به گزارش جامجم، ساعت 23 و 45 دقیقه جمعه یکی از مسئولان بیمارستانی در تهران با کلانتری 158 کیانشهر تماس گرفت و از مرگ مشکوک مردی 32 ساله در بیمارستان خبر داد. ماموران کلانتری با حضور در آنجا مشاهده کردند مرد جوان بر اثر اصابت ضربه چاقو به گردنش فوت کرده است.
تحقیقات اولیه نشان میداد، مقتول توسط خانوادهاش به بیمارستان منتقل شده و آنها حرف درستی درباره حادثهای که برای پسرشان رخ داده نمیگویند و به نظر میرسد مرد جوان در خانه مورد اصابت چاقو قرارگرفته است.
با مرگ مرد جوان موضوع این جنایت به محسن مدیرروستا، بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران گزارش شد و با دستور قضایی او، تحقیقات ماموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت برای رازگشایی از این جنایت آغاز شد.
در ادامه ماموران به خانه مادر مقتول در یکی از محلههای کیانشهر رفته و به تحقیق از همسایه پرداختند که آنها اعلام کردند صدای درگیری مقتول و برادر 35 سالهاش به نام رضا را در شب جنایت شنیدهاند و گمان میکنند رضا برادر کوچکترش را کشته است. این در حالی بود که یکی از مردان همسایه به افسر تحقیق گفت: رضا ازدواج کرده و فرزندی دارد و خانهاش در محله دیگری است. مادر مقتول پس از فوت همسرش، همراه پسر معتاد و دو دخترش که یکی از آنها معلول بود زندگی میکرد. مقتول همیشه همسایهها و اعضای خانوادهاش را اذیت میکرد.
وی افزود: آن شب نیز صدای مشاجره و درگیری این دو برادر و حتی صدای نالههای خفیف مقتول را شنیدم و بعد اعضای خانوادهاش را دیدم که مرد زخمی را سراسیمه سوار خودرویی کرده و با خود بردند و روز بعد متوجه مرگ مرد معتاد شدم. ماموران با جمعبندی این اطلاعات اطمینان یافتند مرد معتاد توسط برادرش رضا به قتل رسیده است. با هماهنگی قضایی متهم عصر شنبه زمانی که در مقابل خانهشان ایستاده بود، بازداشت و برای ادامه تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد. او در بازجویی اولیه به قتل برادر معتادش با ضربه کارد میوهخوری اعتراف کرد. این در حالی بود که همان روز مادر مقتول با حضوردر کلانتری محلهشان اعلام کرد از کسی شکایت ندارد و پسرش را که به اتهام قتل بازداشت شده بود، میبخشد. دیروز متهم برای ادامه تحقیقات به شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد. رضا در جریان تحقیقات به قاضی پرونده گفت: چند سالی معتاد بودم، اما ترک کردم. از وقتی که پدرم فوت کرد هر روز به خانه مادرم میرفتم. برادرم شیشه و هروئین مصرف میکرد. او از 12 سال قبل معتاد شده بود. خانوادهام را اذیت میکرد و به زور از آنها پول میگرفت، اموال خانه را سرقت میکرد تا با آن مواد بخرد. کتکشان میزد. حتی یک روز با حالت خماری روی پلههای ساختمان نشسته بود که همین موضوع باعث اعتراض همسایهها شد.
وی افزود: مادرم میخواست برادرم را به خانه منتقل کند تا با همسایهمان دعوا نکند که نشد و برادر معتادم، او را با چاقو زخمی کرد. همین موضوع باعث دستگیری برادرم شد تا این که با سپردن وثیقه آزادش کردیم. عصر جمعه به خانه مادرم رفتم. برادرم با مادرم دعوا میکرد که چرا به وسایل او دست زده است. هرچه کردم او دست از رفتارش بردارد، فایدهای نداشت. یقهام را گرفت و چاقویی هم به دست داشت، آن را به سمتم گرفت که نفهمیدم چطور در جریان درگیری، چاقو به گردنش اصابت کرد. حتی دستان وگردن خودم نیز زخمی شد.
متهم با قرار قانونی به بازداشتگاه پلیس منتقل شد و تحقیقات در این باره ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم