در واقع، بسیاری ریشه بحران و تنشهای موجود در رابطه بین عربستان و متحدانش از یک طرف و قطر از سوی دیگر را در آمریکا و سفر دونالد ترامپ رئیسجمهور این کشور به منطقه و شرکت در نشست ریاض میدانند.
ترامپ در سفر تجاری که اواخر اردیبهشت به ریاض داشت در نشست شورای همکاری خلیج فارس و 30 کشور عرب و اسلامی شرکت کرد. در این نشست علاوه بر قرارداد 500 میلیاردی که وی برای فروش اسلحه به مقامهای عربستانی با آنها امضا کرد یک اقدام ناپخته دیگر نیز انجام داد که تبعات آن هنوز برای منطقه و جهان مانده است. بعد از اعلام تحریم قطر از سوی چهار کشور تحریمکننده آن، ترامپ این اقدام را تائید کرد و در یادداشتهایش در توییتر نوشت: در جریان سفرم به ریاض بر ضرورت توقف حمایتها از ایدئولوژی افراطی تاکید کردم و این در حالی بود که رهبران کشورها به قطر اشاره میکردند.
تحلیلگران این اظهارات وی را چراغ سبز آمریکایی برای فشار عربستان و متحدانش بر قطر عنوان کردند.
آمریکا، یکی به نعل، یکی به میخ!
اندکی پیش از آغاز تنشها بین کشورهای منطقه، دونالد ترامپ با تمیم بن حمد امیر قطر در نشست ریاض دیدار کرد، نشستی که پاپوش امیر قطر در آن خبرساز شد.
ترامپ پس از این دیدار در حضور تمیم به خبرنگاران گفت: ما دوست قدیمی هستیم و این دوستی غیرمستقیم از مدتها پیش برقرار بوده و اکنون روابط بسیار خوبی هم داریم. اکنون مذاکرات جدی بین ما برقرار است و ازجمله مسائلی که درباره آن بحث خواهیم کرد خرید تعداد زیادی سلاحهای آمریکایی توسط قطر است. هیچ کسی نمیتواند چنین سلاحهایی را باکیفیتی که آمریکا ساخته بسازد و نتیجه آن ایجاد کار و افزایش امنیت در آمریکاست.
در همین رابطه بود که در جریان سفر خالد العطیه، وزیر دفاع قطر به آمریکا در 14 جولای 2017 این کشور قرارداد خرید مدرنترین هواپیماهای جنگنده آمریکایی را به ارزش12 میلیارد دلار به امضا رساند. همچنین این توافق در حالی بود که آمریکا و قطر سال گذشته قراردادی به ارزش 21 میلیارد دلار برای خرید 72 جنگنده اف 15 به امضا رساندند و کنگره آمریکا قبل از وقوع بحران کنونی آن را به تصویب رساند. توافق برای فروش اسلحه به عربستان و قطر یعنی دو کشور متخاصم در حالی است که مناقشه در درون سیستم سیاسی آمریکا هم درباره این بحران موج میزند.
در حالی که رکس تیلرسون، وزیر خارجه و جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا هر دو در این تنشها از ابتدا جانب قطر را گرفتهاند، ترامپ به عنوان آغازگر این بحران جانب عربستان را گرفت، اما امروز دیگر وضعیت فرق کرده است. درخواستهای غیرقانونی کشورهای تحریمکننده و حمایت اروپا از مواضع قطر وضعیت را دگرگون کرده است. قطر همچنین میزبان بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در خارج است؛ پایگاه العدید که دارای دهها هواپیمای جنگی و مقر فرماندهی مرکزی ارتش آمریکاست و عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه ازجمله در عراق، سوریه و جزیره العرب از این پایگاه هدایت میشود. روز گذشته واشنگتن تایمز در تحلیلی با عنوان شکست محاصره قطر نوشت:به نظر میرسد ائتلاف سعودی و اماراتی به اهداف خود نرسیده و قطر منزوی نشده است بلکه این کشور به روابط خود با ایران و ترکیه عمق بخشیده و این نشان از اشتباه محاسباتی عربستان و امارات است.
کودتا در قطر؛ تبلیغات رسانه یا واقعیت
خالد بن محمد العطیه، وزیر دفاع قطر با ارزیابی کودتای نافرجام در ترکیه اعلام کرد احتمالا تلاشهایی برای کودتا در قطر نیز مانند آنچه در ترکیه اتفاق افتاد وجود داشته باشد. العطیه در مصاحبه با «آر.تی.آر وورلد» گفت: ما فکر میکنیم احتمالا مقصد بعدی کودتا قطر باشد، از آنجا که قطر و ترکیه دیدگاه مشابهی درباره افراد ستمدیده جهان دارند احتمالا قطر مقصد بعدی کودتا باشد.
در عین حال رسانههای غربی از بحران بزرگ در داخل خاندان حاکم در قطر و بروز اختلاف بر سر گزارشی درباره ارتباطات و تماسهای محرمانه اخیر بین حمد بن خلیفه، امیر سابق و پدر تمیم بن حمد، حاکم فعلی با برادر وی عبدالله بن حمد آلثانی، جانشین امیر فعلی خبر میدهند.
منابع آگاه گفتند حمد با اعمال فشار بر کشورهای غربی سعی دارد آنها را متقاعد کند دست از حمایت از «تمیم» بردارند و برادرش عبدالله را به عنوان امیر بشناسند. این منابع آگاه فاش کردند که امیر حمد بن خلیفه به منظور افشای برخی اقدامات پسرش تمیم در حمایت از تروریسم، پولهای هنگفتی را به برخی از روزنامههای غربی داده است. همه این شواهد حکایت از آن دارد که قطر در آستانه کودتای جدیدی است که برادر تمیم با حمایت پدرش، عامل اصلی این کودتا خواهد بود.
درآمدهای سرشار نفتی و نبود دوراندیشی؛ 2عامل وقوع بحران عربی
گروه بینالملل
بحران پیش آمده میان قطر و برخی کشورهای عربی از جمله عربستان، مصر، امارات و بحرین مدتی است که فضای سیاسی و رسانهای منطقه را دچار التهاباتی کرده است. در همین زمینه با دکتر صباح زنگنه، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا، گفتوگویی انجام دادیم که میخوانید.
وقوع کودتا در قطر تا چه اندازهای امکانپذیر است؟
با بررسی تحولات، لازم به ذکر است که عربستان و امارات برای وقوع کودتا در قطر بیمیل نبوده و نیستند. همانگونه که نسبت به عمان و کویت تلاشهای مشابهی در گذشته انجام دادهاند که با موفقیت همراه نبوده است. اما باید توجه داشت که شیخ تمیم بن حمد، حاکم و امیر فعلی قطر با اطلاع از احتمال انجام کودتا، اکثر مسیرهای وقوع از جمله ارتباطات و تحرکات خانوادگی و نیروهای نظامی را تحت کنترل ویژه در آورده است. به نظر میرسد انتشار اینگونه خبرها بیشتر بخشی از سناریوی طراحی شده و یک جنگ روانی برای تحت تاثیر قرار دادن فضای داخلی و خارجی قطر است. از این رو معتقدم احتمال وقوع کودتا در این کشور با لحاظ موارد پیش گفته بسیار ضعیف است.
با توجه به موضعگیری متناقض مقامات آمریکا، آینده این بحران پیش آمده بین قطر و برخی از کشورهای عربی به چه مسیری منتهی خواهد شد؟
انگیزههای متعددی در پشت این بحران قرار گرفته و موارد متعددی از مطالبات از هر دو سوی مناقشه مطرح شده است. اما آنچه مهم است و جنبه محوری دارد، این است که تا زمانیکه این کشورها صاحب ثروت و درآمدهای سرشار از صادرات نفت و گاز هستند و همچنین مقامات سیاسی و ارشد این کشورها دوراندیشی و آیندهنگری لازم را برای اداره کشور ندارند، همیشه مستعد ایجاد این بحرانها هستند. دلیل این امر در عوامل منطقهای و فرامنطقهای که تمایل دارند این بحرانها خلق شود و ادامه پیدا کند، ریشه دارد. اسرائیل بهعنوان عامل منطقهای همیشه منافع خود را در این بحرانها و درگیریها جستوجو و پیگیری میکند و هم به قطر و همچنین به عربستان نزدیک میشود و به آنها طرحهای متعدد امنیتی و دفاعی ـ نظامی ارائه میکند. عامل فرامنطقهای هم آمریکاست به باج خواهی و دوشیدن ثروتهای این کشورها اقدام میکند. این دو عامل خارجی (منطقهای و فرامنطقهای) همراه با زمینههای داخلی که حاصل نبود دوراندیشی و عقلگرایی لازم است، شرایط نامطلوبی را بر جامعه این کشورها و منطقه حاکم کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم