این درحالی است که یکی از اصلیترین پیشنیازهای دستیابی به هدف تولید 55 میلیون تنی فولاد، توسعه متناسب سیستم حمل و نقل کشور بخصوص در بخش ریلی است که تا امروز متناسب با اهداف تعیین شده توسعه نیافته است.
در واقع این نکته تاکنون عاملی بوده که گاهی باعث حذف مزیتهای رقابتی ایران در زمینه محصولات معدنی و فولادی شده است و در صورت ادامه این روند قطعا در دستیابی کشور به اهداف تعیین شده فولاد نیز تاثیر قابل توجهی خواهد داشت.
آمارها از روند توسعه راهآهن طی ده سال گذشته بیانگر رشدی معادل 3/2 درصد است که این رقم به هیچ عنوان کفایت دستیابی به هدف تولید 55 میلیون تن فولاد را نخواهد داد چون برای تولید این حجم فولاد تقریبا جابهجایی 433 میلیون تن سنگ آهن غیرقابل اجتناب است. از این رو با یک حساب سرانگشتی میبینیم برای رسیدن به هدف تعیین شده برای تولید فولاد، راهآهن ایران لازم است تا آن دوره رشد 23 درصدی را تجربه کند که احتمال تحقق آن غیرممکن است.
با درنظر گرفتن این نکته اگر بگوییم پاشنه آشیل تولید 55 میلیون تن فولاد، توسعه حمل و نقل ریلی است، غیرواقع نیست. درحالی که دولت با منابع در اختیار، امکان انجام چنین کاری را نداشته و باید بخش خصوصی وارد میدان شود اما این میدان هنوز برای سرمایهگذاران بخش خصوصی جذاب و سودآور نیست که بتواند سرمایههای سرگردان را به خود جذب کند.
از سوی دیگر برای اینکه صنعت حمل و نقل ریلی ایران به عنوان یک تجارت برای بخش خصوصی جاذبهای جهت حضور داشته باشد، باید ابتدا حق دسترسی دولت را از 2/28 درصد فعلی به تقریبا 5درصد یعنی عرف بینالمللی برسانیم تا در نهایت نرخ بازگشت سرمایه بخش خصوصی در این بخش معنادار شود.
براساس برآوردهای انجام شده نرخ بازگشت سرمایه برای سرمایهگذاریهای دولتی در شرایط فعلی 24 درصد است درحالی که سرمایهگذاری بخش خصوصی در صنعت ریلی کشورمان تنها 18 درصد برایشان منفعت خواهد داشت که این هیچ عدد قابل توجهی جهت جلب نظر صاحبان سرمایه نیست. از این رو اگر بتوانیم حق دسترسی را به رقم بینالمللی یعنی 5 درصد کاهش دهیم در واقع نرخ بازگشت سرمایه برای دولت 11 درصد و برای بخش خصوصی 24 درصد میشود که این ارقام جذابیت مناسبی را برای حضور صاحبان سرمایه در بخش خصوصی ایجاد خواهد کرد.
دکتر بهرام شکوری
رئیس کمیسیون معادن و صنایع معدنی اتاق ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم