مخاطبان فرهنگ ساز در بیان رهبری

در خرداد ماه گذشته رهبر معظم انقلاب در دیدار با کارگزاران و مدیران دستگاه های اجرایی تذکرات جامعی پیرامون مسائل اساسی کشور مطرح فرمودند.
کد خبر: ۱۰۲۵۴۲

محورهای بحث در همه عرصه های علمی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی و مدیریتی گسترده بود و هر یک از مخاطبان بسته به موقعیت و مسوولیت سازمانی خود می توانستند تذکر و پیام خاص خویش را دریافت کنند.
در میان مجموعه نکات مطرح شده ، بعضی مخاطب خاص داشت و در مواردی پیام جنبه عام و همگانی پیدا می کرد و همه حضار مخاطب آن بودند ، وقتی پیامی برای همه مخاطبان باشد ، ضرورت دارد بطور عمیق تر مورد توجه قرار گیرد ، در این میان می توان پیام های عامی را شناسایی کرد که باوجود عام بودن و اهمیت و حساسیت آن ، بدلیل پیچیدگی مطلب و سوابق ذهنی مخاطبان ، آن طور که شایسته است مورد توجه همگان قرار نمی گیرد. از جمله این پیام ها این تذکر بسیار کلیدی و مهم رهبر معظم انقلاب است که فرمودند: «چهره فرهنگی جامعه باید چهره نورانی ، اسلامی و کلا منطبق با فضیلت های اخلاق اسلامی باشد.» شاید خواننده محترم این نوشتار از این پیش داوری تعجب کند اما توضیحات بعدی این تعجب را ذایل می کند. چرا که اگر روی این پرسش اندیشه شود که مخاطب این پیام چه کسانی هستند در مرحله اول این گونه به ذهن می رسد که احتمالا منظور رهبر معظم انقلاب ، نیروهای انتظامی و در مرحله بعد قوه قضاییه و با کمی وسعت نظر دستگاه ها و سازمان های فرهنگی می باشند ، در حالی که توجه به ماهیت و عمق این پیام ، نگرش به این موضوع را تغییری اساسی خواهد داد. برای روشن شدن مطلب باید ابتدا مقدمه ای پیرامون فرهنگ و تغییرات آن داشته باشیم .اگر نخواهیم بحث را با طرح تعاریف متنوع و متعددی که جامعه شناسان و نظریه پردازان مختلف پیرامون فرهنگ دارند طولانی کنیم لیکن مفید خواهد بود که فصل مشترک این تعاریف را که هسته مرکزی اکثریت آنها را شامل می شود توضیح دهیم تا لااقل برداشت نویسنده و خواننده از مفهوم فرهنگ بهم نزدیک شود.ما انسان ها در جریان ایجاد ارتباط و تصمیم گیری های مختلف خود در تمامی عرصه های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی از یک سو تحت تاثیر غرایز حیوانی و جسمی خود هستیم و از سوی دیگر بصورت آگاهانه و ناخودآگاه به عنوان یک انسان از نظام درهم تنیده اعتقادات ، ارزش های ذهنی و نگرش های خود پیروی می کنیم این دو دسته عوامل موثر در پیوند با یکدیگر و تحت تاثیر فرهنگ عمومی جامعه تمایلات و علایق درونی ما را برای انجام رفتارهای مختلف شکل می دهند. هسته مرکزی تمامی تعاریف فرهنگ به نظام اعتقادی و نگرشی و ارزش های ذهنی افراد اشاره می کند و از این طریق اعتقادات بنیادین و ارزش های ذهنی افراد به نحوی در همه ارتباطات و تصمیمات اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی افراد مداخله می کند و لذا وقتی در یک جامعه ، باورهای بنیادین و ارزش های مشترکی وجود دارد ، جوی فرهنگی شکل گرفته که بر همه ارتباطات و تصمیمات اقتصادی ، سیاسی ، فردی و اجتماعی افراد یک جامعه تاثیر گذاشته و آنها را هدایت می کند. از این رو بسیاری از دانشمندان ، فرهنگ را در کنار اقتصاد و سیاست قرار نداده و آنرا به عنوان بستری نظارت کننده و هدایت گر برای اقتصاد و سیاست می دانند. به همین دلیل در دهه های اخیر که در بسیاری از کشورهای جهان سوم تلاش شده است نظام های عاریتی اقتصادی و سیاسی جوامع توسعه یافته که ماهیت آن با باورهای فرهنگی آن کشورها تضاد داشته در این کشورها استقرار یابد ، نه تنها کمکی به روند توسعه آنها نکرده که در بسیاری موارد عامل اختلال و کندی پیشرفت و توسعه آنها شده است . در کشور خود ما نیز ، از اواخر دوره قاجار شاهد مسائلی از این دست بوده ایم و ضربه هایی که از سیاست های غلط دوران رژیم پهلوی بر روند پیشرفت کشور وارد شده است را می توان از این نگاه نیز مورد توجه قرار داد. و چگونگی مقاومت توده های مردم و عالمان دینی را در این امر بررسی کرد. اما جریان انتقال و تاثیر اعتقادات و باورهای بنیادین بر رفتارهای اقتصادی و سیاسی افراد جریانی یکطرفه نیست بلکه دوطرفه است و اگر در جامعه ای رفتارهای غلطی در بین نخبگان و مدیران جامعه تداوم یابد و یا نظام های وارداتی متضاد با باورهای جامعه استقرار پیدا کند و با تمهیداتی تداوم یابد ، متناسب با میزان تضاد و قدرت تاثیر خود ، بر عمق و گسترش باورهای اعتقادی جامعه تاثیر منفی خواهد داشت و می تواند فرهنگ جامعه را تخریب کند. پذیرش این معنا که همه افراد جامعه ضمن تاثیرپذیری از فرهنگ جامعه ، متناسب با نفوذ ، اراده و موقعیت خاص خود بر جامعه تاثیر می گذارند و همچنین قبول این واقعیت که نظام های اقتصادی ، سیاسی و همه سازمان های اجرایی درون این نظام ها ، ضمن این که تحت تاثیر فرهنگ جامعه هستند در صورتی که از ابتدا مبتنی بر اعتقادات و ارزش های درون جامعه طراحی نشده باشند و بر مبنای اعتقادات و ارزش های جامعه دیگری پایه گذاری شده باشند ، در عمل تاثیرات تدریجی خود را بر اعتقادات و ارزش های جامعه خواهند داشت. مشخص می سازد که چرا این بخش از سخنان رهبر معظم انقلاب خطاب به تمامی کارگزاران نظام است . مثال های ملموس در این زمینه تا اندازه ای می تواند مطلب را روشن کند.تصور تاثیراتی که از رهگذر رفیق بازی مدیران در باورهای مردم نسبت به نظام بوجود می آید یا تصوری که از رشوه پذیری یک کارمند در نگاه مراجعه کننده به کلیت یک سازمان خلق می شود یا تاثیر عملکرد یک مهندس شهرساز وقتی با طراحی یک شهر و پیش بینی متعادل همه فضاها برای نیازهای مادی و معنوی شهروندان ، موجب می شود تلفیق بسیار زیبایی از مسجد، عبادتگاه ، مدرسه ، پارک و پارکینگ بوجود آورد. یا تاثیر خوش قولی و انجام به موقع تعهدات یک تاجر ایرانی در ارتباط با طرفهای خارجی در نگاه و ذهنیت دیگران نسبت به نظام جمهوری اسلامی و... در بعد تاثیر نظام ها ، تصور وجود نظام مالیاتی در یک کشور اسلامی که در عمل به دروغ گویان پاداش می دهد و یا وجود نظام آموزش عالی که با انتقال نوع مطالب ظاهرا علمی در حوزه های علوم انسانی ، بنیادهای اعتقادی نسل تحصیل کرده یک جامعه را تخریب می کند و یا تصور وجود راهبردهای اقتصادی که با فراموشی عدالت در جریان تحولات اقتصادی جامعه ، زمینه جدایی قلب و روح توده های مردم را نسبت به کلیت یک نظام اسلامی فراهم می سازد و یا توجه به کارکرد نظام شهرداری ها در یک جامعه که بدون درک تحولات جامعه ، همچنان با پذیرش تقسیم کار غلط در تامین نیازهای شهری ، خود را مسوول توسعه خیابان ها ، پارکها ، پارکینگ ها می دانند و ساخت مسجد و تامین مراکز فرهنگی دینی را بعهده مردم متدین می گذارند ، همه و همه نشان از این دارد که فرهنگ جامعه را همه آحاد و سیستم های مختلف می سازند. همانطور که ملاحظه شد با آن مقدمه و این مثال ها بخوبی می توان نتیجه گرفت که وقتی رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «چهره فرهنگی جامعه باید چهره نورانی ، اسلامی و کلا منطبق با فضیلت های اخلاقی اسلامی باشد» تحقق آن به این امر بستگی دارد که همه مدیران و نیروهای با نفوذ اجتماعی برای خود سه وظیفه اصلی را درک کنند.

1- وظایفی که متاثر از هدف شکل گیری سازمان مربوط است و هر لحظه به آن می اندیشند.
2- توجه به تاثیری که اخلاق ، رفتار و سبک مدیریت مدیر و تصمیمات او برای تحقق اهداف سازمانی در فرهنگ جامعه می گذارد و باید مورد ارزیابی و اصلاح قرار گیرد.
3- کارکرد فعلی نظام و سازمانی که او مسوول آن است و از این بعد بررسی نماید که کارکرد فعلی این سازمان چه تاثیرات مثبت و منفی در فرهنگ عمومی جامعه دارد. در اینجا این پرسش مطرح می شود که اگر قرار باشد همه مدیران اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی ، قضایی و نظامی در جریان پی گیری اهداف سازمانی خود مواظب تاثیرگذاری های فرهنگی خود باشند پس سازمان های عریض و طویل فرهنگی مثل صداوسیما ، آموزش و پرورش ، فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان تبلیغات اسلامی و ده ها سازمان دیگر چه رسالتی را به عهده دارند. پاسخ روشن است این سازمان ها در قدم اول باید فرهنگ عمومی جامعه را اصلاح کنند که بخشی از آن تاثیرگذاری بر عملکرد سازمان های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی است تا زمینه و انتظار برای اصلاحات عملکردی و رفتاری از همه سازمان ها بوجود آید و در قدم بعد، با همه سازمان های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی همکاری کنند تا با اصلاح شاخص هایی از فرهنگ جامعه ، آنها را در تحقق اهداف اصلی خویش یاری نمایند و همچنین در صورت بوجود آمدن تقاضا در سازمان های غیرفرهنگی برای شناخت و اصلاح تاثیرات فرهنگی خود ، آنها را در این امر یاری رسانند ، برای شفاف شدن موضوع ، تصور نمایید در رسانه هایی مثل صداوسیما، مطبوعات ، وزیر و معاونان وزارت کار و امور اجتماعی در یک برنامه اختصاصی ذیل تحقق این انتظار رهبر معظم انقلاب ، مورد پرسش قرار بگیرند که:
1- قوانین موجود در حوزه مسوولیت شما ، روش کار همکاران شما ، دستورالعمل ها و نحوه خدمات رسانی آن وزارتخانه چه تاثیری در اعتقادات و باورهای مردم نسبت به نظام اسلامی ، حکومت دینی و احساس مردم نسبت به ایرانی بودن می گذارد؛
2- پرسش بعدی این که در فرهنگ عمومی جامعه چه موانعی برای تحقق اهداف وزارت کار و امور اجتماعی وجود دارد؛ و همین پرسش از وزرای صنایع ، ارتباطات ، اطلاعات و.... مطرح شود.
بدیهی است ایجاد چنین فضایی با توجه به دلسوزی و تعهدی که در اکثریت مدیران نظام وجود دارد ، زمینه ایجاد تقاضا برای شناخت فرهنگ و ماهیت آن را فراهم ساخته و اگر سالی یکبار چنین فضاسازی صورت گیرد ، آنگاه روند حرکت به سوی اصلاح چهره فرهنگی جامعه به سمت اخلاق و فضیلت های اسلامی آغاز می گردد و از پی آمدهای مثبت آن ، بها یافتن شخصیت هایی است که عمر خود را در حوزه فرهنگ و فرهنگ سازی سپری کرده اند و به دنبال تقاضا برای بهره گیری از ظرفیت های فکری عالمان دینی ، اساتید متدین دانشگاه ها ، نویسندگان و هنرمندان متعهد و دردآشنا توسعه پیدا می کند و در افقی نه چندان دور ، جریان توزیع استعدادهای درخشان کشور از فضای مخرب موجود که تماما به سمت رشته های پزشکی و مهندسی می روند در روندی متعادل بین همه تخصص ها توزیع می گردد و با شکل گیری چنین جوی ، زمینه تحقق سایر تذکرات فرهنگی رهبر معظم انقلاب - که در این نشست و سایر نشست ها مطرح کرده اند - فراهم می شود مباحثی چون :
برجسته و شفاف کردن هویت اسلامی ایران در دنیای اسلام.
تدین ، به دور از خرافه و کاوش در منابع دینی.
نوآوری و ارائه سخن نو در مقابل افکار عمومی متفکران و اندیشمندان مسلمان.
همکاری ، گذشت ، کمک ، صبر ، حلم را در جامعه اسلامی رشد دادن.
در پایان امید است پیشنهادهای مطرح شده در این نوشتار مورد توجه رسانه های مختلف بویژه مدیران محترم شبکه های مختلف صداوسیما قرار گیرد.

مهندس حسن بنیانیان
رئیس حوزه هنری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها