از آن پس تحولات به گونهای شکل گرفت که در طی یک دوره 16 ساله سرانجام به پیروزی یکی از انقلابهای بزرگ دنیا به نام انقلاب اسلامی و سقوط یکی از دولتهای وابسته به قدرتهای بزرگ منتهی شد و در واقع عصر جدیدی نه تنها در ایران و منطقه بلکه به نوعی در جهان بهوجود آمد. اما نکتهای که بسیار حائر اهمیت است ظهور شخصیتی است با ویژگیهای استثنایی که بدون شک و تردید تمامی دوستان و دشمنان حضرت امام(ره) نسبت به این مساله اعتراف دارند که نظیر چنین شخصیتی در چند سال گذشته قطعا نبوده است.
این رهبر گرانقدر دیدگاههایی جدید و ویژه و کارآمد در بخشهای داخلی و خارجی داشتند. در حوزههای داخلی نکته اول اینکه امام از مردم تعریف جدیدی ارائه دادند و مردم را در واقع با ویژگیهایی مثل اتحاد نسبی، آگاهی از مسائل، مومن به اسلام و حاضر در صحنه یاد کردند. این ترکیب به تدریج تبدیل به قدرت شد. قدرتی که دولتهای بزرگ هیچ تصوری از آن نداشتند. این قدرت بود که توانست نظام شاهنشاهی را با همه امکانات و حمایتهای فوقالعاده کمنظیری که داشت سرنگون کند. حضرت امام به دنبال این جریان معتقد بودند که اسلام و آن هم اسلام انقلابی با فرهنگ شهادت انگیزه بزرگی را ایجاد میکند که هیچ چیزی نمیتواند جایگزین آن شود. از سویی دیگر بحث ایمان به مقاومت در برابر سلطه و سازشناپذیری وجه دیگری از عوامل و زمینههای قدرت را در میان مردم بهوجود میآورد. بنابراین در داخل امام در مقابل سلطه پهلوی به هیچ عنوان عقبنشینی نکردند و بعد از پیروزی هم به این باور اعتقاد داشتند که باید در مقابل مستکبر و سلطهگر ایستاد. یکی از اصول خدشهناپذیر امام راحل ضدظلم بودنشان در سیاست داخلی و خارجی بود.
بنابراین این مساله یکی از مسائلی بود که محبوبیت فوقالعادهای را برای ایشان در میان جامعه ایرانی سبب شد. تشییع باشکوه پیکر ایشان که در 14 خرداد 1368 شکل گرفت در تاریخ کمنظیر بود. این مساله بدین دلیل بود که مردم ایمان آورده بودند که امام فقط برای خدا و برای اسلام و مردم بود و نه هیچ چیزی دیگری. اینکه امام فرمود اگر به من خدمتگزار بگویید بهتر از این است که به من رهبر بگویید در فرهنگ سیاسی دنیا ناشناخته است و اصلا چنین چیزی در سایر فرهنگهای دنیا تعریف نشده است اما امام با اعتقاد به این مساله خدمتگزاری مردم را یک اصل اساسی میدانست. البته متاسفانه ما به دلیل اینکه به مقدار زیادی در طول تاریخ در کشورمان تحولات متکی به فرد بوده عملا این روحیه و تفکر و آثار و پیامدهای سیره امام آنچنان که باید و شاید ادامه پیدا نکرد. امروز اگر وصیتنامه حضرت امام را مورد مطالعه قرار دهید، یقینا به این نتیجه میرسید که جامعه امروز ما با آن چیزی که امام خواسته بودند فاصله بسیاری دارد. فاصله طبقاتی، فساد، ضعف و انحطاط اخلاقی و ... از جمله مسائلی بود که در صحیفه امام بارها مورد تذکر بود. حضرت امام در سیره مبارزاتی خود آنچه که برایشان بسیار اهمیت داشت صداقت بود. همچنین خلوص برای خدا مدنظرشان بود. ایشان برای رای، اسم، مقام، شهرت، دنیاطلبی و... هیچ تلاشی نمیکردند. شما کدام رهبر دنیا را سراغ دارید که مثل امام در خانه محقرشان در تهران و قم روزگار میگذرانید. به قول یکی از نویسندگان خارجی اگر امام میخواست که مردم ایران برای او خانهای از طلا بسازند قطعا این اتفاق میافتاد اما او به یک خانهای در حد پایینتر طبقات متوسط جامعه بسنده کرد. ایشان قدرت، نفوذ و ارزش را در ایمان به خدا و قیامت میدیدند نه پول، شهرت و ثروت. تا زمانی که در کشور ما تعالیم امام در بخش حکومتی و در بخش مسئولیتهای مردمی ادامه داشته باشد نظام و انقلاب پابرجا خواهد بود. به همین دلیل است که دشمن تلاش ویژهای را به کار میبندد تا راه امام شناخته نشود و اگر هم شناخته شود به اجرا در نیاید. به همین دلیل است که در کشور ما شعارها و آرمانهای امام و آثار ایشان بسیار چاپ میشود اما باید امید داشت که سیره ایشان در بخشهای حکومتی ما بیشتر اجرایی شود.
جواد منصوری/ استاد دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم