در زمینه توجه به همسایگان الگوهای متعدد و کشورهایی نظیر چین، روسیه، انگلیس و... را داریم که در کانون همسایگان پیشرو هستند و به این نکته توجه داشتهاند که باید برای جذب ظرفیتهای خارجی ابتدا از کشورهای پیرامونی استفاده کرد.
جمهوری اسلامی ایران هم از همسایگان با قابلیتی از جمله در حوزه عربی - اسلامی برخوردار است؛ اما این سرمایه و ظرفیت به خوبی به کار گرفته نشده و طی سالهای جاری با مشکلات و چالشهای جدی در حوزه همسایگان مواجه بوده ایم. در ادامه چنین رویکردی، یعنی توجه به همسایگان میتواند به توجه به جهان اسلام تسری یابد.
بعد از همسایگان میتوان نگاهی به اتحادیه اروپا داشت. در کنار توجه به اتحادیه اروپا نباید از کانونهای با اهمیت روسیه، چین و هند به عنوان کشورهای موازی در کنار اتحادیه اروپا غافل شد و باید این کشورها نیز مورد توجه جمهوری اسلامی ایران باشند. در این میان بعید به نظر میرسد روابطمان با آمریکا روشن باشد و این کشور در این عرصه بخواهد برنامه و هدفی با ایران داشته باشد.
جمهوری اسلامی ایران باید محوریت سیاست خارجی خود را در دولت دوازدهم با همین کانونهایی که به آن اشاره شد داشته باشد و به آنچه با نام اراده و تمایلات سیاست خارجی آمریکا بر منطقه و ایران است کمتر توجه داشته باشد. در این راستا به نوعی مستقل بودن سیاست خارجی ایران را توصیه میکنم.
در زمینه دستاوردهای ایران در حوزه سیاست خارجی به خصوص منطقه باید توجه کنیم سیاست خارجی ایران طی سالهای 2010 که شاهد بیداری اسلامی بودیم بسیار تحت چالش قرار گرفته و شرایط بحرانی بود اما در عین حال تجربه خوبی برای کشورمان به همراه داشت. در طول این سالها جمهوری اسلامی ایران توانسته با بهکارگیری سیاست عاقلانه به حفظ محور مقاومت توجه کند و گروههای تکفیری را مهار کند، بنابراین این سیاست باید استمرار یابد؛ سیاستی که هم حفظ قدرت محور مقاومت را به همراه داشته باشد و هم به جهت اثربخشی جایگاه ایران موثر باشد و کشورمان بتواند منویات خود را روی نقشه تدوین کند. اگر در سیاست خارجی به شرایط منطقه توجه نداشته باشیم و سیاست خارجی ما منفعل باشد، نمیتوانیم دستاورد جدی در ادامه این روندی که دوره گذار است داشته باشیم.
نکته دیگر لزوم توجه به دیپلماسی انقلابی است و این موضوع باید در دولت دوازدهم مدنظر قرار گیرد.سیاست خارجی در حال حاضر در منطقه هویتی شده است، تعارضهای هویتی مثل وهابی، تکفیری شکل گرفته که در نقطه مقابل انقلاب اسلامی یا بیداری اسلامی است.
این تعارضات در سیاست خارجی دولت بعدی باید تحت عنوان سیاست خارجی و دیپلماسی انقلابی بسیار مورد توجه قرار گیرد.به این معنا که گزارههای انقلاب مثل گفتمان انقلاب در عرصه استکبار ستیزی و عدم پذیرش زور میتواند در این نوع دیپلماسی دیده شود، به دلیل شکل گیری تعارضات هویتی؛ دیپلماسی انقلابی میتواند کمک کند تا این نوع تعارضات منجر به فرسایش گفتمانهای انقلاب نشود لذا از این جهت به نظر میرسد دیپلماسی انقلابی باید در دستور کار دولت دوازهم قرار گیرد بخصوص تقویت محور مقاومت و گفتمانی که به دنبال آن در برابر زور یا استکبار ایستادن را تقویت میکند.
در عمل باید دولتمردان توجه بیشتری داشته باشند، جلسات و کنفرانسهای منطقهای بیشتری در این عرصه برگزار شود تا دیپلماسی انقلابی جایگاه خود را در عمل و منطقه بیشتر باز کند.
دکتر محسن اسلامی/ استاد دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم