الف) آیت الله بهبهانی: سید محمد علی شوشتری (وکیل مجلس و نایب التولیه آستان قدس رضوی «ع » در عصر پهلوی) می نویسد: پس از فتح تهران ، زمانی که آیت الله سید عبدالله بهبهانی در مسیر بازگشت از تبعید عراق به تهران
کد خبر: ۱۰۵۸۹۹
، به راونج در نزدیکیهای قم رسید و فرزند وی ، میر سید محمد بهبهانی ، در آنجا با پدر ملاقات کرد، آیت الله بهبهانی به فرزند خویش «تغیر و تعرض » نموده و گفته بود: «تو زنده ماندی و شیخ را در تهران به دار زدند و این ثلمه را به اسلام وارد ساختند ؛ چرا نرفتی بند دار را بگیری و به گردن خود اندازی که این ننگ برای اسلام پیش نیاید و این لطمه و سکته به مشروطیت ایران وارد نشود»؛!
ب) آیت الله طباطبایی: آقا میرزا عبدالهادی ، فرزند آیت الله سید محمد طباطبایی ، بااشاره به تبعید پدرش توسط محمدعلی شاه در استبداد صغیر به مشهد، می گوید: «پدرم پس از فتح مشروطه خواهان عازم تهران شد. به سبزوار که رسید خبر اعدام مرحوم شیخ فضل الله نوری به ایشان رسید. پدرم گریه بسیاری کرد و فرمود: با عالم چنین عملی روا نمی دارند».
دکتر سید عبدالحسین طباطبایی (فرزند میرزا عبدالمهدی طباطبایی ، و نواده آیت الله سید محمد طباطبایی ) نیز در اردیبهشت 1385 اظهار داشتند: پدرم ، میرزا عبدالمهدی ، در تبعید پدرشان (آیت الله طباطبایی) همراه ایشان بودند. وی نقل می کرد: زمانی که خبر فتح تهران توسط اردوی مشروطه به پدرم رسید، فرمودند: آقا، زود باشید اثاثیه را جمع کنید، برویم تهران. من (عبدالمهدی) گفتم: آقا، ما تا کنون در این شهر، حکم تبعیدی را داشتیم و حالا تازه آزاد شده ایم. اجازه دهید چند روز دیگر بمانیم و به زیارت و گشت و گذار در شهر بپردازیم ، آنگاه به تهران می رویم.
ایشان گفتند: نه نه! زود برویم ، که من برای جان حاج شیخ فضل الله دلواپسم. می ترسم بلایی بر سرشان بیاورند. روی اصرار پدر، ما به سمت تهران حرکت کردیم ، تا به نیشابور رسیدیم. در آنجا، یک روز به زیارت چند مورد از مقابر شهر رفتیم و زمانی که نزد پدر برگشتیم دیدم ایشان خیلی غمگین و ناراحت بوده و از شدت اندوه چشمانش سرخ شده است. پرسیدم: چه اتفاقی رخ داده؛ ورقه ای را به من داد و فرمود: بگیر و بخوان. خواندم ، دیدم خبر اعدام حاج شیخ فضل الله را داده اند. پدرم ، از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شده بود و حتی گفت: من به تهران نمی آیم و به مشهد برمی گردم! من به ایشان گفتم: ای بابا!
ما در این منطقه غریب بوده و این همه زن و بچه با ما هستند ؛ امکان برگشت به مشهد وجود ندارد و شما چرا می خواهید این کار را بکنید؛
فرمود: من با این عملی که اینها نسبت به حاج شیخ انجام داده اند بهیچوجه موافقت ندارم و به علامت اعتراض می خواهم در همان مشهد بمانم. بالاخره ، آن قدر اصرار و التماس کردیم تا نظر ایشان برگشت و پذیرفتند به تهران بیایند...».
مرحوم طباطبایی (به گفته سید محمدعلی شوشتری) در تهران نیز «رسما به خاندان جلیل شیخ...تسلیت فرستاده و مصرحا بیان فرمودند که این عمل ، از دشمنان اسلام و ایران انجام شده و برای ضعف روحانیت و استقلال و عظمت ایران ، مخالفین مبادرت ورزیده اند...».