در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان اصلی به خودی خود میتوانست به یک فیلم جنایی و پلیسی خوشساخت تبدیل شود اما فیلمساز گویی همه چیز را میچیند تا به پایان خود برسد و به نوعی با گروهی که مسبب این داستان میداند تسویهحساب کند؛ تسویهای ناشیانه و سطحی که در ذهن نمیماند، چون عمقی ندارد و به لحاظ تاریخی هم با واقعه اصلی تفاوتهای فراوانی دارد.
ماحی کارچاق کن و کارپرداز یک شرکت بینام ونشان و واسطهای است که میخواهد چندصد میلیون یورو پروتز سینه قلابی و فاسد از فرانسه وارد ایران کند. پولهای شرکت توسط دولت فرانسه به دلیل تحریمها علیه ایران توقیف میشود و حالا ماحی میخواهد با ترفندهای خاص خودش از «نامی» که یک شرکت ترخیص کالا و ارتباطات غیرقانونی فراوانی هم دارد، بخواهد پولها را آزاد کند اما در این میان نامی از ماحی میخواهد با او ازدواج کند و بچهدار شوند و هر زمان فرزندش که اتفاقا پسر هم باید باشد به دنیا آمد پولها ترخیص خواهد شد و البته بهطور موازی نامی به وسیله استاد سابقش درگیر جریان خارج کردن شمشهای طلا از ایران میشود که در نهایت توسط پلیس ترکیه توقیف میشود و باقی ماجرا.
فیلم داستان مغشوش و آشفتهای دارد که میخواهد در لایههای زیرین خود به فساد و پولشویی بپردازد اما این کار را با داستانی سردرگم و در جاهایی سادهلوحانه پیش میبرد. نمونه بارز آن تاکید نامی بر پسر بودن، خوشگل بودن و شبیه ماحی بودن فرزندش است که حتی میخواهد به دکتر زنان و زایمان رشوه بدهد تا زمان جراحی اجباری برای از بین بردن یکی از قلها به زیبایی آن یکی آسیبی وارد نشود و مضحکتر این که با دیدن عکسهای ماحی قبل از عمل زیبایی، گویی به یک کشف عظیم میرسد و متوجه میشود چهره همسرش قلابی بوده است! چطور آدمی که مثل آب خوردن و در این سطح معاملات کلان میکند و سفرهای بسیار داشته، نمیتواند تشخیص دهد این زن چهرهاش اساسا با جراحی این گونه شده و تا این حد سادهلوح و ناشی است و این که اصلا این داستان عقدههای او در کودکی و زشتیاش و حتی قصه مادرش که اصلا به داستان نمیچسبد به قصه طلاها و پروتزهای فاسد چهربطی دارد؟!
ماحی چند خرده قصه بیربط به هم دارد که پیوندی ارگانیک با هم ندارند و داستان اصلی و مدنظر فیلمساز که همان خروج طلاهاست بسیار دیر شروع میشود و اساسا فیلم بین داستان ماحی و نامی و یک اثر شبهافشاگرانه مردد است و این زیر متنها هرگز فضای درستی برای روایت قصه اصلی فراهم نمیکند.
فیلمسازی سیاسی یا سفارشی؟
ماحی در دقایق پایانی خیلی راحت خودش را لو میدهد. این که اصلا قصد فیلم آن طور که در کپشن ابتدایی میگوید نمایش شرکتها و آدمهایی که از تحریمها پولدار میشدهاند، نیست و بیشتر میخواهد یک گروه را که احتمالا سرمایهگذاران فیلم هستند از این داستان مبرا کند. اگر به شکل هنرمندانه و زیرپوستی این اتفاق بیفتد نهتنها اشکال نیست که نشان از هوشمندی یک فیلمساز دارد اما اینجا به سادهترین و بدترین شکل ممکن و بعد از حدود 90 درصد از فیلم و زمانی که فیلمساز نتوانسته یا فکر میکرده منظورش را نرسانده با پخش سخنرانی رئیسجمهور سابق و وعدههای مشاور یکی از نامزدهای انتخابات قبلی برای تغییر ساختار اقتصادی و جلوگیری از اتفاقات مشابه میخواهد حرفش را بزند. دقیقا شیوهای گزارشی و خبری که با ذات سینما بسیار فاصله دارد و نکته مهمتر این که خروج کانتینرها و پول در سال 1387 اتفاق میافتد نه سال 92 و آن هم دقیقا روز انتخابات تا مثلا فرصتطلبان این روز را برای این کار انتخاب کنند، چون به قول دیالوگ فیلم کسی حواسش به این مسائل نیست.
فیلم سیاسی ساختن با فیلم سفارشی ساختن تفاوتهای بسیاری دارد. این که در یک فیلم در نهایت یکی دو متلک در حد چادر سرکردن ماحی و رفتن به ختم مادر وزیر آن هم برای در چشم بودن بیندازیم فیلم سیاسی نمیشود و واقعیتی را نمیگوید. در فیلم سیاسی باید وقایع در زمان خود و با منطق درست اتفاق بیفتد، درست بر عکس فیلم سفارشی که هر داستانی و هر اتفاقی در هر زمانی مثل فیلم ماحی میتواند به داستان وصله شود. این نکته حاصلش تاریخ مصرفدار شدن و ارتباط نداشتن با مخاطبی میشود که از اصل داستان بهواسطه خبر و دنیای ارتباطات مطلع است و میخواهد روایت دراماتیک و هنرمندانه فساد را روی پرده سینما ببیند و نه یک گزارش خبری مغشوش و این که همیشه دفاع از یک جریان اگر بد و ناشیانه اتفاق بیفتد از بسیاری از دشمنیها اثرات مخرب بیشتری خواهد داشت.
بازیهای ماحی در کلیت و بازیگر نقش ماحی بهطور خاص از بدترین بازیهای سینمایی اکران سال گذشته است. آنا نعمتی به شکل عجیبی بد حرف میزند و نمیتواند دیالوگهایش را ادا کند. مهران احمدی هم با گریم متفاوتش سعی میکند اجرایی متفاوت داشته باشد اما این طور نیست. مورد استثنای این فیلم احسان امانی است که مانند تمام فیلمهایش در زمانی کوتاه و حتی برای چند سکانس فوقالعاده است و نقشهای مکمل را به شکلی ویژه اجرا میکند.
بهرنگ ملک محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: