به گزارش جامجم، پوریا 24 ساله، عصر نهم شهریور امسال در استودیو ضبط صدا در شهرک ولیعصر با شلیک شش گلوله به قتل رسید. جسد او توسط همکارش در اتاق ضبط صدا پیدا شد.
بررسیهای اولیه پلیسی نشان میداد پسر جوان بر اثر اصابت شش گلوله به قتل رسیده است. با گزارش این جنایت به بازپرس سجاد منافیآذر، کشیک قتل دادسرای جنایی تهران ، جسد پسر جوان به پزشکی قانونی منتقل شد .
این درحالی بود که ماموران در بررسی محل جنایت متوجه شدند کارتهای بانکی مقتول و یک دستگاه میکروفن که ارزش میلیونی داشته، به سرقت رفته است.
جستوجوها برای رازگشایی از این جنایت ادامه داشت تا این که ماموران در بازبینی دوربینهای مداربسته مجتمع متوجه شدند دو جوان هنگام ظهر به دفتر کار مقتول آمده و پس از ساعاتی آنجا را سراسیمه و در حالی که وسیلهای با خود حمل میکردند، ترک کردهاند. این درحالی بود که ماموران در جریان تحقیقات به سرنخهایی دست یافتند که نشان میداد ساعت 15 روز جنایت مقتول با جوانی که یک خواننده زیرزمینی به نام رضا بوده قرار ملاقات داشته و حتی قراردادی برای انجام ضبط آهنگ با او نوشته و به امضای هردویشان در روز جنایت رسیده است. همین سرنخ کافی بود که ماموران به رضا ظنین شوند. زمانی که تصاویر به دست آمده از دو متهم فراری را مورد بررسی قرار دادند، معلوم شد یکی از آنها، رضا است.
متهمان تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند تا این که صبح دوشنبه رضا در یکی از محلههای اطراف تهران دستگیر شد. او با انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بازجویی شد و به قتل اعتراف کرد و به افسر تحقیق گفت: من به خوانندگی علاقه داشتم و دو سال بود حرفهای کار میکردم. اولین آهنگم را در استودیو مقتول که آن زمان در مرتضی گرد بود ضبط کردم. به خاطر بدهی تصمیم به سرقت گرفته بودم. با همدستی مهدی به استودیوی پوریا رفتیم و او را با شلیک 6گلوله کشتم.
مهدی هم در بازجوییها گفت: رضا بچه محلهمان بود و باهم بزرگ شده بودیم. من در یک تراشکاری کار میکردم که با کارفرمایم به اختلاف خورده و بیکارشده بودم. همین باعث شد زمانی که رضا ماجرای سرقت را مطرح کرد، با او همراه شوم. روز جنایت خیلی ترسیدم و چند بار از رضا خواستم منصرف شویم. هنوز صحنه شلیکهای مرگبار او مقابل چشمانم است. از آن شب کابوس روز جنایت با من است. اشتباه کردم. ایکاش با او همراه نمیشدم و خودم را بدبخت کردم.
سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: در مخفیگاه آنها سلاح کلت همراه تعدادی فشنگ جنگی کشف شد .
این در حالی بود که دیروز در نبود بازپرس شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران، متهمان برای ادامه تحقیقات به شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شدند و مورد تحقیقات قرار گرفتند و به تشریح ماجرای سرقت پرداختند.
برای خواننده رپ زیرزمینی به اتهام مباشرت در قتل عمدی و مشارکت در سرقت مسلحانه قرار بازداشت صادر شد. مهدی نیز به اتهام معاونت در قتل عمدی و نیز مشارکت در سرقت مسلحانه بازداشت شد.
انگیزه ام سرقت بود نه جنایت
رضا از قتلی که انجام داده خیلی پشیمان است و فقط گریه میکند و میگوید: اشتباه کردم. دیروز فرصتی به خبرنگار جامجم در دادسرای جنایی تهران دست داد تا با متهم گفت و گو کند که در ادامه میخوانید .
قبل از کار خوانندگی چه کار میکردی؟
در مغازه مردی در اسلامشهر خیاطی میکردم. اما زیاد به خیاطی علاقه نداشتم و علاقه و عشقم موسیقی و خوانندگی بود.
چند سال است که میخوانی؟
از چهار سال قبل خوانندگی را آغاز و از دو سال قبل سبک رپ را انتخاب کردم.
چطور با مقتول آشنا شدی؟
او هم مثل من به موسیقی و خوانندگی علاقه داشت. دو سال قبل بهطور اتفاقی داشتم سایتهای اینترنتی را که در زمینه کارهای موسیقی و خوانندگی فعالیت داشتند، جستوجو میکردم که با نام پوریا که در همین رابطه فعالیت داشت روبهرو شدم. با او تماس گرفتم و با هم آشنا شدیم.
انگیزهات از این جنایت چه بود؟
من قصد قتل نداشتم و فقط میخواستم وسایل و تجهیزات استودیوی مقتول را سرقت کنم. نمیخواستم او بمیرد، هنوز شوکهام.
چرا سرقت؟
برای تولید کارهای موسیقی و آهنگم، از یکی از آشنایانم صد میلیون تومان قرض گرفته بودم. قرار بود این پول را پس از هفت ماه به او بدهم که نتوانستم. همین باعث شد تصمیم بگیرم با یکبار سرقت، پول مورد نظر را تامین کنم و بعد دیگر سرقت نکنم. از سوی دیگر از کار هم اخراج شده بودم. ابتدا تصمیم گرفتم مغازه دیگری را سرقت کنم اما نشد. بعد تصمیم به سرقت از استودیو گرفتم.
نام خاصی در خوانندگی داشتی؟
همه مرا به اسم رضا تک میشناختند.
هزینه ضبط آهنگ چقدر بود؟
هزینه هرروز ضبط دو میلیون تومان بود.
درباره سرقت و قتل بگو.
روز قبل به آنجا رفتیم اما به خاطر این که پوریا کار داشت موفق نشدیم و فردای آن روز یعنی 9 شهریور دوباره با او قرار گذاشتیم. پوریا سرگرم کار بود. همین باعث شد فرصت پیدا کنم، دستگاه میکروفن را سرقت کنم. یکدفعه متوجه شد و با هم درگیر شدیم. اسلحه را از زیر لباسم بیرون آوردم و شش گلوله شلیک کردم.
سلاح را از کجا تهیه کردی؟
سه ماه قبل آن را ده میلیون تومان از مردی که اهل یکی از شهرهای غربی کشور بود، خریدم.
سابقه مشکلات روحی داشتی؟
سه ماه قبل به دختری علاقهمند شدم و تصمیم داشتم با او ازدواج کنم که پدرش مخالفت کرد. من طاقت نیاوردم و با خوردن چند بسته قرص خودکشی کردم.
درخواست قصاص داریم
پدر مقتول هنوز مرگ پسر جوانش را باور ندارد. او همراه همسرش و برادر کوچکتر پوریا لباس مشکی به تن داشته و به دادسرای جنایی تهران آمده بودند.
پدر پوریا به خبرنگار ما گفت: پسرم ابتدا با من در کار تراشکاری مشغول کار بود. اما از دوره نوجوانی شیفته موسیقی، خوانندگی و ضبط صدای خوانندگان بود. به همین خاطر دنبال موسیقی رفت. من هم مخالفتی نکردم اما از او خواستم در کنار درسش به موسیقی بپردازد که قبول کرد. پسرم پنج سال بود بهطور حرفهای کار موسیقی میکرد. او حتی یک هفته قبل از اینکه به قتل برسد برای یادگاری آهنگی برای من خوانده و آن را ضبط کرده بود.
وی ادامه داد: او صداگذاری یک کلیپ برای شهدای آتشنشانان حادثه پلاسکو را نیز انجام داده بود که از شبکههای تلویزیونی پخش شد. او دانشجوی گرافیگ دانشگاه آزاد بود. ما برای قاتل پسرمان درخواست قصاص داریم. پسرم هفت شاگرد موسیقی داشت و به آنها تعلیم موسیقی میداد او یک هنرمند بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم