jamejamonline
جامعه عمومی کد خبر: ۱۰۶۵۲۴۵ ۰۱ شهريور ۱۳۹۶  |  ۰۵:۰۰

گفت‌وگو با ماجراجو یی که سراغ قبایل بدوی در آمازون رفت

ایندیانا جونز ایـرانی

دنیای افراد ماجراجو و هیجان‌طلب پر از نکات مثبتی است که آشنا شدن با آنها، هم هیجان‌انگیز است و هم آموزنده.

ایندیانا جونز ایـرانی

افرادی که به فکر ممکن‌کردن ناممکن‌ها هستند و ترسی از مواجه‌شدن با چالش‌ها ندارند، درس‌های زیادی برای آموختن به افراد جامعه دارند.

رضا پاکروان، ازجمله افرادی است که در این حوزه فعالیت‌های بین‌المللی و قابل‌توجهی دارد. تخصص رضا پاکروان در انجام ماجراجویی‌ها با وسایلی است که با نیروی انسانی حرکت می‌کنند و هدفش مستندسازی و روایت داستان زندگی انسان‌هایی است که در دورترین نقاط کره زمین زندگی می‌کنند. ممکن است این افراد در دل جنگل‌های آمازون به شکل بدوی زندگی کرده و همچنان با تیر و کمان شکار می‌کنند.

ماجراجویی‌های رضا محدود به رفتن سراغ قبایل بدوی نمی‌شود و او تجربه 18 هزار کیلومتر دوچرخه‌سواری از شمالی‌ترین نقطه اروپا تا جنوبی‌ترین نقطه آفریقا را در مدت‌زمان 102 روز در کارنامه‌اش دارد و البته پیش‌ازاین تجربه بزرگ، او با طی کردن صحرای بزرگ آفریقا با دوچرخه در سال 89 به مدت 14 روز رکورددار گینس شد. در ادامه با این ماجراجو و تجربیات جدیدش بیشتر آشنا خواهیم شد.

رکوردی که در جهان ثبت شد

انرژی سرکش رضا باعث شد او به کارهای بزرگ فکر کند و برای رسیدن به این اهداف بزرگ، برنامه‌ریزی و تلاش کند. زندگی ماجراجویانه برای او صحرای آفریقا را پیش رویش قرار می‌دهد و او را به چالش می‌کشد. باوجود تمام سختی و مشکلاتی که وجود داشت او توانست در سریع‌ترین زمان ممکن از این صحرای خشک و بی‌آب‌وعلف عبور کند.

رضا در ارتباط با رکوردش می‌گوید: «در سال 1389 از صحرای بزرگ آفریقا رد شدم و رکورد جهانی گینس را از آن خودم کردم. این سفر 14 روز طول کشید و در شرایطی من ازآنجا رد شدم که واقعا به چالش کشیده شدم. شرایط برای بحرانی شد. تشنگی و گرسنگی خیلی زیاد داشت من را از پا درمی‌آورد. توفان‌های شن خیلی شدید از دیگر چالش‌هایی بود که باید با آن مقابله می‌کردم. در آن سال‌ها شمال آفریقا در حقیقت صحرای آفریقا خیلی جای ناامنی بود و آدم‌ربایی در آنجا خیلی انجام می‌شد. با هر سختی ای بود توانستم به‌سلامت از این چالش بزرگ در زمان محدود عبور کنم.»

وقتی یک پشه جلویم را گرفت

بعد از جهانی‌شدن رکورد رضا پاکروان، او و گروهش تصمیم گرفتند کاری بسیار بزرگ‌تر و پر‌چالش‌تر انجام دهند. این بار عبور از سه قاره را انتخاب کردند و آفریقا بازهم در لیست او بود.

در شرح جزئیات این رکورد رضا می‌گوید: «رکورد دومی که زدم از شمالی‌ترین نقطه اروپا به جنوبی‌ترین نقطه آفریقا با دوچرخه رفتم که 18 هزار کیلومتر می‌شد و 102 روز طول کشید. نماینده گینس به ما گفته بود شما باید این مسیر را در صد روز بروید تا رکورد حساب بشود البته آنها این عدد را نمی‌دانم از کجا مشخص کردند. تا حالا کسی این رکورد را در این مدت‌زمان ثبت نکرده است. من در راه مالاریا گرفتم و نتوانستم این رکورد را در گینس ثبت کنم. اما در نوع خودش رکوردی است چون هیچ‌کسی با این سرعت این مسافت را طی نکرده است و من اولین کسی بودم که این کار را انجام دادم. از سه قاره و 13 کشور رد شدم . کل قاره آفریقا از شمال تا جنوب و کل قاره اروپا از شمال تا جنوب را طی کردم و در نهایت از خاورمیانه رد شدم و همچنین از ایران.»

اولین تجربه و ماجراجویی

رضا پاکروان، متولد 1353 و در تهران به دنیا آمده است و اولین تجربه خاصی که به یاد می‌آورد این بوده که به‌اتفاق یکی از دوستانش به انزلی می‌روند و با دوچرخه به سمت قله سبلان حرکت می‌کنند. برای این سفر چادری تهیه می‌کنند و رضا اولین خوابیدن در چادر را در این برنامه تجربه می‌کند.

آنها با دوچرخه تا پای کوه و سپس پیاده به سمت قله می‌روند و سبلان را فتح می‌کنند. در مسیر برگشت، دوچرخه‌های خود را برمی‌دارند از سمت خلخال به سمت اسالم رکاب می‌زنند و در نهایت به انزلی می‌رسند و با خودرو به تهران برمی‌گردند.

این برنامه به عقیده رضا کوچک بود که اولین حضورش در محیط‌های خاص به‌حساب می‌آید. او معتقد است: «این سفر و برنامه دوچرخه‌سواری که تقریبا کوچک بود شروع ماجراجویی‌های من بود و تا امروز ادامه پیداکرده است. درواقع در 18، 19سالگی به‌صورت نیمه‌حرفه‌ای بسکتبال بازی می‌کردم، اما از ورزش‌های رقابتی خسته شدم و به ماجراجویی روی آوردم.»

ماجراجویانه‌ترین‌ها‌؛ خطرناک‌ترین‌ها

رضا بعد از عبور از قلب آفریقا و کشورهای پر چالش این قاره سیاه به سمت ریه‌های کره زمین می‌رود. آمازون با تمام عجایبی که دارد برای رضا پاکروان انتخاب کاملا خوبی است. البته او در این سفر اهداف مهمی را دنبال کرده است و مستندی که از این سفر ساخته، پیدا و پنهان این منطقه مهم دنیا را روایت می‌کند.

در توصیف این تجربه خارق‌العاده و البته خطرناک می‌گوید: «من در این سفر از شرق تا غرب آمازون را با کمک وسایل نقلیه مختلف مانند دوچرخه و هواپیماهای کوچک و قایق طی کردم و درجایی مجبور شدم هفت روز با قایق‌های بسیار ابتدایی البته موتوردار به سمت سرچشمه برخی رودخانه‌هایی بروم که به آمازون می‌ریزند و با انسان‌های بدوی روبه رو شوم. آنجا قبیله‌هایی هست که تا به حالا با انسان‌های مدرن در ارتباط نبوده‌اند.» حرکت روی رودخانه آمازون کار بسیار خطرناکی است، چراکه هرلحظه ممکن است کروکودیل‌های عظیم‌الجثه و مارهای بزرگش به انسان حمله کنند. حشرات و حیوانات کوچک در آن محیط به‌اندازه حیوانات بزرگ خطرناک هستند و رضا شب‌ها کرم‌ها و حشرات را از زیرپوستش درمی‌آورده است. در رابطه با چالش‌هایی که او و تیم همراهش با آن مواجه شدند، می‌گوید: «چالش دیگر من کنار آمدن با نوشیدنی‌ها و غذاهای آن منطقه بود. در بخشی از سفر ذخیره غذای ما تمام شد و بومی‌ها غذای خود را در اختیار ما قرار دادند که خوردنش برای ما سخت بود. من به این سفر رفتم تا مستندی در رابطه با وضعیت جنگل‌های آمازون و زندگی قبایل آن بسازم که به خاطر تصمیمات اشتباه به حالت نابودی درآمده‌اند.»

در این سفر پنج نفر همراه رضا بودند. به چنین مناطقی باید با هماهنگی‌های لازم وارد شد و یک موسسه غیردولتی، مجوزهای لازم را از دولت پرو برای آنها گرفت. خطرات زیادی متوجه این گروه بود و مدت‌ها برای کاهش ریسک در این سفر برنامه‌ریزی و مطالعه انجام دادند و موفق شدند آن را به پایان برسانند.

سفر، حرفه من است

رضا معتقد است زندگی‌اش سبک خاصی ندارد و عادی و معمولی است و تنها فرقش این است که شغلش به سفر نیاز دارد. شاید تصور این باشد که این ماجراجوی ایرانی 90 درصد زندگی‌اش را در راه می‌گذراند یا توی بر و بیابان در جست وجوی سوژه‌هایش است، اما این درست نیست. در رابطه با این که چرا این دیدگاه درست نیست می‌گوید: «من هم مثل آدم‌های دیگر احتیاج به ارتزاق دارم، احتیاج به پول درآوردن دارم. چیزهایی که آدم‌های دیگر دوست دارند من هم دوست دارم. دوست دارم رستوران بروم. دوست دارم در شهر باشم. دوست دارم سینما بروم و تفریحات داشته باشم. ولی شغل من اقتضا می‌کند سفرهای خیلی طولانی بروم و در حقیقت شغل من ساختن فیلم‌های سفر و ماجراجویی است چه آنها که خودم جلوی دوربین هستم یا فیلم افرادی را می‌سازم که کارهای خیلی جالب می‌کنند. بعد از این‌که سفرهایم تمام می‌شود مدت‌ها درگیرتدوین آن کار هستم و زندگی عادی دارم و تا سفر بعدی زندگی عادی مانند سایر افراد دارم.» رضا بیشتر عمرش را خارج از ایران گذرانده است و در تلاش است تجربیات سفرهایش را که بازتاب‌های بین‌المللی داشته است در قالب همایشی در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد. بسیاری از افراد به دنبال این هستند که بدانند چگونه می‌توان ارزانقیمت سفر کرد و او به دنبال ترویج این موضوع است.

سعید ضروری - جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

میان هیکل بود. با صورتی جدی و چشم‌هایی عمیق. صبح‌ها اصرار داشت حتما با اکسیمتر، اکسیژن خون را چک کنم و بعد هم افشانه ضدعفونی کننده را می‌گرفت و چندتا پیس می‌زد و می‌گفت روز خوبی داشته باشید.

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

ماه‌هاست ستاد ملی مقابله با كرونا مشغول آزمون و خطاست. این ستاد از همان هفته‌های اول شیوع بیماری طوری تصمیم گرفت و رفتار كرد كه گویی سرگرم خرید وقت است تا ببیند چه پیش می‌آید و كارها چگونه پیش می‌رود.

پیامبر زلالی

پیامبر زلالی

کلاس‌های دکتر تهرانی نسب را می‌رفتم به شوق این که بعدش فاصله کلاس که طبقه چهارم بود تا طبقه هم‌کف را حرف بزنیم.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر