به نظر میرسد، این بازیگوشی به جنبههای دیداری و شنیداری خلاصه نشده و داستانپرداز فیلم با ایجاد تقارنهای بعید میان شخصیتهای مختلف فیلم و با یک ایده شبهتناسخی در حال ارتباط دادن گذشته، حال و آینده آدمهاست. تمارض اینگونه با اشاره به امکانهای مختلف برای روایت فیلمها، به تجربهای درباره مدیوم سینما شبیه شده است؛ فیلمی که انگار صناعت خودش را هم افشا میکند. از طرفی، تمام بضاعت تمارض معطوف به کار با امکانات تازه بیانی سینمایی نشده و یکی از دستاوردهای فیلم بافت زنده، غنی و با مناسبات اصیل و اینجایی شخصیتهاست. بخش عمدهای از فیلم گفتوگوهای برآشوبنده و کنشهای جسورانه چهار شخصیت اصلی است که از نظر دراماتیک مثل یک گلوله برف بزرگ و بزرگتر میشود تا به نقطه اوج قصه نزدیک شود. دیالوگها پرحسوحال است و دو شخصیت فیلم از نظر منش، جلوههای ظاهری و شیوه درآوردن چنین نقشهایی بهیادماندنی است، همانطور که فصل پرآشوب و ملانکولیک رقص در خاطر میماند. تمارض در بیمعیاری پذیرش فیلمهای بخش مسابقه جشنواره فجر امسال متاسفانه نادیده گرفته شد؛ فیلم هیجانانگیزی که میتوانست در این روزهای پر شر و شور سینمایی بخشی از پازل سینمای ایران را کامل کند؛ فیلمی که با پا گذاشتن به یک حوزه ناامن، میتواند راه سومی را در سینمای ما باز کند.
محمد وحدانی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم