مطالعات و پژوهش های تاریخی در یکصد سال اخیر که از یک طرف با نهضت های پرشور شیعی و از طرفی با جریان تجددگرایی و غربگرایی توام بوده است ، در حلقه مشروطیت به طور کاملا گویا و واضح به هم رسیدند.
کد خبر: ۱۰۶۹۰۰
تاریخ تحولات فکری و سیاسی قرن اخیر ما، بیشتر از هر چیزی برآیند و بازتاب این دو محور بوده است. با توجه به این مهم ، برای تصحیح و فهم بسیاری از مشکلات و مسائل دوران معاصر خود، ناچاریم بار دیگر این حلقه وصل و سرآغاز مهم را با نگاهی عمیق تر و دقیق تر مطالعه کنیم. در بین موضوعات و سرفصل های متفاوت این بحث ، به چند مورد اساسی تر اشاره می کنیم:
1- غرب در سده اخیر، برای ایران و تمامی شرق ، نوعی صورت غربی را تجویز کرده است و با ماده بومی ، حتی دینی و اسلامی می خواسته جامعه ، تاریخ ، سیاست ، آرمان ها و نسبت ها را به ما بشناساند. این بحث ازجمله مباحثی است که باید به طور جدی و مستمر به آن توجه داشت.
2- برای رهایی از استیلای فکری و فرهنگی غرب که در مواقعی با جان و روح جامعه ما آمیخته شده است باید از منشا و سرآغاز این منزل ، پرسش کنیم.
3- بعد از این چند مقوله ، باید به پرسشهای اساسی تری توجه شود:
الف) چگونه ایران ، بستر تحولات جدید را دریافت و برای آن آماده گردید؛
ب) چگونه مجموعه باورهای جامعه ایران زیر سوال رفت و در زمینه اجتماعی سیاسی حرف نو و نگرش نو خریدار یافت؛
ج) چگونه صورت غیر بومی و حتی غربی - توانست بر زمینه های داخلی بنشیند و بعد از مدتی با جان ، اندیشه و روح بخشهایی از جامعه ایرانی هر چند در ابتدا، اندک آنچنان پیوند یابد که غیر قابل گسست جلوه گر شود و نوعی کمال تلقی گردد.
د) در این وضعیت جدید، چه چیز می خواهد به تعریف درست نسبتها و آرمان ها بپردازد؛
ه) باید به طرحی کلی و فراگیر اندیشید که در آن ، شخصیت ها و متفکران دینی و دین شناسان عصر مشروطیت مانند: نائینی ، نوری و خراسانی بتوانند هر یک جای خود را باز یابند و با هم مرتبط شوند ؛ آن چنان که اگر یکدیگر را می بینند معلوم شود چرا و اگر نمی بینند و صدای هم را نمی شنوند، علت این فاصله و گسست نیز معلوم شود این طرح و نگاه کلی ، در غالب نوشته های تاریخی غایب است.
4- علایق دینی و انقلابی و مواظبت داشتن بر برخی اصول و همچنین بدبینی ابتدایی نسبت به این فضاهای وارداتی و تقلیدی غیربومی ، هر چند تا حدودی برخی تحقیقات را از آفات تکراری و سطحی بودن ایمن می کند؛ ولی در نهایت ، خلائ نوعی صورت سازی معقول ، همچنان وجود دارد و تحقق این امر مستلزم آن است که تاریخ آنچنان که هست با جان پژوهندگان آن آمیخته شود.
5- با نگاهی ژرف به نوشته های دوره مشروطه ، به خوبی دیده می شود که برخی چیزها سر جایشان نیستند، نسبت ها عوض شده و کوچک و بزرگ شدن هایی انجام یافته است این سرآغاز راهی است که بیشتر از «عمل»، در «نظر و تفکر» صد سال را در نوردیده است و شاخ و برگ هایش هم چنان در حال رشد است. امروز برخی از این «نابجاها» را به خاطر علایق دینی و تکامل تاریخی خوب متوجه می شویم اما بسیاری از نسبت ها از چشم پنهان می ماند مانند: توسعه ، وجود تاریخی ما، قوانین حاکم بر این سرزمین ، عصر تاریکی و روشنایی در ایران ، تجدد، استعمار، قانون ، آزادی و دهها مقوله دیگر که باید دوباره بررسی شده و رسالت نهضت ها و حرکتهای اجتماعی را با این صورت سازی جدید مورد پرسش قرار داد.
6- در صورتی که این کار درست انجام نشود، شیخ فضل الله نوری را در نسبت با استبداد، نایینی را درنسبت با غرب و فرجام مشروطیت را فتنه ای عظیم و جنبشی شکست خورده خواهیم دید و همه اینها را نه تنها عبرت نخواهیم دانست ، بلکه به صورت ماده تاریخی هولناک و یاس آور و حتی بی ارتباط با امروز و آینده درخواهد آمد. ناگفته معلوم است که کمترین اثر و بازتاب چنین نگاهی ، بی هویتی ، بی تاریخی و در نهایت جابجایی و تحمیل نادرست و غیرمعقول نسبت ها خواهد بود.
7- اگر این «نسبت» درست فهمیده و تراز شود، مشروطه ، نایینی ، تنبیه الامه `، چوبه دار شیخ فضل الله و فتواهای آخوند خراسانی و سایر بزرگان علم و سیاست و دیانت ، مقدمه تاریخ جدید و تحولی دیگر در ایران خواهند بود که در آیینه و پرتو آن ، قدرت تشخیص صحیح و معقول میسر خواهد بود.
8- باید در مسیر این تاریخ نویسی ، تاریخ سازی و تاریخ بینی جدید، به طور جدی پرسش و نقد کنیم و این شبهه و نقد را با جان خود بیامیزیم ، تا غلط بودن و کژروی این مسیر را از اول نشان داده باشیم. اصولا نهضت ها برای متوقف کردن این اشتباه و نشان دادن حرکت معکوس آن در جامعه ، اصول خود را بیان کرده اند.
9- برای نقد تاریخ روشنفکری و صورت سازی غربی در تاریخ ایران ، به بازنگری دقیق و شناخت درست مشهورات ، مقبولات و مسلمات تاریخی نیازمندیم. البته در کنار این مهم ، فهم برخی اصول جامعه شناسی ، سیاست و فلسفه جدید هم در مرحله ای با اهمیت و مفید خواهد بود. به شرط آن که علم به معنای درست آن جای فضل فروشی های متداول و نمونه برداریهای تحمیلی غرب را نداشته باشد. باید تاکید نمود که پژوهشگران بسیاری ، این مفاهیم را خوانده اند، اما از نقادی و ارزیابی درست آنها لااقل برای برقراری نسبتش با جامعه ما بی بهره اند ؛ لذا عبور از تاریخ جدید، در گامهای نخست ، آشنایی درست ، شناخت عمیق مفاهیم علمی و رسوخ در ماهیت آن را می طلبد.
10- پرسش های عصر مشروطه ، بیشتر «صورت مساله» امروز ما را دقیق ، تصحیح و عمیق می کند تا آن که بخواهد جوابی به پرسش های متعدد ما بدهد. شکی نیست که تا صورت مساله به درستی تصحیح و تحلیل نگردد، هرگونه جوابی بیشتر از آن که معلومی برای مجهولات ما باشد، خود مجهولی مضاعف خواهد بود.