مطبوعات آزاد را پس از قوای مجریه ، مقننه و قضائیه بحق «رکن چهارم» مشروطیت شمرده اند. زیرا عملکرد آن قوا را زیر ذره بین «نقد» قرارمی دهد
کد خبر: ۱۰۶۷۸۷
و با بیان کاستی ها و کژیها، طرق رفع آنها را نیز بیان داشته و بدینسان ، راه را بر رشد و ترقی جامعه می گشاید.
این همه ، اما، منوط به آن است که ارباب جراید، به «رسالت انسانی و اجتماعی» خویش کاملا واقف و ملتزم بوده و آزادی را برای انسان و در خدمت رشد و کمال وی بخواهند، نه محملی برای عقده گشایی ها، قدرت پرستی ها و تصفیه حسابهای شخصی و گروهی آزمون سخت و دشواری که متاسفانه مطبوعات عصر مشروطه ، غالبا از آن سربلند بیرون نیامدند: مجدالاسلام کرمانی ، روزنامه نگار بنام مشروطه ، در تحلیلی که از علل و موجبات انحطاط مجلس شورای صدر مشروطه به دست می دهد، یکی از عوامل سقوط و انحلال مجلس را «هتاکی روزنامه ها» می شمارد: «افسوس که بعضی از آنها، مسلک خودشان را هتاکی قرار دادند و چیزها نوشتند که در هیچ روزنامه از روزنامه های آزاد، چنین مطلب دیده و خوانده نشده. نه بر علما ابقا کردند، نه بر وزرا... مخفی نماند که غرض رفقای من تهذیب اخلاق نوع ملت نبوده ، بلکه ابدا متوجه به وطن و اهل وطن نبودند. فقط چون به واسطه نگارش این گونه مطالب ، مشتری روزنامه آنها زیادتر می شد...آقایان هم بی ملاحظه مسئولیت ، هر چه می خواستند یا می توانستند می نوشتند...روزنامه مساوات...وقتی که قانون انطباعات از مجلس شورای ملی... گذشت یک نمره روزنامه خود را سرتاپا وقف و صرف استهزای آن قانون نمود. مسلم است که مشروطه خواه هرگز به قانون ... استهزا نمی کند. ولکن چون دید این قانون از هتاکی و هرزه درایی آن جلوگیر است ، این بود که بی اختیار مرتکب آن اقدام جسورانه گردید و یکی از جهات ثلاثه انحطاط مجلس همین مطلب شد». (تاریخ انحطاط مجلس ، صص 42و 44). به گفته مخبرالسلطنه ، وزیر علوم مشروطه «یکی از قوانین که بسیار دردسر داشت و حق آن ادا نشد، قانون روزنامه و مطبوعات بود که متنفذین مجلس ، زبان را آزاد می خواستند ولو یاوه گویی و هرزه درایی...(گزارش ایران ، ص 189). روزنامه جات ، به اغراض گوناگون ، آبرو برای کسی باقی نگذاردند. اگر احیانا حقیقتی یا دردی را موضوع مقاله قرار می دادند، لهجه زشت و ظهور دمهای خروس ، اصل منظور را از بین می برد. معلوم نبود از زبان کی سخن می گویند»؛! (خاطرات و خطرات ، ص 151).