در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قضاوت با مردم
نمیدانم در حوزه اجرا موفق هستم یا نه. به نظرم باید بینندگان نظر بدهند، اما سعی کردهام شیوه و سبک اجرا را قبل و بعد از برنامه نیمرخ که برای نوجوانان پخش میشد، تغییر بدهم. خوشبختانه این اتفاق هم افتاد، اما قضاوت نهایی را به مردم واگذار میکنم که آنها به تلاشم نمره بدهند، ولی شخصا باید تاکید کنم نهایت سعیام را کردهام و از این که در این مسیر قرار دارم خیلی راضی هستم.
هدفم انتقال پیام است
این که در طول این سالها گزیده کار کردهام، انتخاب خودم بوده و با این که از شبکههای مختلف برای اجرا پیشنهادهای زیادی دارم، اما بندرت میپذیرم. چون اجرا کردن هدفم نیست، بلکه هدف انتقال پیامی است که میتوانم برسانم. هدف من این است یک برنامه، خوب اجرا شود و آیتمهای مختلفی در خوب اجرا شدن یک برنامه دخالت دارد. باید روی محتوای برنامه کار کرد و وقت و انرژی گذاشت. این عوامل باید به کمک مجری بیاید تا شاهد یک برنامه خوب باشیم. به همین دلیل معتقدم باید از عواملی دعوت به کار کرد که تخصص دارند. تعداد برنامههای ترکیبی موفق بالا نیست. در حال حاضر شتاب در تولید برنامهها خیلی زیاد شده است. اگر برای یک کار زمان و انرژی لازم گذاشته شود، مسلما کار متفاوت و خوب خواهد شد، اما وقتی به لحاظ مالی کار با مشکل همراه باشد، چگونه میتوانیم یک برنامه خیلی خوب تولید کنیم. آخرین برنامهای که اجرا کردهام «شمعدونی» است که از شبکه شما پخش شد.
مجریانی که گوینده بودند
ابعاد اجرای برنامه نیمرخ برای خودمان هم غیرمنتظره بود، اما خوشبختانه نتیجه خوبی گرفتیم و توانستیم مخاطبان زیادی جذب کنیم. شروع کار هنریام با تئاتر بود و مدتی هم کارآموزی دوبلاژ کرده بودم، به همین دلیل سعی کردم از همه تجاربم استفاده کنم تا صدا، گویش، میمیک و حرکات بدنم در اجرای برنامه نیمرخ متفاوت با دیگر برنامههای تلویزیونی باشد. دلم میخواست راحت با نوجوانان حرف بزنم، به همین دلیل برخلاف دیگر مجریانی که در آن مقطع بیشتر گویندگی میکردند تا اجرا، برای خودم شرط گذاشتم که از روی متن نخوانم و حتما حفظ کنم. به همین دلیل بارها در زمانهای آزاد تمرین میکردم تا حرفهایم در برنامه برای مخاطب باورپذیر باشد.
پرورش ایده خلاقانه نیمرخ
ایده اجرای برنامه نیمرخ برای خودم بود و کارگردان برنامه هم توانست به رشد این ایده کمک کند. وقتی با او درباره سبک اجرایم حرف زدم خیلی استقبال کرد و پذیرفت. خوشبختانه او جزو کارگردانان بسیار خلاق بود که برنامههای جالب و نویی تهیه میکرد. در واقع همه عوامل دستبهدست هم دادند تا ایده برنامه نیمرخ را پرورش بدهند. این برنامه سال 74 پخش شد و من در آن زمان 20 سال داشتم. با این که کمسن و سال بودم، اما قصد انجام دادن یک کار نو را داشتم.
جلال مقامی تست دوبله گرفت
سال 69 برای اولین بار پایم را در استودیوی دوبله گذاشتم. در آن زمان 16 سال داشتم و استاد جلال مقامی از من تست دوبله گرفت و قبول هم شدم. مدتی کارآموزی کردم، اما از آنجا که مشغول درس خواندن بودم، دوبله را رها کردم تا این که سال 1378 دوباره وارد دوبلاژ شدم و به عنوان گوینده نقشها تا دو سال زیر نظر رفعت هاشمپور کار کردم. دوبله را خیلی دوست دارم، اما کار زمانبری است و از آنجا که شخصیت من خیلی شلوغ است و نمیتوانم یکجا بند شوم، به همین دلیل آن را رها کردم. اصولا سکون را دوست ندارم.
دغدغهام نوآوری است
من غیر از حرفه تهیهکنندگی و اجرا، شرکت صنایع غذایی دارم و مشغول به کار هستم. صنعت را خیلی دوست دارم و رشته تحصیلیام مدیریت بازرگانی است. دغدغهای که همیشه داشتهام، تولید، صنعت، نوآوری و خلق کردن است.
سوالات مجری باید هوشمندانه باشد
در برنامه شمعدونی کمتر حرف میزدم. ترجیح میدادم سوالات را کوتاه بپرسم، چون معتقدم مجری باید مختصر صحبت کند و کارشناس یا مهمان برنامه که صاحب دانش و تخصص است بیشتر حرف بزند، چراکه حرفهای او تخصصی است. به نظرم وقتی مجری خیلی حرف میزند، دو حالت دارد؛ یا میخواهد بگوید معلوماتش بالاست یا حرفی که خودش میزند، درستتر است. به نظرم بهتر است مجری اجازه بدهد کارشناس صحبت کند که حرفهایش دقیقتر و مستندتر است. سوالات مجریان باید هوشمند و هدایتگرانه باشد. باید مجری بجا صحبت کند و زمان لازم را به کارشناس بدهد تا جان مطلب را ادا کند.
اجرای شمعدونی و نیمرخ، مطلوبم است
در حوزه اجرا برنامه شمعدونی و نیمرخ را خیلی دوست دارم و میان برنامههایی که ساختهام، «بوم سفید» را خیلی دوست دارم. این برنامه را برای شبکه جامجم تولید کردم که از این شبکه پخش میشد. این برنامه طرفداران زیادی پیدا کرد و نوجوانان درباره آن وبلاگهای زیادی طراحی کردند. برایم خیلی جالب بود که بچهها تا این اندازه برنامه را دوست دارند و مورد علاقهشان است.
سادگی را دوست دارم
در طول این سالها هدایای زیادی گرفتهام که برایم ارزشمند است، ولی تولدهای جمعوجور را دوست دارم. خیلی اهل مهمانی و تولدهای بزرگ نیستم. دوست دارم همه چیز ساده برگزار شود. آرزو میکنم همه مردم ایران در آرامش به سر ببرند و سالهای شاد و آرام را پیش رو داشته باشند. البته باید خودمان به همدیگر کمک کنیم که صاحب آرامش شویم.
فاطمه عودباشی
رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: