زنی که به اتهام معاونت در قتل عمد یکی از اقوامش روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران حضور یافته بود ، ادعا کرد بی گناه است زیرا شوهرش ابتدا خواهرزاده خود را به قتل رسانده و سپس بر اثر عارضه قلبی جان باخته است.
کد خبر: ۱۰۳۶۹۴
به گزارش خبرنگار جام جم ، ظهر 28 مهرماه سال 82 ، مرد کشاورزی از اهالی برغان هشتگرد کرج ، هنگامی که مشغول لایروبی نهر زمین زراعی اش بود، متوجه جسد مردی شد که در این محل رها شده بود. پس از تماس مرد روستایی با مرکز فوریت های پلیسی 110 ، کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی هشتگرد به محل کشف جسد اعزام شدند و ماجرا را به بازپرس کشیک جنایی اطلاع دادند. ماموران در بررسی جیبهای مقتول ، کیف حاوی مدارک شناسایی او را پیدا کردند که هویت او را حمید نشان می داد. جسد مقتول با دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد. به این ترتیب در تماس با خانواده مقتول و مراجعه آنها به پزشکی قانونی هویت مقتول تایید شد. در تحقیق کارآگاهان از خانواده مقتول مشخص شد حمید (مقتول) 17 روز پیش همراه مرد ناشناسی از خانه خارج و یکباره ناپدید شده است . با کشف این سرنخ ، این فرضیه که پسر جوان قربانی توطئه ای شده باشد قوت گرفت . در ادامه تحقیقات پلیسی مشخص شد مقتول قصد ازدواج با خواهر زن دایی اش را داشته که با مخالفت خانواده آنها روبه رو شده است . ماموران که احتمال می دادند این زن اطلاعاتی از قتل وی داشته باشد، او را برای تحقیقات به مرکز پلیس جنایی هشتگرد کرج احضار کردند. زن جوان به نام نرگس در بازجویی های مقدماتی پلیس منکر هر گونه ارتباط در قتل حمید شد اما وقتی پی برد در مظان اتهام قرار دارد ، اعتراف کرد شوهرش مرتکب قتل شده و چند روز بعد بر اثر ایست قلبی جان باخته است . نرگس به اتهام معاونت در قتل با قرار وثیقه از زندان آزاد شد و روز گذشته برای دفاع از خود در شعبه 71
دادگاه کیفری استان تهران حضور یافت. در ابتدای جلسه دادگاه ، دادیار رضوانفر ، نماینده دادستان تهران به دفاع از کیفرخواست پرداخت و برای نرگس به اتهام معاونت در قتل عمدی تقاضای مجازات قانونی و اولیای دم نیز تقاضای قصاص کردند. سپس قاضی عزیزمحمدی ، رئیس شعبه 71
دادگاه کیفری استان تهران از نرگس خواست به دفاع از خود بپردازد. نرگس در اظهاراتش گفت : من قاتل نیستم و بی گناهم. حمید معتاد بود و قصد ازدواج با خواهرم را داشت اما خواهرم موافقت نکرد و حمید مرا مقصر می دانست و مدام برایم ایجاد مزاحمت می کرد تا این که یک روز که 3
نفری برای مسافرت به شمال رفته بودیم ، ماجرا را با شوهرم در میان گذاشتم و او نقشه قتل خواهرزاده اش را کشید. من اصلا در این جنایت نقشی نداشتم . متهم به قتل ادامه داد: شبی که قتل رخ داد ، من در خانه بودم که شوهرم نیمه شب آمد و گفت حمید را به پارکی در کرج برده و پس از کشتن وی ، جسدش را در بیابان های اطراف هشتگرد انداخته است. چند روزی که گذشت ، شوهرم نیز بر اثر ایست قلبی جان باخت و من بناچار سکوت کردم . روز گذشته قاضی عزیزمحمدی پس از شنیدن آخرین دفاعیه متهم ، همراه 4
قاضی مستشارش وارد شور شد تا حکم قضایی مربوط صادر شود.