6 آبان 91، مردی با سر و وضعی آشفته خود را به یکی از کلانتریهای بومهن رساند و به ماموران گفت: «امروز صبح برای رفتن به محل کارم از منزلم در بومهن بیرون آمدم، اما ناگهان دو برادرزنم مرا با ضرب و شتم داخل خودروی شخصیشان انداختند. چند دقیقه بعد از حرکت به مسیری انحرافی پیچیدند و پس از سرقت هشت میلیون تومان پول نقد و تلفن همراهم، مرا از ماشین پایین آوردند و در رودخانهای در همان اطراف انداختند. بسختی توانستم خودم را نجات دهم. آنها به خاطر اختلافات من با خواهرشان، این کار را کردهاند..»
با ثبت این شکایت، هر دو برادر به نامهای سعید و کامران تحت تعقیب قرار گرفتند و پس از مدتی با توقیف خودرویشان از سوی گشت پلیس، دستگیر شدند. آنها در بازجوییها با بیان اظهارات متناقض، خود را بیگناه دانسته و گفتند: «ما روز حادثه از محل کارمان بیرون نرفتیم و پیش دوستانمان بودیم. شاکی دروغ میگوید.» این درحالی بود که تحقیقات از کارمندان نشان میداد هر دو متهم چند ساعت غیبت داشتند و ساعت پنج عصر به محل کار خود برگشتهاند.
همچنین ردیابی آنتن تلفن همراه یکی از آنها از حضورش در نزدیکی منزل شاکی حکایت داشت. با به دست آمدن این مدارک، هر دو برادر موضوع جدیدی را پیش کشیدند و سعید مدعی شد روز حادثه برای برداشت محصول سیب زمینی به باغی اطراف منزل دامادشان رفته، اما هیچ درگیری بین آنها رخ نداده است. هر دو برادر همچنین اختلاف خود با دامادشان را انکار کردند، درحالی که پلیس موفق به دستگیری فردی شد که در ازای دریافت ساعتی 25 هزار تومان، مسئول تعقیب شاکی شده بود. او گفت: «متهمان به من پول دادند تا دامادشان را زیر نظر بگیرم. برای هر ساعت 25 هزار تومان به من میدادند.»
سرانجام با وجود انکار جرم از سوی متهمان، به دلیل وجود مدارک و اسناد متعدد، کیفرخواست پرونده با موضوع آدمربایی، ضرب و جرح و سرقت مقرون به آزار صادر شد و برای رسیدگی در اختیار دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. جلسه رسیدگی بزودی برگزار میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم