به گزارش جامجم، اردیبهشت 89، دختری خردسال همراه پدربزرگش به یکی از کلانتریهای شهریار رفت و گفت: «از مدتی قبل مردی غریبه به نام وحید به خانه ما رفت و آمد میکرد و با مادرم ارتباط داشت. یک بار مادرم پشت تلفن از وحید خواست کار پدرم را تمام کند و چند روز بعد، پدرم به طور ناگهانی ناپدید شد. پس از این اتفاق، وحید به خانهمان آمد و برای مادرم تعریف کرد که چطور پدرم را با ضربههای چاقو کشته است.»
با ثبت این شکایت، همسر مقتول دستگیر شد و با ثابت شدن اظهارات دخترش به زندان افتاد. در بازجوییها از او ردپای وحید و دو نفر دیگر نیز در قتل به دست آمد. یکی از آنها پسری 17 ساله به نام سعید بود که پس از دستگیری گفت: «وحید از 15 روز قبل از حادثه، نقشه قتل را کشیده بود. قرار شد مقتول را به اطراف شهریار بکشانیم و ابتدا من با چوب به سرش بزنم و اگر نمرد، وحید با چاقو او را بکشد. میدانستیم اگر زنده بماند، تلافی میکند. روز حادثه، او را به بهانهای به اطراف شهریار کشاندیم. با چوب به سرش زدم، اما نمرد. سپس وحید او را به پشت درختها برد و با چاقو و تیغ موکتبری کشت.»
با اعتراف سعید، جسد مقتول کشف شد و برای تحقیقات در اختیار ماموران پزشکی قانونی قرار گرفت. به گفته آنها، اصابت چوب و چاقو هر دو منجر به قتل شده بود. همچنین بازجوییهای تکمیلی فاش کرد وحید به بهانه ارتباط پنهانی مقتول با خواهرش، نقشه قتل را با همکاری همسر مقتول و سه نفر دیگر اجرا کرده است. وحید در روزهای ابتدایی حادثه به افغانستان گریخته و شش سال پس از حادثه همچنان متواری است.
با وجود این دادسرا جرم وحید و سعید را مشارکت در قتل عمد و همسر مقتول و رامین را معاونت دانست و پس از صدور کیفرخواست، پرونده را برای صدور حکم در اختیار شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده قرار داد. صبح دیروز، قرار بود جلسه رسیدگی برگزار شود، اما به دلیل وجود برخی نواقص به روزهای آینده موکول شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم