فاطمه دختر حزام بن خالد و مادرش شمامه از خانواده سهیل بن عامر بن کلاب می باشد. بنابه گواهی تاریخ ، اجداد ام البنین (ع) همواره جزء دلیران عرب محسوب می شده اند و مورخان آنان را به دلیری و رشادت در هنگام نبرد ستوده اند.
کد خبر: ۱۰۱۶۷۸
پس از شهادت پاره تن و ریحانه پیامبر اکرم (ص) و بانوی زنان عالمیان ، فاطمه زهرا (س) ، حضرت امیرالمومنین (ع) برادرش عقیل را فراخواند و از او خواست همسری برازنده وامینی مهربان برای فرزندانش برگزیند. عقیل ، حضرت ام البنین که ازشیفتگان و مدافعان اهل بیت (ع) بود ، انتخاب کرد. این بانوی مکرمه زنی عالم ، فاضل و عارف به عظمت اهل بیت (ع) بود و در دوستی ایشان دارای اخلاص بودو بسان مادری دلسوز و پرستاری مهربان به مراقبت و دلنوازی از حسنین (ع) و زینبین (س) پرداخت . اهل بیت عصمت و طهارت (ع) نیز در احترام و بزرگداشت آن کوشیدند و از قدردانی نسبت به وی چیزی فروگذار نکردند. می گویند زینب کبری (س) پس از رسیدن به مدینه به نزد ام البنین شتافت و شهادت چهار فرزندش را تسلیت گفت . رفتن نواده پیامبر اکرم (ص) ، (شریک نهضت حسینی و قلب تپنده قیام حسینی) نزد ام البنین و تسلیت گفتن شهادت فرزندان برومندش در آن برهه غمباراززمان ، نشان دهنده منزلت والای ام البنین نزد اهل بیت (ع) است. او مادر چهار فرزند است که در راس آنها عباس قمر بنی هاشم و ساقی و علمدار رشید کربلا و نیزعبدالله و جعفر و عثمان است . در قدرت ایمان و استقامت او همین بس که پس از آن که خبر شهادت فرزندانش را یکی یکی به او می دادند پیاپی از امام حسین (ع) خبر می گرفت و می گفت : فرزندان من و آنچه در زیز آسمان است فدای حسین باد. چون از شهادت امام حسین (ع) مطلع شد فریادی کشید و گفت : رگ قلبم را پاره کردی و صدا به ناله و شیون بلند کرد. این بانوی جلیل القدر برخلاف رعب ووحشت حاکم پس از واقعه کربلا همه روزه به بقیع می رفت و یاد عاشورا را در اذهان زنده نگاه می داشت . به نوعی که مروان با آن قساوت قلب از صدای مرثیه ام البنین به گریه می افتاد. هنگامی که زنهای عرب او را با عنوان ام البنین خطاب کرده و به وی تسلیت می گفتند ایشان ابیات تاثیرگذاری را می سرودند: ای زنان مدینه دیگر مرا ام البنین نخوانید و
مادر شیران شکاری ندانید ، مرا فرزندانی بود
که به سبب آنها ام البنینم می گفتند ولی اکنون
دیگر برای من فرزندی نمانده و همه را از دست داده ام
آری من چهار باز شکاری داشتم که آنها را هدف تیر قرار دادند و رگ
گردن آنها را قطع نمودند ، دشمنان با نیزه های
خود ابدان طیبه آنها را از هم متلاشی
کردند...ای کاش می دانستم آیا این خبر
درست است که دستهای فرزندم قمر
بنی هاشم (ع) را از تن جدا کردند