خانم پابرجا از بیماری ایشان خبر داشتید؟
بله چند روزی بود مطلع شده بودم، اما فکرش را هم نمیکردم که بیماری اینقدر پیشرفت کرده باشد.
مریم چند سال شاگرد شما بود؟
دو سال. من سال اول نظری و سال دوم ریاضی، در دبیرستان فرزانگان معلم هندسه مریم بودم.
مریم از همان زمان هم در ریاضی استعداد خاصی از خودش نشان میداد؟
از همان سال اول دبیرستان. اولین بار هم مریم را اینجوری کشف کردم که سرکلاس وقتی داشتم برای بچهها مساله حل میکردم، دیدم مریم دارد یک کار دیگر میکند. رفتم ته کلاس و گفتم مریم تو داری چکار میکنی؟ گفت مساله حل میکنم. من برگههایش را که نگاه کردم دیدم مریم درحال حل مسالههای سال سوم دبیرستان است. گفتم مریم تو اینها را حل میکنی؟ گفت: بله خانم... اگر شما ناراحت نمیشوید... پرسیدم چرا؟ گفت: من مسالههای کلاس اول را بلدم دوست دارم اینها را حل کنم. بعد گفت الان این مسالهای را که شما پای تخته نوشتید و بچهها یک تخته برایش جواب نوشتهاند تا حل شود، من با یک خط نوشتن به جواب میرسم. من خیلی تعجب کردم و گفتم خب تو بیا راهحلت را بگو که مریم هم آمد پای تخته و جواب خودش را نوشت. آنقدر این راهحل برایم عجیب بود که همان موقع رفتم دفتر مدرسه و با معلمهای دیگر مطرح کردم که این دختر یک نابغه است؛ ما یک نابغه در مدرسه داریم. حتی یادم است سال بعدش، یعنی سال دوم دبیرستان، مریم در یک مسابقه ریاضی در دانشگاه شریف شرکت کرد و به سوالی جواب داد که در دوره فوقلیسانس مطرح بود. به خاطر همین هم 20 هزار تومان جایزه گرفت که آن موقع خیلی زیاد بود.
همیشه از برنامههای کلاس درس جلوتر بود
آقای نیوشا شما چه سالی معلم مریم بودید؟
از سال 73 تا 76. یعنی از دوم دبیرستان تا چهارم دبیرستان.
شما سه سال معلم ریاضی مریم بودید، از او خاطره خاصی دارید ؟
من کتابی دارم در مدرسه فرزانگان و در این کتاب، یک مسالهای را برای دانشآموزان توضیح دادهام. این مساله راهحل جالبی دارد که آن را مریم میرزاخانی وقتی دانشآموز سال دوم دبیرستان بود نوشته است. من در توضیح این مساله نوشتهام: این راهحلی که اینجا میبینید خانم مریم میرزاخانی نابغه ریاضی ایران در سال دوم دبیرستان نوشته است. یعنی از همان زمان نشانههای نبوغ در مریم مشخص بود. او یک استعداد ناب ذاتی داشت.
شما جزو معلمهایی بودید که مریم را برای المپیاد ریاضی پیشنهاد کردید؟
خب مریم نبوغش را به همه نشان داده بود. مریم سال سوم در المپیاد هنگکنگ مدال طلا گرفت، سال بعدش هم در المپیاد کانادا از 42 نمره امتیاز 42 را گرفت که نمره کامل بود و اولین بار بود که یک نفر این نمره را میآورد. بعد هم بهدلیل علاقهای که به ریاضی داشت، به دانشگاه شریف رفت و در رشته ریاضی درس خواند. بعد هم رفت دانشگاه هاروارد و فوقلیسانساش را گرفت و بقیه مراحل را هم به همین سرعت گذراند... مریم از همان اول یک سروگردن از همه بالاتر بود، فرقی هم نمیکرد در چه مقطعی و چه جایگاهی باشد، چه در دبیرستان چه دانشگاه و... همه جا جلوتر از بقیه بود.
از بیماری مریم باخبر بودید؟
تازه مطلع شده بودم، اما فکر نمیکردم اینقدر پیشرفته باشد، چون معمولا خانمهایی که با سرطان سینه درگیر هستند، عمل میشوند و عارضه قابل درمان است. فکر میکردم مریم هم درمان میشود، اما انگار بیماری خیلی پیشرفته شده و متاستاز کرده بود. الان هم خیلی متاسفم که ما مریم را از دست دادیم... او واقعا یک نابغه بود، دراین راه هم کسی به او کمک نکرد، استعداد خودش بود و هیچکس نمیتواند مدعی شود که من استعداد ریاضی مریم را پرورش دادم.
مینا مولایی
جامجم آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم