به گزارش جامجم، 25 آبان 95 مردی با پلیس 110 تماس گرفت و از سرقت دهها تخته فرش از انبارش در خیابان فداییان اسلام خبر داد. سارقان پس از ضرب و شتم نگهبان انبار، دست، پا و دهان او را بسته و 150 تخته فرش را بار نیسان زده بودند. آنها هنگام ترک محل، دوربینهای مداربسته را هم از جا کنده بودند اما یکی از دوربینها از دیدشان مخفی ماند تا چهرهشان با بازبینی تصاویر آن لو برود. صاحب انبار یکی از سارقان را شناخت و گفت: «او سعید، کارگر سابق من است. مدتی پیش با هم به اختلاف خوردیم و عذرش را خواستم.» با کشف این سرنخ، سعید دستگیر شد و پس از چند روز سه همدست دیگرش از جمله پسری 16 ساله هم به دام افتادند. آنها در بازجوییها به سرقت اعتراف کردند تا پروندهشان برای صدور حکم در اختیار شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران قرار گیرد.
صبح دیروز، شاکی در ابتدای جلسه دادگاه گفت: «متهمان، نگهبان انبار را مورد ضرب و شتم قرار دادند و 150 تخته فرش ماشینی به ارزش 80 میلیون تومان را دزدیدند. من 80 درصد فرشهایم را پس گرفتهام اما بقیهاش هنوز مانده است.» سپس سعید در جایگاه ایستاد و گفت: «پس از اخراج از محل کار با سه نفر دیگر از دوستانم نقشه سرقت را کشیدیم. روز حادثه، یکی از دوستانم لباس خدمت به تن داشت. نگهبان انبار فکر نمیکرد او سارق باشد برای همین در را به رویش باز کرد. ناگهان همه وارد شدیم و دست، پا و دهان نگهبان را بستیم. ما دوربینها را از جا کندیم اما نمیدانستیم یک دوربین دیگر هم در انباری وجود دارد.» متهم دیگر نیز گفت: «مادرم مریض بود و برای تامین مخارج زندگی دست به سرقت زدم. ما فرشها را 25 میلیون تومان به مالخر فروختیم.» دو متهم دیگر نیز اعترافات همدستانشان را تائید کردند تا نوبت به مالخر برسد. مرد میانسال گفت: «من از سرقتی بودن فرشها خبر نداشتم چون سارقان آنها را با نظمی خاص در نیسان چیده بودند. قصد خرید نداشتم اما مرا به ضرب و جرح تهدید کردند.» در پایان دادگاه هر چهار سارق درخواست بخشش کردند و قضات نیز برای صدور رای وارد شور شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم