدن ایران در منطقه بود که اکنون آمریکا تنها دغدغهاش قدرت نظامی ایران است و برای مقابله با این موضوع از ابزارهای اقتصادی استفاده میکند. البته از ابتدای انقلاب اسلامی، آمریکا ایران را تحریم میکرد، اما در چند سال اخیر نوع تحریمها با تغییراتی همراه بوده که قصد دارد با استفاده از اقتصاد ایران را ناکارآمد جلوه دهد. موشه دایان زمانی که انقلاب اسلامی اتفاق افتاد اعلام کرد که زلزله شد و اتفاقا درست هم متوجه شده بود. شاید پیشبینی میکرد که انقلاب اسلامی موثر در همه جهان
خواهد بود.
اقتصاد یکی از معیارهای مهم در ارزیابی یک کشور است. وضعیت اقتصادی ایران در زمان جنگ چگونه بود و آیا از ظرفیتهای اقتصادی توانستهایم بهره لازم را ببریم؟
اقتصاد در جنگ با تفاوتهایی همراه است. در زمانی که عراق جنگ را با ایران آغاز کرد از ظرفیتهای اقتصادی کشور با خبر بود و قصد داشت تصرفات زیادی داشته باشد، اما بعد از آن تصمیم گرفت که خرمشهر را فقط بگیرد، اما ایران اجازه نداد حتی یک متر از خاک ایران جدا شود. در زمان جنگ همه کارخانهها برای تنظیم بازار با حداکثر ظرفیت مشغول به کار بودند، اما بعد از جنگ بحث تولید کمی به حاشیه رفت و دوباره شرایط واردات فراهم شد. ظرفیتهای زیادی در اقتصاد ایران وجود دارد که هر چند سال یکبار کشورها را وسوسه میکند به آنها دست پیدا کنند، اما ایران در چند سال اخیر از قدرت نظامی خوبی برخوردار شده و اجازه چنین کاری را نمیدهد. اینکه شما اشاره کردید از ظرفیت اقتصادی کشور بهره بردهایم یا خیر باید بگویم که بهره لازم را نبردهایم. اگر اقتصاد طبق اصول اسلامی پیش میرفت اکنون جایگاه ایران در منطقه علاوه بر قدرت نظامی قدرت اول اقتصادی هم بود و در بین کشورهای آسیایی رتبه نخست را داشتیم، اما به دلیل تغییر در سیاستهای تولید و واردات در این بخش ناموفق عمل کردیم و به صادرات مواد خام
اکتفا شد.
با توجه به تجارب دفاع مقدس، راهکار شما برای پیشبرد اهداف اقتصادی چیست؟
روحیه جنگ را در اقتصاد اجرا کنیم. وقتی در یک جنگ در نظر میگیریم که میزان روحیه سربازان چقدر است و چه میزان امکانات در اختیار است در اقتصاد نیز باید همان روش را به کار گرفت. برای یک فعالیت تولیدی سودده چقدر سرمایه و نیروی انسانی نیاز است باید مساله اول اقتصاد باشد. به نظر میرسد اگر با همان روحیه انقلابی و دفاعی که ایران از آن بهرهمند است به اقتصاد وارد شویم حتما در چند سال آینده کشور اول منطقه خواهیم بود.
گفتوگو: محمدحسین علیاکبری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم