طی همین چند روز، روایتهای مختلفی در مورد میزان تلفات یا موثر بودن آن در منابع خبری گزارش شده است. مسالهای که یک بار دیگر نشان داد آمریکا هیچ هدف روشنی برای مبارزه با تروریستها نداشته و فقط به فکر اعمالی تبلیغاتی است. اینگونه حملات طی سالهای گذشته اثبات کرده هیچ کارایی ندارد و باعث میدان دادن بیشتر به تروریستها و گروههای شبهنظامی میشود. حمله روز جمعه به نیروهای نظامی ارتش افغانستان تائیدی بود بر این امر؛ حملهای که از حیث میزان تلفات میتوان آن را در چند سال اخیر بیسابقه دانست.
بیش از 100 کشته
درحالی که طی چند وقت اخیر بحث مذاکره با طالبان در محافل سیاسی افغانستان شنیده میشد و برخی از پایان یافتن حملات این گروه سخن میگفتند، عصر روز جمعه شبهنظامیان وابسته به این گروه با انجام حملهای گسترده علیه نیروهای ارتش نشان دادند افغانستان برای رسیدن به صلح و آرامش، قطعا راه طولانی در پیش خواهد داشت. مقر سپاه 209 شاهین در منطقه دهدادی ولایت بلخ در شمال افغانستان، هدف تازه نیروهای طالبان بود.
آنطور که منابع خبری گزارش کردهاند، مهاجمان که تعدادشان بین شش تا ده نفر اعلام شده با لباس ارتش و به بهانه انتقال زخمیهای جنگ تا دروازه سوم این پایگاه پیش رفته و سپس شروع به تیراندازی میکنند. حملهکنندگان سربازان ارتش را که در مسجد این پایگاه در حال نماز بودند، هدف قرار دادند. آنها سپس به سمت سالن غذاخوری در مجاورت این مسجد رفتند و به تیراندازی خود ادامه دادند. روایتهای مختلفی در مورد میزان کشتهشدگان وجود دارد. درحالی که منابع نزدیک به دولت، تعداد کشتهشدگان را 70 و مجروحان را بیش از 80 نفر اعلام کردهاند، منابع محلی در ولایت بلخ میگویند تا ظهر دیروز تعداد کشتهشدگان به حدود 130 نفر رسید. در این میان طالبان با پذیرش مسئولیت این حمله گفت شمار کشتهشدگان بیشتر از آن است که دولت افغانستان میگوید.
اگرچه نیروهای نظامی و ارتش افغانستان طی سالهای گذشته پیشرفتهایی از لحاظ تجهیزات و آموزش داشتهاند، اما هر ازگاهی حملاتی اینچنینی صورت گرفته و مشخص میشود این نیروها در زمینه اطلاعات و امنیت همچنان با کاستیهای فراوانی روبهرو هستند. حمله روز جمعه نیز با چنین مشکلی روبهرو بود.
به گفته منابع نزدیک به نیروهای نظامی، برای وارد شدن به این پایگاه باید از چند ایست بازرسی عبور کرد و افراد برای ورود به آن بازرسی بدنی میشوند و حتی از آنان اسناد هویتی خواسته میشود. هنوز انگیزههای گروه طالبان از انجام این حمله خونبار روشن نیست. بعضی ناظران احتمال میدهند طالبان خواسته باشد در آستانه بهار و شروع جنگهای جدید، ضرب شستی به نیروهای نظامی این کشور وارد کرده باشد. این حمله بخصوص بعد از حملات داعش میتواند حاکی از یک برتری نظامی برای گروه طالبان باشد.
رقابت روسیه و آمریکا در افغانستان
در بحبوحه تشدید ناامنیها در افغانستان، برخی تحلیلگران و کارشناسان میگویند این کشور در حال تبدیل شدن به میدان جدید یک جنگ نیابتی میان روسیه و آمریکاست.
طی ماههای اخیر روسیه اقداماتی در جهت امن کردن مرز تاجیکستان و افغانستان انجام داده است. نیروهای نظامی روسیه در سال 2005 به حضور خود در این منطقه مرزی پایان دادند، اما بتازگی و به دنبال افزایش حضور شبهنظامیان طالبان و تروریستهای داعش در شمال افغانستان، مسکو به دنبال حضور دوباره در این منطقه است.
برای تحقق این هدف، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه اواخر ماه فوریه به تاجیکستان سفر کرد. پوتین پس از نشست خبری با همتای تاجیکستانی خود اعلام کرد توافقاتی برای دفاع از این منطقه مرزی حساس انجام شده است. به عقیده کارشناسان، روسها به دنبال استفاده از ظرفیتهای پایگاه نظامی 201 خود در این کشور هستند. در بعد سیاسی نیز میتوان طی چند ماه اخیر بخوبی شاهد تحرکات مسکو بود. در روز 14 آوریل، مسکو میزبان کنفرانس صلح افغانستان بود که مقاماتی از چین، ایران، پاکستان، هند، افغانستان و چند کشور آسیایی دیگر حضور داشتند. از ماه دسامبر تا آن زمان، این سومین کنفرانس صلحی بود که به میزبانی روسیه برگزار میشد. اگرچه روسها از آمریکا برای شرکت در این نشست دعوت کردند، اما واشنگتن نمایندهای به این نشست نفرستاد. مقامات روسی میگویند طالبان یک جنبش سیاسی است و باید وارد روند سیاسی کشور افغانستان شود؛ کاری که دولت افغانستان و مقامات غربی با آن بشدت مخالف هستند.
برهمین اساس تحلیلگران میگویند افزایش حضور نظامی و سیاسی روسیه در افغانستان باعث نگرانی مقامات آمریکایی شده است. اگرچه افغانستان در مقایسه با سوریه از اولویت کمتری برای مقامات آمریکایی برخوردار است، اما واشنگتن نمیخواهد در افغانستان نیز قافیه را به روسها ببازد. بر همین اساس گفته میشود وزارت دفاع آمریکا به دنبال افزایش حضور نظامیان خود در این کشور است. برخی نیز میگویند با توجه به وابستگی شدید ترامپ به ژنرالهایش، تقویت نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان گزینهای کاملا محتمل به نظر میرسد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم