به گزارش جامجم، اوایل سال 82 مردی با پلیس تهران تماس گرفت و از وقوع جنایت در یکی از محلههای جنوبی پایتخت خبر داد. ماموران با حضور در آنجا متوجه شدند مرد سالخورده با ضربههای چاقو از پای درآمده و خانه آنها بههم ریخته است.
همزمان با تشکیل پرونده قضایی، تحقیقات برای رازگشایی از این جنایت آغاز شد. ماموران در تحقیقات اولیه متوجه شدند چند سال پیش همسر مقتول فوت کرده و او همراه پسرش زندگی میکرده و دختر و پسر دیگری هم داشته که در مکانی دیگر زندگی میکنند. تحقیقات نشان میداد او با پسرش اختلاف داشته است. همین سرنخ کافی بود که ماموران احتمال دهند پسر جوان در مرگ پدر نقش داشته است. بنابر این او به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد و به قتل پدرش اعتراف کرد.
متهم به قتل مدعی شد، با پدرش دعوا کرده وآن شب به خاطر جنونی که به وی دست داده پدرش را کشته است. او پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد.
قرار شد کارشناسان پزشکی قانونی درباره سلامت وی اظهارنظر کنند که آنها اعلام کردند مرد زندانی باید در مرکز روانی بستری شود. همین باعث شد که او در امینآباد بستری شود. با گذشت بیش از 13 سال خواهر متهم نزد قاضی مدیرروستا، بازپرس شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران رفت و برادرش را بخشید و گفت: بیش از 13سال است پدرم را از دست دادهام. برادرم بیمار روانی است و سالهاست در بیماران رمانی به سر میبرد، دیگر تحمل این همه درد و رنج و بلاتکلیفی برادر بیمارم را ندارم، او را میبخشم. غم پدرم برایمان سنگین بود و دیگر طاقت ندارم غم برادر را ببینم. او را میبخشم تا خداوند سلامت را به او بازگرداند.
درحالی که این زن برادر بیمارش را بخشید، برادر دیگرش حاضر به بخشش متهم نبود و اعلام کرد از آزاد شدن برادرم از مرکز بیماران روانی میترسم. او پدرمان را کشت. میترسم اگر برادرم را ببخشم و از مرکز بیماران درمانی آزاد شود و بیرون بیاید، جان من و خواهرم را بگیرد.
بنابراین عامل جنایت بعد از 13 سال نمیتواند از بیمارستان خارج شود، مگر آن که برادرش او را ببخشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم