به گزارش خبرنگار جام جم ، بعدازظهر 17 آذر ماه سال گذشته یکی از اهالی خیابان 13 آبان شهرری با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و از درگیری مردی با زن سابقش خبر داد. ماموران کلانتری به محل حادثه اعزام شدند و پس از کسب نیابت قضایی وارد خانه شده و با جسد زنی به نام معصومه روبه رو شدند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود. ماموران همچنین پی بردند که شوهر سابق وی با چاقوی خون آلودی که در دست داشته ، با تهدید فرزندانش خانه را ترک کرده و به مکان نامعلومی متواری شده است . به دنبال این ماجرا ، جسد مقتول از سوی بازپرس کشیک امور جنایی شهرری برای بررسی علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات برای یافتن مخفیگاه قاتل فراری آغاز شد. تحقیقات ادامه داشت تا این که 2 روز پس از وقوع قتل ، محمود (متهم به قتل) در شهر قم شناسایی و دستگیر شد و به اداره 10 پلیس آگاهی تهران منتقل گردید. محمود در بازجویی های پلیسی به صراحت به قتل زن سابقش اعتراف کرد و با قرار قانونی روانه زندان شد. روز گذشته متهم به قتل در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران حضور یافت . در ابتدای جلسه دادیار رضوانفر ، نماینده دادستان تهران به شرح کیفرخواست پرداخت و برای متهم تقاضای مجازات قانونی کرد و اولیای دم هم برای قاتل تقاضای قصاص کردند.
تقاضای دختر برای قصاص پدر
دختر مقتول به قاضی عزیز محمدی ، رئیس دادگاه گفت : من از پدرم شکایت دارم. مادرم بی گناه بود و او بیرحمانه مادرم را از من گرفت. با داشتن 17 سال ، باید به تنهایی مسوولیت زندگی ام را به دوش بکشم و مدام در حسرت مادر باشم . وی ادامه داد: چند سال پیش پدر و مادرم بر سر اختلافاتی که با هم پیدا کردند ، بناچار از هم جدا شدند و من و برادرم ماندیم و هزاران آرزوی برباد رفته. روز حادثه ، مادرم آمده بود من و برادرم را ببیند و پس از قانع کردن پدرم ، خود سرپرستی ما را به عهده بگیرد. وقتی پدرم متوجه شد که مادرم قصد گرفتن سرپرستی ما را دارد ، ناراحت شد و شروع به جر و بحث با وی کرد. دختر مقتول افزود: پدرم باید قصاص شود. او بی آن که به آینده من و برادرم فکر کند ، جان مادر بی گناهمان را گرفت سپس قاضی دادگاه از محمود (متهم به قتل) خواست از خود دفاع کند.
احساس پشیمانی پدر خطاکار
در دادگاه متهم به قتل گفت: من قبول دارم که زن سابق خود را به قتل رسانده ام. هر یک از ما پس از جدایی از هم ازدواج کردیم. واقعا انگیزه خاصی برای قتل معصومه نداشتم. او می خواست هر طوری شده ، فرزندانم را نزد خود ببرد. بچه ها امید زندگی ام بودند نمی توانستم دوری آنها را برای یک لحظه تحمل کنم . متهم به قتل افزود: در یک لحظه کنترلم را از دست دادم و دیوانه وار به سویش حمله کردم و به علت ترس ، پا به فرار گذاشتم. من از خانواده مقتول و فرزندانم خجالت می کشم. از خانواده مقتول و بخصوص دخترم می خواهم از جرم سنگین من بگذرند و مرا حلال کنند. می دانم مرتکب اشتباه شده ام اما عاجزانه می خواهم فرصتی دوباره به من بدهند تا همه چیز را جبران کنم .